« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/10/01

بسم الله الرحمن الرحیم

کیفیت احرام/أحکام المواقیت /کتاب الحج

 

موضوع: کتاب الحج/أحکام المواقیت /کیفیت احرام

 

کیفیت احرام

فصل جدیدی باز شد و باز می‌شود در ادامه بحث، با عنوان «کیفیت احرام».

 

القول فی کیفیة الإحرام

الواجبات وقت الإحرام ثلاثة: سه چیز در وقت احرام فرمودند واجب است.

الأوّل: القصد، لابمعنی قصد الإحرام، بل بمعنی قصد أحد النسک، فإذا قصد العمرة- مثلًا- ولبّی صار مُحرِماً ویترتّب علیه أحکامه. وأمّا قصد الإحرام فلایعقل أن یکون محقّقاً لعنوانه، فلو لم یقصد أحد النسک لم یتحقّق إحرامه؛ سواء کان عن عمد أو سهو أو جهل، ویبطل نسکه أیضاً إذا کان الترک عن عمد، وأمّا مع السهو والجهل فلایبطل، ویجب علیه تجدید الإحرام من المیقات إن أمکن، وإلّا فمن حیث أمکن علی التفصیل المتقدّم. [1]

در خصوص کیفیت احرام می‌فرمایند: اموری که در هنگام احرام بر مکلف واجب است، سه تا است. یکی از آنها قصد است و در اعتبار قصد، هیچ اختلافی میان بزرگان و فقها وجود ندارد. انما الاختلاف در این مطلب است.

 

تذکر پیش از ورود به واجبات احرام

و اساساً عرض می‌کنیم: قبل از اینکه به واجبات احرام بپردازیم، تذکر این نکته لازم است: حقیقت احرام را چه چیزی شکل می‌دهد؟ ماهیت احرام را چه چیزی شکل می‌دهد؟ آیا حقیقت احرام همان مجرد نیت است و نهایتاً تلبیه و لبس ثوین اموری واجب پس از این نیت به عنوان احرام می‌باشد؟ کما اینکه ظاهر کلام شیخ طوسی در مبسوط همین معنا است؟ یا اینکه حقیقت احرام را دو امر؛ یعنی نیت و تلبیه شکل می‌دهند، و نزع البسه و لبس ثوین داخل در ماهیت احرام نیست؟ کما اینکه ابن ادریس رضوان الله تعالی علیه همین نگاه را دارند؟ و یا اینکه ماهیت احرام مرکب از سه چیز است: یکی نیت، دوم تلبیه، و سوم لبس ثوین؟ همان‌طوری که در جلسات قبل هم اشاره کردیم.

علی التحقیق، حقیقت احرام را نیت و تلبیه به‌عنوان امری که بدون آن افتتاح و ورود به عمل صورت نمی‌گیرد، شکل می‌دهد و در واقع می‌توانیم بگوییم که نیت احرام – که به معنایی که عرض خواهد شد – به‌علاوه تلبیه، احرام محقق می‌شود. یعنی پس از نیت و تلبیه، تمام اموری که برای یک شخص محرم حرام می‌گردد، حرام خواهد شد و اما نزع البسه و لبس ثوبین، ازآن‌جهت لازم است که البسه او البسه مخیط است؛ لذا اگر شخص قبل از نیت و تلبیه لباسی بپوشد که مخیط نباشد، نزع او هیچ ضرورتی نخواهد داشت. کمااینکه در مدینه می‌پوشند، می‌روند محرم می‌شوند، لباس مخیط ندارد. علاوه‌برآن، پوشش بدن است که لازم است انجام بگیرد؛ لذا این مسئله تقریباً در مباحث گذشته هم مورد اشاره قرار گرفت و بیان شد نهایتاً روشن می‌شود که احرام یک واقعیتی است که به نیت و تلبیه محقق می‌شود، و پس از تحقق آن، محرمات احرام ثابت می‌شود.

 

نتیجه و بیان واجبات احرام

بعد از بیان این مطلب، آنچه موردتوجه هست این است که این احرام – بر اساس آنچه بیان شد – ترکیبی از نیت و تلبیه است (و بنابر برخی انظار علاوه‌برآن)؛ لذا اموری که در احرام واجب می‌شود، سه امر مطرح شده است.

 

بررسی واجب اول: قصد

اول: قصد. در اعتبار قصد هیچ اشکال و اختلاف میان اعلام و فقها نیست. انما الکلام در معنای قصد است. آیا مقصود از قصد احرام – مثلاً در نماز وقتی که قصد صلوة می‌کنیم – قصد می‌کنیم امتثال امری را که شارع مقدس به حرکات مخصوص تعلق داده است؟ در مانحن‌فیه مقصود از قصد این است که من اطاعت امر مولا را – که امری ایجابی است یا چه امر استحبابی – نسبت به انجام مراسم قصد کنم؟ یا مقصود از قصد این است که من قصد کنم انجام این مناسک را، نهایتاً قصد انجام این مناسک ازآن‌جهت باشد که خداوند متعال امر به انجام آن کرده است؟ لذا در مقام نیت باید نیت کند که من می‌خواهم از این لحظه به بعد قصد کنم که مناسک را – چه عمره باشد، چه حج باشد – انجام بدهم.

 

حضرت امام تعبیری که دارند این است که می‌فرماید: «لابمعنی قصد الإحرام»؛ معنای قصد این نیست که من قصد می‌کنم احرام را – که از تلبیه و نزع لباس و امثال آنهاست – نه، بلکه به معنای این است که قصد می‌کنم انجام یکی از نسک را مثلاً اگر می‌خواهد اقدام به عمره کند، قصد می‌کند عمره را و تلبیه می‌گوید و احکام آن هم بر آن مترتب می‌شود و الا قصد احرام معنا ندارد که محقق خود احرام باشد. چون احرام باید چیزی باشد که قصد به آن تعلق بگیرد تا محقق بشود. فرض این است که احرام دوجزئی دارد، احرام با عنوان نیت و تلبیه قصد احرام می‌شود قصد نیت. قصد نیت به معنای قصد، قصد است، قصد، قصد که معنا ندارد، لذا باید قصد بکند انجام نسک را؛ لذا اگر یکی از این نسک را قصد نکند، می‌فرماید احرامش محقق نمی‌شود. عمدی باشد، چه سهوی، چه از روی جهل باشد و نسکی هم که در پی دارد، اگر عمدی باشد کلاً باطل می‌شود. اما اگر سهوی و از روی جهل باشد، باطل نمی‌شود و درصورتی‌که میقاتی در مقابلش باشد، خب باید... فرمایش حضرت امام، همان‌طوری که ملاحظه می‌فرمایید، ظهور در این دارد که تمام ملاک در قصد، قصد احد النسک است – نسکی که ترکیبی از... طواف نماز طواف سعی و امثال این اعمال...

 

تحلیل و جمع‌بندی در معنای قصد

عرض می‌کنیم که این فرمایش اگرچه ظاهراً می‌خواهد بفرماید تمام ملاک این است که مقصود از نسک یعنی مجموعه اعمال باشد. ولی فی‌الواقع، این نسک بما انه اعمالی که از آقای مکلف صادر می‌شوند، نمی‌تواند مطلوب شارع باشد، بلکه بما انه مأمورٌ به امر شارع مطلوب شارع است و اگر بخواهد قصد را محقق کند، باید قصد کند یا انجام نسک را ازآن‌جهت که امر شارع به آنها تعلق‌گرفته، یا قصد کند امتثال امری را که به این مجموعه تعلق‌گرفته است؛ لذا معنای قصد این است که مکلف نیت کند امتثال امری را که از جانب شارع متعلق به نسک است. همان‌طوری که نیت در صلات به معنای قصد امتثال امر شارع به صلوة است، نیت در صوم به معنای قصد امتثال امر شارع به امساک هست.

 

خب، این دررابطه‌با قصد که مطلب خاص پیچیده‌ای ندارد. تا برسیم...

 


logo