« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/10/20

بسم الله الرحمن الرحیم

(مسألة 2): يعتبر في النيّة تعيين المنويّ من الحجّ والعمرة،/أحكام المواقيت /كتاب الحج

 

موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /(مسألة 2): يعتبر في النيّة تعيين المنويّ من الحجّ والعمرة،

بحث درباره مسئله دوم از مسائلی بود که ذیل مباحث احرام مطرح شد

و عرض کردیم ذیل این مسئله سه فرع مطرح میشود.

فرع اول در خصوص نیت، تعیین منوی یعنی حج یا عمره و نوع آنها لازم است یا لازم نیست؟ که حضرت امام رضوان الله تعالی علیه فرمودند: تعیین منوی یعنی حج است یا عمره، و در صورت حج تمتع است یا فران و یا افراد یا اینکه برای خودش است یا سایرین اینها لازم است لذا اگر تعیین نکند و بگویید بعدا معین میکنم این عمل انجام گرفته شده قابل قبول و مطلوب نیست

در قبال این مطلب علامه حلی در کتاب تذکر فرموده بودند: ولو نوى الإحرام مطلقا ولم يذكر لا حجّا ولا عمرة ، انعقد إحرامه ، وكان له صرفه إلى أيّهما شاء إن كان في أشهر الحجّ ، لأنّها عبادة منويّة.[1]

بر اساس این نظریه علامه در تذکره، تعیین منوی ضرورتی ندارد، اگر نیت احرام برای انجام مناسک را داشته باشد، کفایت میکند و میتواند بعدا نوع آن را تعیین کند، علاوه بر علامه کاشف اللثام این نظریه را تقویت کرده بودند.

و اما اینکه مستند علامه چه چیزی هست، در خصوص مستند فرمایش علامه در تذکره و کفایت نیت مطلق احرام بدون تعیین منوی چند وجه قابل ذکر است.

وجه اول از وجوهی که در راستای دفاع از این نظریه قابل طرح است، این است که یک تفاوتی در احرام حج که خود عبادتی از عباداتت است با سایر عبادات دارد، با این توضیح که احرام به حج عملی است که با افساد و خراب کردن نمیتوان از آن خارج شد، بعد از انجام احرام تنها راه خروج از این عبادات چیزی جز اتمام عمل به صورت کامل نیست، لذا اگر احیانا شخصی بعد از احرام حق نزدیکی با همسر ندارد ولی اقدام به این عمل بکند باز از حج خارج نمیشود.

باید این حج را به اتمام برساند، اگر قائل به افساد هم یشویم بعد از اتمام حج انجام آن به صورت قضا سال آینده واجب میشود، این خصوصیت احرام است که با افساد نمیتوان از آن خارج شد. اگر کسی محرم شد، نیت کرد و تلبیه را گفت نمیتواند احرام را به هم بزند و افساد کند، ولی سائر عبادات اگر کس افساد کند، موجب خروج از عمل میشود، مثلا نماز میخواند هر چند که حق به هم زدن آن را ندارد، با این وجود اگر آن را باطل نماید، فاسد شده و باطل شده است و دوباره اقدام به انجام عمل ادا نماید، بر همین اساس اگر کسی به صورت مطلق احرام را نیت کند این احرام منعقد است و میتواند بعدا نوع را تعیین کند.

پاسخ به استدلال وجه اول

این استدلال قابل قبول نیست، درست است که احرام به افساد از بین نمیرود ولی این مستلزم عدم اعتبار تعیین منوی و عملی که میخواهد انجام بدهد نخواهد بود، اساسا بحث در این است اگر شخص منوی را تعیین نکند احرام او منعقد میشود یا نمیشود؟ و کسانی که معتقد هستند تعیین منوی لازم است، میگویند احرام منعقد نمیشود، نه اینکه منعقد میشود و باطل نیست و به افساد از آن نمیشود خارج شد، لذا این فرمایش قابل قبول نمیتواند باشد

دلیل دوم و وجه دوم برای بیان علامه قابل ذکر است؛ اینکه احرام یک عملی است اگر در قبال آن به کسی مزدی داده شود انجام دهد یا نه تطوّعا شخصا بخواهد از جانب دیگری محقق کند، احرام از جانب غیر محقق میشود، وقتی محقق شد بر این شخص واجب است که آن را با انجام مناسک به اتمام برساند، و عملی که این شخص انجام میدهد از جانب غیر که واجب برای او است مخقق میشود و این دلیل بر این است که احرام به صورت مطلق قابل ایجاد است، نهایت بعد از اینکه منعقد شد میتواند تعیین کند که این احرام انجام گرفته از جانب غیر برای حج او باشد و یا برای عمره او باشد اگر تعیین کند برای حجش باشد از حج میشود و اگر عمره باشد از عمره حساب میشود.

در حقیقت انقلاب در منوی و حکم در مانحن فیه واقع میشود و این دلیل بر این است که تعیین منوی از اول لازم نیست.

پاسخ به استدلال و وجه دوم

و این فرمایش هم از این جهت قابل قبول نیست که اینکه ما بگوییم فرد از ابتدا احرام را به صورت مطلق نیت کند و بعد به مجرد اینکه منوی را معین کند از اطلاق خارج شده این اول کلام است، بلکه ما میتوانیم بگوییم از اول نیت آن نوع خاص را نکرده است این عمل باطل است کما اینکه حضرت امام مدعی این است، اما اینکه بگوییم از منوب عنه واقع نمیشود و این هم متفرع بر این است که انقلاب این عمل را بپذیریم، در حالی که نفس انقلاب احرام از مطلق به خاص اول کلام است

این استدلا هم نمیتواند قوی در جهت اثبات آن نظر علامه باشد

وجه سوم این است برخی از عامه یک روایتی را مطرح کردند اینطور نقل کردند در کتب حدیثی و تاریخی که پیامبر مکرم اسلام برای انجام مناسک از مدینه خارج شد و از مسجد شجره محرم شد لَا يُسَمِّي حَجًّا وَلَا عُمْرَةً[2] تعیین نکرد این عمل ایا حج است یا عمره میباشد را معین نکرد، منتظر ماند چه میشود بعدا تعیین کرد، این مبتنی بر این است که تعیین از اول واجب نیست

در پاسخ عرض میکنیم اولا این مطلب از اهل سنت است و از جهت سندی قابل اعتماد نیست

ثانیا روایاتی که که در کتب ما در خصوص حجة الوداع پیامبر وارد شده است، دلالت بر این دارد که پیامبر خدا در خصوص حجة الوداع برای حج قران محرم شده ونوع آن را هم تعیین کرده و تعیین شده است

لذا بگویید پیامبر مکرم اسلام بدون تعیین محرم شد، این هم قابل قبول نیست

در کتب اهل سنت مطرح شده است که پیامبر چون هدی به همراه داشت، نیت حج قران [3] کرده بوده و در روایات ما نوع حج را تعیین کرده

با این حساب فرمایش علامه : ولو نوى الإحرام مطلقا ولم يذكر لا حجّا ولا عمرة ، انعقد إحرامه ، وكان له صرفه إلى أيّهما شاء مستند به سند خاصی نمیتواند باشد و قاعده الاعمال بانیات دلالت دارد علاوه بر احرام نوع عمل هم تعیین شود.

حالا تعیین تفصیلی باشد یا تعیین اجمالی

این نکته برای جلسه بعد


logo