1404/10/02
بسم الله الرحمن الرحیم
حقیقت احرام/أحكام المواقيت /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /حقیقت احرام
بحث درباره این مطلب بود که آیا حقیقت احرام را خصوص نیت و تلبیه شکل میدهد؟ یا حقیقت احرام عبارت است از نیت و تلبیه به علاوه لبس ثوبین و یا اینکه حقیقت احرام عبارت است از نیت تلبیه نزع البسه مخیط و پوشش ثوبین؟ و در جلسه گذشته در این خصوص مطالبی مطرح شد، در مقام تحقیق مسئله لازم هست روایاتی راکه در این باب وجود دارد متعرض شده و ببینیم که آیا از این روایات استفاده میشود که احرام و حقیقت احرام خصوص نیت است یا نیت و تلبیه است یا نیت و تلبیه و یا اساساً ممکن است بگوییم نیت فی نفسه خارج از حقیقت احرام است و مقدمهای برای شکل گیری احرام میباشد که تهيأ الاحرام باید انجام بگیرد، و آنچه حقیقت احرام را شکل میدهد و بعد از آن محرمات به سراغ انسان میآید، همون تلبیه میباشد در این خصوص روایاتی وجود دارد.
یکی از این روایات صحیحه معاویه بن عمار است
عن أبي عبد الله عليه السلام قال: يوجب الاحرام ثلاثة أشياء: آنچه موجب احرام میشود سه چیز است، التلبية، والاشعار، والتقليد، فإذا فعل شيئا من هذه الثلاثة فقد أحرم.[1]
این روایت کاملا دلالت دارد بر اینکه خود تلبیه موثر در تحقق احرام است بدون اینکه اشارهای شده باشد به اینکه نیت دخیل در ماهیت احرام میباشد
روایت دوم صحیحه حریز:
حريز بن عبد الله، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: إذا كانت بدن كثيرة فأردت ان تشعرها دخل الرجل بين كل بدنتين فيشعرها هذه من الشق الأيمن، ويشعر هذه من الشق الأيسر، ولا يشعرها ابدا حتى يتهيأ للاحرام، فإنه إذا اشعرها وقلدها وجب عليه الاحرام وهو بمنزلة التلبية[2] .
اگر فرد قربانی خودش را علامت گذاری کند و همراه کند که به منا ببرد نفس این کار به منزله تلبیهای است که تحقق بخش احرام میباشد
روایت سوم صحیحه دیگری از معاویة بن وهب است که سوال کردیم از امام صادق غلیه السلام راجع به چگونه آماده شدن برای احرام
عن معاوية بن وهب عن أبي عبد الله عليه السلام (في حديث) قال: تحرمون كما أنتم في محاملكم تقول: لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك، إن الحمد والنعمة لك والملك لا شريك لك لبيك بمتعة بعمرة إلى الحج.
خب این روایت هم کاملا دلالت دارد بر اینکه گویا آنچه تحقق بخش احرام است نفس تلبیه است.
نهایتاً در قبل از تلبیه امور مقدماتی برای تحقق تلبیه ایجاد کننده احرام لازم است و یک امری هم مترتب بر آن لازم میباشد امری که مقدم بر تلبیه تحقق بخش احرام لازم است
نیت
و مقصود از نیت هم این است که نیت کند انجام مناسکی را که در پیش است از آن باب که خداوند به آنها امر کرده است.
اعتبار این نیت اختصاص به حج هم ندارد، بلکه هر عملی از اعمال عبادی اگر بخواهیم ورود در آن بکنیم، نیاز به نیت دارد.
ولی با نیت ورود در عمل محقق نشده است لذا اگر کسی نیت بکند من دو رکعت نماز صبح میخوانم قربة الی الله ولی هنوز تکبیرة الاحرام را نگفته است وارد در نماز نشده.
لذا اگر بعد از نیت سرش را برگرداند و اصلا ادامه ندهد، این ابطال نماز هم محسوب نمیشود، بمنزله شکستن نماز نیست، اما آن که تحقق بخش ورود به صلاة است تکبیرة الاحرام است.
لذا همانطوری که نیت در مثل نماز جزء ماهیت نماز محسوب نمیشود، بلکه مقدمه لازم برای ورود به نماز محسوب میشود، در حقیقت نیت مقدمه ورود به عمل است، لذا نیت در حج هم کذالک، اگرچه در تحقق احرام دخیل است، اما جزء ماهیت احرام نیست، خارج از ماهیت احرام میباشد.
ثمره در اینجا ظاهر میشود که اگر ما بگوییم با نیت ورود در عمل صادق شده است، به مجرد نیت باید ثوب مخیط نداشته باشد و اگر هم داشته بباشد، هنوز تلبیه را هم نگفته باید مرتکب حرام شده باشد، در حالی که امری که بعد از نیت معتبر است عبارت است از نزع البسه و لبس ثوبین، همانطور که مکرر مطرح کردهایم، وجه اعتبار نزع البسه و لبس ٍثوبین هم این است که یکی از محرمات احرام عبارت است از عدم لپس مخیط و اگر شخص نزع البسه نکند، مانعی از تحقق احرام نیست، نهایتاً باید شخص کفاره بدهد و اگر نبود که احرام به تلبیه محقق شود نباید بلافاصله نزع البسه هنوز صورت نگرفته کفاره داشته باشد اینکه میگوییم بعد از گفتن تلبیه چنانچه البسه مخیط داشته باشد کفاره باید بدهند به دلیل این است که احرام به وسیله تلبیه محقق شده است.
علی هذا میتوانیم این نتیجه را بگیریم که آنچه تحقق بخش حقیقت احرام است نهایتاً مشروط به رعایت یک مقدمه که اون مقدمه جز احرام نیست جزئی از حقیقت احرام نیست، ولی شرط تحقق احرام میباشد، همانطوری که در نماز نیت مقدمه بر تکبیرة احرام لازم است ولی نیت را به عنوان جز ورودی به صلاة محسوب نمیکنیم، بلکه مقدمه لازمه برای و صلاة به وسیله تکبیر الاحرام محسوب میشود.
لذاست که میفرمایند افتتاح الصلاة بتکبیره کما ان انتها الصلاة بالتسلیم، افتتاح صلاة به تکبیر است. نیت نماز چیه؟ مقدمه لازم برای این است که با تکبیر بتواند ورود را محقق بکند، همان طوری که در صحیحه معاویه بن عمار آمده بود که يوجب الاحرام ثلاثة أشياء التلبية، والاشعار، والتقليد، فإذا فعل شيئا من هذه الثلاثة فقد أحرم، یعنی اگر تقلید باشد قربانی رو علامت گذاری کنیم همراه ببریم جای تلبیه را میگیرد، یا اینکه تلبیه گفته بشود، به مجرد اینکه تلبیه گفته شود، اگر یکی از اینها را انجام بدهد محرم میشود، اما نیت، نیت مقدمه لازمه برای تحقق احرام است
پس تحقیق مطلب این است که نه فرمایشی که مثل علامه حلی در مختلف داشتند مبنی بر اینکه فرموده بودند فإن الحرام ماهية مركبة من النية والتلبية ولبس الثوبين،[3] صحیح است، نه فرمایش شهید اول قابل پذیرش است، که در فرمایش ایشان آنچه به عنوان احرام شناخته شده بود نیت و تلبیه بود، یعنی دوتا را مطرح کرده بودند و نه کلام بعضی که تمام ملاک در تحقق احرام نفس النیه (البته کسی کمتر قائل به این شده است) است را مطرح کرده بودند.
حداقل وجهی از وجوه میتواند باشد
تحقیق همانطور که از صحیحه و بلکه برخی روایات دیگری که عرض کردیم که فرمودند فإنه إذا اشعرها وقلدها وجب عليه الاحرام وهو بمنزلة التلبية اشعار و تقلید میتواند تحقق بخش احرام باشد. تلبیه هم خودش به نفسه میتواند
نهایتاً بله البته تحقق بخش حرام نیست تلبیه در صورتی تحقق بخش احرام است که قبلش نیت شده باشد.
که با انجام این تلبیه میخواهیم اقدام به انجام مناسکی کنیم که مامور واقع شده است
این از این مطلب در ادامه لازم بود این تتمه در پایان بحث حتماً داشته باشیم که حضرت امام فرمودند: الواجبات وقت الإحرام ثلاثة:
الأوّل: القصد، لابمعنى قصد الإحرام، بل بمعنى قصد أحد النسك، [4]
عرض کردیم که نیت هم معتبر است، اما به عنوان جزء مقدم، نه به عنوان حقیقت احرام
که بعد میرسیم دوم و سوم