« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/10/21

بسم الله الرحمن الرحیم

(مسألة 2): يعتبر في النيّة تعيين المنويّ من الحجّ والعمرة،/أحكام المواقيت /كتاب الحج

 

موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /(مسألة 2): يعتبر في النيّة تعيين المنويّ من الحجّ والعمرة،

 

بعد از اینکه در جلسه گذشته و جلسات پیشین روشن شد، کما ذهب کثیر من الفقها علاوه بر نیت احرام نیت آنچه که باید انجام بگیرد بعنوانه واجب است و ادله که برای عدم اثبات منوی مطرح شده بود مورد نقد قرار گرفت.

در ادامه مطرح میشود آیا تعیین منوی در آنچه بنای انجام است، بنحو تفصیلی لازم میباشد یا اگر منوی به نحو اجمال هم تعیین شد کفایت میکند ؟

مقصود از تعیین اجمالی این است که مثلا نیت کند محرم میشوم برای نسکی و عمل یکه بر من واجب است، بدون اینکه عنوان اآن را مشخص کند، مثلا بدون اینکه حج تمتع بودن آن را هم معین کند و مقصود از تفصیلی آن است که علاوه واجب بودن، نوع حج را مثل حج تمتمع اینکه برای خودش است یا غیر خودش معین شود.

در مانحن فیه برخی روایاتی وجود دارد که در این زمینه وارد شده است، مثلا از پیامبر مکرم اسلام در حجة الوداع در خصوص احرام امیر المومنین علی علیه السلام که از یمن آمده بود و پیامبر مکرم اسلام سوال کرد يا علي بأي شي‌ء أهللت به چی محرم شدی؟ فقال أهللت بما أهلّ النبيّ- ص- به انچیزی محرم شدم که پیامبر خدا محرم شده است بعد پیامبر فرمود فقال لا تحلّ أنت فأشركه في الهدى الحديث‌[1]

 

ظاهر عبارت امیر المومنین این است که محرم میشوم به هر آنچه پیامبر خدا محرم شده بود و تعیین نکرد این قران است یا افراد است یا غیر ذلک و علی الظاهر تایید در این روایت میتواند دلیلی باشد بر اینکه اگر فی الجمله عمل معین شده باشد هر چند بعدا نوع آن را تعیین کند اشکالی ندارد.

و روی همین جهت است میبینیم سید یزدی در عروه بعدا مسئله سوم دارد نعم الأقوى كفاية التعيين الإجمالي حتى بأن ينوي الإحرام لما سيعينه من حج أو عمرة، فإنه نوع تعيين [2] در هر صورت در مانحن فیه همانطور که ملاحظه میکنید میتوان به این نتیجه رسید که مکلف در حین احرام از دو حال خارج نیست تارة در حین احرام مطلق انجام نسک را بدون هیچ گونه تعیینی قصد میکند و این امر مطلق طوری هست که از ابهام کامل برخوردار است، طبعا از آجا که مستند ما برای اثبات منوی قاعده الاعمال بالنیات است، به این مکلف قاصد نسبت به منوی نمیگویند و تارة اخری قصد مکلف در حین احرام این است که در یک حدی عملی را که میخواهد انجام دهد تعیین کند و در خصوص برخی ویژگیهای امتیازی عمل نظرش این است بعدا معلوم کند، با توجه به این که اعمال مشترک بین فلان و فلان عمل است در این صورت به این شخص نیت کننده به منوی میگوییند و تعیین برخی از خصوصیات در بعد ضرری به صدق نیت به منوی نمیرساند، لذا تمام ملاک در ما نحن فیه آن است که این شخص بر اساس نیتی که میکند تعیین کننده منوی بر او صدق کند لذا نه میتوان گفت تعیین فی الجمله مطلقا اشکالی ندارد و نه میتوان گفت تعیین به تفضیل به اعلی وجه لازم است همین که نیت او به محدوده عملی صورت بگیرد که در عرف میگویند منوی را مشخص کرده است کفایت میکند

در ادامه دو نکته دیگر هم مطرح شده است

در حقیقت فرع دوم و سوم را تشکیل میدهد، اینکه علاوه بر نیت احرام و نیت منوی قصد وجه هم معتبر است؟ یا قصد وجه معتبر نیست؟

یعنی تعیین کرد عمل انجام میدهد تمتع است آیا لازم است تعیین کند این حج تمتع بر او واجب است یا مستحب است یا خیر

عرض میکینم که در جای خود مفصل بجث شده است

قصد وجه در هیج یک از عبادات معتبر نیست و دلیلی هم برای آن ذکر نشده است همانطرو که حضرت امام هم فرموند: وأمّا نيّة الوجه فغير واجبة

در ادامه یک استثنایی را مطرح میفرمایند: إلّا إذا توقّف التعيين عليها، مگر اینکه تعیین منوی متوقف بر قصد وجه باشد مثلا فردی هست نذر کرده است یک حج واجب انجام دهد یک جج مستحب انجام دهد و در اینجا تعیین متوقف است یکی را بگوید قصد معتبر است و الا معتبر نیست

فرع سوم هم ایا نیت در مانحن فیه به معنی این است خطور ببال نموده و نفس التفات به عمل داشته باشد یا مکلف لفظا مطرح کند و این هم روشن است که نیازی به لفظ نیست ولايعتبر التلفّظ بالنيّة ولا الإخطار بالبال.

 


logo