« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/10/07

بسم الله الرحمن الرحیم

مسألة 1- يعتبر في النّية القربة و الخلوص‌/أحكام المواقيت /كتاب الحج

 

موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /مسألة 1- يعتبر في النّية القربة و الخلوص‌

مسئله اول از مسائلی که حضرت امام رضوان الله تعالی علیه ذیل مسئله احرام و موضوع احرام مطرح کرده‌اند آن است که می‌فرمایند: مسألة 1- يعتبر في النّية القربة و الخلوص كما في سائر العبادات فمع فقدهما أو فقد أحدهما يبطل إحرامه. و يجب ان تكون مقارنة للشروع فيه فلا يكفي حصولها في الأثناء فلو تركها وجب تجديدها

سخن در مورد فرمایش شیخ طوسی در کتاب مبسوط بود، عرض کردیم که شیخ در کتاب مبسوط در خصوص نیت می‌فرماید: و الأفضل أن يكون مقارنة للإحرام فإن فاتت جاز تجديدها إلى وقت التحلل[1] افضل این است که نیت همراه با احرام باشد فإن فاتت جاز تجديدها إلى وقت التحلل اگر احیانا نیت نکرد می‌تواند تا قبل از اینکه از احرام خارج بشود یادش آمد تجدید کند.

مرحوم علامه حلی در قبال این فرمایش ایراد گرفتند که این فرمایش قابل قبول نیست چون اگر احرام با نیت انجام نگرفته باشد

اعمال بعد از او هم بدون نیت است، چون این اعمال بدون نیت اقامه شده است، باطل است شرط صحت اعمال نیت است

ولی در مقابل برخی از اعاظم فقها سعی کردند فرمایش شیخ طوسی را حمل بر معنایی کنندکه با نظر علامه حلی مخالف نباشد

توجیه اول توجیهی بود که شهید اول در دروس مطرح فرموده بودند ،که در حقیقت دو تا توجیه محسوب می‌شد، در جلسه قبل عرض شد

توجیه دوم یا توجیه بگیم سوم توجیهی است که کتاب کشف اللثام مطرح کردند و می‌فرمایند: و قد يكون النظر إلى ما أمضيناه من أنّ التروك لا يفتقر إلى النيّة، و لما أجمع على اشتراط الإحرام بها كالصوم قلنا بها بالجملة، و لو قيل: التحلّل بلحظة، إذ لا دليل على أزيد من ذلك و لو لم يكن في الصوم، نحو قوله (عليه السلام): لا صيام لمن لم يبيّت الصيام، قلنا فيه بمثل ذلك، و إنّما كان الأفضل المقارنة، لأنّ النية شرط في ترتّب الثواب على الترك. [2]

طبق بیان كشف اللثام می‌تواند نظر شیخ طوسی به این باشد که یک نیت فی الجمله برای کل عمل لازم است و این باید در هنگام احرام تحقق یابد یک نیت درباره تروک احرام است به این معنا که در حین احرام نیت کنم امتثال امر مولا را درباره نسک و قصد کنم ترک محرمات احرام را، آنچه مقصود شیخ طوسی است در این عبارت نیت احرام است، که در حقیقت می‌فرماید: نیت تروک احرام لازم نیست

و آنچه که مورد نیاز می‌ باشد، نیت اصل احرام است. اینم یک توجیهی است که در این خصوص مطرح شده است لکن

اشکالی که به بیان کاشف اللثام گرفته می‌شود این است که در ما نحن فیه این فرمایش در صورتی درست است که ما بگوییم احرام عبارت است از خود تروک محرمات احرام تا گفته شود که چون احرام عبارت است از تروک محرمات احرام، نیت تروک محرمات احرام هم در حین احرام توجیه دارد.

در حالی که اگر احرام، عبارت از تروک محرمات احرام باشد، لازمه اش این است که این احرام لم یتحقق الا بعد از اینکه زمان تروک احرام به پایان برسد، یعنی زمانی که انسان از احرام خارج بشود، آن وقت لازم می‌آید که در ما نحن فی احرام بدوا و انتها یک چیز بشود،

ولی واقع مطلب این است که احرام عبارت از تروک محرمات احرام نیست بلکه رام همونطوری که عرض کردیم تلبیه‌ای است که شخص اظهار می‌کند نهایتاً این طلبیه یک شرط مقدمی دارد و یک آثار متاخر از خودش دارد، شرط وقوع این تلبیه صحیحا آن است که مکلف قبل از تلیبیه نیت کند انجام احرام را به تلبیه جهت امتثال امر الهی و یا نهایتاً در مسیر ترک محرمات که اگر این شرط محقق نشود طبعاً احرام هم تحقق پیدا نخواهد کرد

و اما تروک احرام که در شرع تعیین شده است مثل ترک ترک طیب ترک استلذاذ از همسر و امثالهم این‌ها اموری هستند که مترتب بر احرام میشوند، نه اینکه این تروک خود احرام باشد

و به تعمیری عرض می‌کنیم که عنوان محرم به کسی اطلاق می‌شود که تلبیه را گفته باشد و قصد کرده باشد با گفتن تلبیه نسک معین را در خارج محقق کند، در عین حال بعد از اینکه محرم شد، انجام یک سری اموری بر او حرام می‌شود که از آن‌ها به محرمات احرام یاد می‌کنند؛ مثل مسئله زوجیت که به مجرد عقل و انشا با نیت و با قصد زوجیت بعد از عقد نکاح محقق می‌شود، ولی بعد از تحقق زوجیت این امر یک سری آثاری دارد؛ مثل وجوب نفقه همسر، مثل حرمت خروج از خانه بدون اذن شوهر، مثل حرمت ازدواج با دیگران قبل از اینکه از همسری این شخص در بیایید.

لذا به نظر می‌رسد توجیهی که کاشف اللثام در بیان خودشون در جهت توجیه فرمایش شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه توجیه مناسبی به نظر نمی‌آید.

لذا بهترین توجیه یکی از اون دو توجیهیست که شهید اول در دروس مطرح کردند، که در جلسه گذشته مطرح شد مبنی بر اینکه مقصود از الا افضل ان تکون مقارنة لحرام نه نیت احرام مطلق است آنکه لازم است، باید مقارن با احرام باشد و تلبیه صورت بگیرد

بلکه منظور ایشان این است که اگر کسی در حین احرام نیت عنوان که آیا تمتع است یا خیر بیا یا خیر می‌تواند بعد از اینکه اصل احرام را قصد و محرم شد در ادامه مسیر تمتع را نیت کند یا اینکه بگوییم کسی در حین احرام نیت مفرده نموده می‌خواهد عدول کند به تمتع، نیاز به نیت و تجدید نیت دارد شیخ طوسی می‌فرماید افضل این است که نیت تمتع مقارن با احرام صورت گیرد اما اگر نشد می‌تواند قبل از اینکه عمل را به پایان برساند تجدید کند این نیت تمتع را و عمل را به اتمام برساند

علی هذا به این نتیجه می‌رسیم که نیت اصل احرام باید مقارن با تلبیه و همراه با تلمیه صورت بگیرد، اگر کسی اصل احرام را مقارن باتلبیه نیت نکنم و قصد ننماید طبعاً احرام منعقد نشده و باید دوباره احرام را همراه با نیت تجدید بنماید

اینکه می‌فرماید: و يجب ان تكون مقارنة للشروع فيه فلا يكفي حصولها في الأثناء فلو تركها وجب تجديدها

فرمایشی است که متفق علیه بین الاصحاب است و فرمایش شیخ طوسی در مبسوط هم با توجیهی که شهید اول در درست می‌کنند در واقع منافات با این مطلب پیدا نمیکند، با اجماع دیگرمخالف نیست چون وقتی که کلمه ایشان افضل میاره میشود و مستند اعتبارشم که اجماع است، با توجیه شهید اول درست کرد دیگر فرمایش آقای شیخ در مبسوط منافات با این اعتبار ندارد این مسئله اول تا به مسئله


logo