« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/10/06

بسم الله الرحمن الرحیم

کیفیت احرام مسئله اول/أحكام المواقيت /كتاب الحج

 

موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /کیفیت احرام مسئله اول

 

مسئله اول اینکه حضرت امام رحمه الله علیه ذیل مسئله احرام و موضوع احرام مطرح کرده آن است که میفرماید: (مسألة 1): يعتبر في النيّة القربة والخلوص كما في سائر العبادات، فمع فقدهما أو فقد أحدهما يبطل إحرامه، ويجب أن تكون مقارنة للشروع فيه، فلايكفي حصولها في الأثناء، فلو تركها وجب تجديدها.[1]

یعنی اینکه در نیتی که برای احرام معتبر است لازم است اولا این نیت و قصد قربت در ان لحاظ شود یعنی جهت امتثال امر مولا اقدام به انجام احرام شود و ثانیا در او خلوص باشد یعنی ریا در آن نباشد، همانطوری که در سایر عبادات هر دو معتبر است،

ممکن است این سوال مطرح شود که ایا بین قربت و خلوص تفاوت وجود دارد؟ که در این بیان حضرت امام فرمودند: يعتبر في النيّة القربة والخلوص

در پاسخ عرض میکنیم که بله تفاوت وجود دارد؛ قصد قربت، یعنی قصد امتثال امر مولا و خلوص به معنای این است که عمل متوجها الی الله انجام شود وجز تحصیل رضایت خدا هدف دیگری دنبال نشود و لذا شخص میتواند به انجام امر عبادی به قصد امتثال امر مولا بکند در عین حال علاوه بر تحصیل رضایت الهی تحصیل رضایت دیگران هم صورت بگیرد، مخلوط بشود، مثلاً ریااً عمل انجام بگیرد

پرسش:

پاسخ: خدا گفته می‌خوانم، اما دیگران هم ببینند که من نماز می‌خوانم، در جهت تحصیل رضایت به مولا هست و نظرش این هست دیگران ببینند، امتثال است و تحریک امر مولاست ولی دو هدف دنبال میکنم، هم رضایت خدا و هم رضایت مردم که اگر امر نبود من اصلاً ورودی به این پیدا نمی‌کردم حتی جهت تاثیر رضایت دیگران باشد

پرسش:

پاسخ: خلوص یعنی اینکه در انجام این عمل غرضی جز رضایت خدا نداشته باشیم، در خلوص رضایتی جز خدا در نظر ندارد. یعنی اگر امر نداشت نمیخواند، چون عبادات توقیفی هستند، تا امر نیامده باشد اصلا مشروعیت ندارند، مثلا کسی بگوید من اینجا برای اینکه مردم ببینند نماز میخوانم، اینجا نماز نداره اصلاً، چون امری ندارد، حتی اگر به قصد تشریع انجام دهد بدعت کرده

پرسش:

پاسخ: خضوع مراتب دارد خشوع مراتب دارد، باز ببینید یکی در نماز از اول تا آخر نماز جز توجه به خدا دارد، اگر از او بپرسید هم چه میکند، اصلا حواسش به نماز نیست.

اما یکی خشوع بیشتری دارد، خضوع بیشتری دارد، توجه بیشتری دارد.

در هر صورت پس میفرماید ): يعتبر في النيّة ... بر این اساس

پرسش: برای احرام است

پاسخ: این نیت کل عمل است که یعنی نیتی که در احرام به قصد انجام کل نسک است و هر کدام هم یک نیت ندارد

 

وجه اعتبار قصد قربت و خلوص در نیت حج و عمره با تمام افعالی که دارند از عبادات محسوب میشوند و از طرفی هر عبادتی از عبادات بالاتفاق به عنوان عبادت محقق نمی‌شود مگر اینکه در آن قصد قربت وجود داشته باشد و از طرفی به اعتبار ادله ای وجود دارد اگر خلوص در عمل نباشد و غیر خدا در ان عمل تعقیب شود طبعا این عمل عملی مطلوب حضرت حق تعالی باشد نخواهد بود ولذا اگر کسی قصد قربت نکند وقصد امتثال نکند یا قصد کرده و ریااً انجام میدهد میفرماید: فمع فقدهما أو فقد أحدهما يبطل إحرامه،

در ادامه حضرت امام می‌فرماید: ويجب أن تكون مقارنة للشروع فيه،

نیت در احرام واجب است و لازم است مقارن با شروع احرام این نیت و قصد قربت و خلوص وجود داشته باشد، لذا در اثثنای احرام این نیت را اقدام به ان کند مقداری از تلبیه را گفته است، بعد نیت میکند، این نیت مفید فائده نیست و اگر تا اخر تلبیه آن نیت منتفی شود طبعا تجدید لازم خواهد داشت و باید نیت تجدید شده و احرام دوباره انجام می‌گیرد.

مرحوم شیخ طوسی در المبسوط میفرماید: و الأفضل أن يكون مقارنة للإحرام فإن فاتت جاز تجديدها إلى وقت التحلل[2]

افضل این است که نیت مقارن با احرام باشد و اگر به طور کلی نیت انجام نگرفت، می‌شود قبل از اتمام اعمال هم این نیت را تجدید بکند

علامه حلی این فرمایش شیخ در مبسوط را مطرح میکند و به ایشان ایراد میگیرد. وفيه نظر، فإن الأولى إبطال ما لم يقع بنية لفوات الشرط.[3]

اگر احرام با نیت انجام نگرفته است اعمالی که بعد از احرام (تلبیه)باشد محقق می‌شود اساساً اصلاً واقع نشده است و باطل است چرا؟ چون شرط تحقق و انعقاد احرام، نیت است و وقتی که احرام با فقدان نیت محقق نشد طبعا اعمالی هم که در پی آن باید انجام بگیرد مهر من محقق نشده است و وقتی محقق نشود این عمل باطل است.

باز مقابل علامه برخی آمدند کلام شیخ طوسی رو توجیه کرده اند و توجیهات مختلفی برای فرمایش ایشون بیان شده است.

یکی از کسانی که کلام شیخ طوسی را که فرموده و الأفضل أن يكون مقارنة للإحرام فإن فاتت جاز تجديدها إلى وقت التحلل توجیه کرده است شهید اول در دروس است.

ایشان میفرماید: و لعلّه أراد نيّة التمتّع في إحرامه لا مطلق نيّة الإحرام، و يكون هذا التجديد بناء على جواز نيّة الإحرام المطلق كما هو مذهب الشيخ، أو على جواز العدول إلى التمتّع من إحرام الحجّ أو العمرة المفردة، و هذا يشعر أنّ النيّة المعدودة هي نيّة النوع المخصوص.[4]

شهید میفرماید ظاهرا شیخ طوسی مقصودشان نیت اصل احرام نیست، بلکه مقصودش نیت تمتع است که شخص در میقات احرام را نیت میکند ولی حواسش نیست برای حج تمتع باشد، اگر احیانا مقارن با احرام نیت حج تمتمع هم ننموده بود و عمره تمتع نموده بود، ولو بعد از وورد هم اقدام به نیت تمتع نمود و نیتش را تجدید نمود کفایت میکند

یک احتمال این است

یا شهید میفرماید: توجیه دیگر اینکه مقصود این است که اگر کسی بخواهد از احرام حج و یا عمره مفرده عدول کند، اصل احرام را نیت کرده و بعد از احرام میخواهد عمره تمتع انجام دهد در اینجا شخص همان اول نیت تمتع را بنماید اگر این نیت بعد احرام هم میشود عدول کند

اصلا ابدا نیت نکرده باشد نیست بلکه منظور یا نیت کلی کرده یا عمره مفرده کرده نیت عمره تمتع انجام میدهد عدول از نیت است

این یک توجیه است

یک توجیه دیگر کاشف الثام دراد که عرض خواهیم کرد.


logo