1404/09/30
بسم الله الرحمن الرحیم
(مسألة 6):/أحكام المواقيت /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /(مسألة 6):
(مسألة 6): ... وكذا الحال لو كان تركه لنسيان أو جهل بالحكم أو الموضو وكذا الحال لو كان غير قاصد للنسك ولا لدخول مكّة، فجاوز الميقات ثمّ بدا له ذلك، فإنّه يرجع إلى الميقات بالتفصيل المتقدّم، ولو نسي الإحرام ولم يتذكّر إلى آخر أعمال العمرة، ولم يتمكّن من الجبران، فالأحوط بطلان عمرته؛ وإن كانت الصحّة غير بعيدة. ولو لم يتذكّر إلى آخر أعمال الحجّ صحّت عمرته وحجّه.
فرع چهارم: فراموشی احرام تا پایان اعمال
چهارمین فرع از فروعی که در ادامه مسئله پیشین مطرح میشود این است که شخصی انجام احرام را – یعنی نیت و تلبیه را – فراموش میکند و این فراموشی تا آخر اعمال ادامه پیدا میکند. سخن درباره بررسی حکم این شخص است که آیا اعمالش باطل است یا اعمال صحیح است.
حضرت امام میفرمایند: « ولو نسي الإحرام ولم يتذكّر إلى آخر أعمال العمرة، ولم يتمكّن من الجبران، فالأحوط بطلان عمرته؛ وإن كانت الصحّة غير بعيدة. ولو لم يتذكّر إلى آخر أعمال الحجّ صحّت عمرته وحجّه.». اگر این شخص که احرام را فراموش کند و تا آخر اعمال عمره تمتع یا مفرده یادش نیاید و نتواند جبران نماید، احتیاط وجوبی در بطلان عمرهاش است، اگرچه صحت آن هم بعید نیست. اما اگر فراموشی تا آخر اعمال حج ادامه پیدا بکند، هم عمرهاش صحیح است و هم حجش.
تحقیق در مطلب
عرض میکنیم در تحقیق پیرامون این مطلب باید دقت کرد که عمره از دو حال خارج نیست: یا عمره مفرده است یا عمره تمتع. و در متن به صورت مطلق ذکر شده است. در هر صورت، در خصوص این که آیا چنانچه تا آخر عمره فراموشی نسبت به احرام استمرار پیدا کند، این عمره صحیح است یا خیر؟
عرض میکنیم: مشهور – علی ما فی الجواهر[1] – این است که عمل این شخص صحیح است و قضا هم نمیخواهد. ولی ابن ادریس در سرایر میفرمایند: در عمره لازم است قضای آن صورت بگیرد، ولی حج آن شخص صحیح است. تعبیر ایشان این است که: « و الذي تقتضيه أصول المذهب أنّه لا يجزيه، و تجب عليه الإعادة، لقوله (عليه السلام): الأعمال بالنيات و هذا عمل بلا نية، »[2] .
بررسی نصوص و روایات
عرض میکنیم که برای بررسی حکم این مسئله لازم است به نصوص و روایات مراجعه کنیم. و روایاتی که در این باب وجود دارد، در حقیقت دو روایت است:
روایت اول: مرسله کلینی
یکی روایت مرسله است که کلینی در کافی روایت کرده است: « عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِي رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يُحْرِمَ أَوْ جَهِلَ وَ قَدْ شَهِدَ الْمَنَاسِكَ كُلَّهَا وَ طَافَ وَ سَعَى قَالَ تُجْزِئُهُ نِيَّتُهُ إِذَا كَانَ قَدْ نَوَى ذَلِكَ فَقَدْ تَمَّ حَجُّهُ وَ إِنْ لَمْ يُهِلَّ وَ قَالَ فِي مَرِيضٍ أُغْمِيَ عَلَيْهِ حَتَّى أَتَى الْوَقْتَ فَقَالَ يُحْرِمُ مِنْهُ ».[3] روایتیست که خب، از حیث سند مرسله است و از طرفی ضعف سند این روایت از طریق عمل مشهور قابل انجبار است. اگرچه در این مسئله شهرت فتوایی وجود دارد، ولی استناد مشهور به روایت ممکن است که محل اشکال بشود.
تحقیق با مراجعه به متون فقهی، متوجه میشویم که استناد به این روایت میان فقها مشهور بوده و بنابراین این که شهرت را جابر ضعف سند بدانیم، روایت از حیث سند مشکلی ندارد. ولی از حیث دلالت، طبعاً هم صورت نسیان را مطرح میکند و هم صورت جهل را. لکن ظاهر روایت این است که مقصود از نسیان یعنی ترک احرام حج است، چه جهلاً و چه نسیاناً. و لذا روایت دلالتش نسبت به آنجایی که احرام حج را فراموش کرده و تا آخر اعمال حج این فراموشی استمرار یافته، شامل شده و دلالت بر اجزا و صحت آن حج میکند و ثابت میکند که اعاده نمیخواهد.
و مقصود از کلمه « إِذَا كَانَ قَدْ نَوَى » این است که شخص– همین مقدار که نیت حج را داشته است – لباسهای احرام را پوشیده، نیت احرام نکرده، تلبیه نگفته، ولی با رفتنش به عرفات و مشعر و منی، نیت حج است. همین نیت در چنین صورتی کفایت میکند.
ولی در خصوص عمره مفرده و حتی عمره تمتع، استدلال به این روایت برای اثبات صحت عمرهای که بدون احرام انجام گرفته و فراموش شده، امر مشکلی است. الا این که تنقیح مناط و ملاک شود و از کلمه « إِذَا كَانَ قَدْ نَوَى » نوعی تعلیل را استفاده کنیم و روایت معنایش این باشد که چون شخص نیتش عمل حج بوده است، در این صورت کفایت میکند. و لذا از این جمله استفاده میکنیم که در عمره هم اگر نیت عمل مقدس شده باشد، ضرری به عمره او نمیرساند. و به همین است که حضرت امام هم میفرماید: « وإن كانت الصحّة غير بعيدة.».
روایت دوم: صحیحه علی بن جعفر
علاوه بر این، روایت صحیحه وباسناده عن علي بن جعفر، عن أخيه عليه السلام قال: سألته عن رجل كان متمتعا خرج إلى عرفات وجهل أن يحرم يوم التروية بالحج حتى رجع إلى بلده، قال: إذا قضى المناسك كلها فقد تم حجه. [4] . این روایت موردش آنجایی است که ترک احرام ناشی از جهل باشد. علاوه بر آن – موردش جاییست که ترک احرام مربوط به احرام حج باشد.
ولی از آنجا که جاهل و ناسی از حیث ملاک یکی هستند و از طرفی از روایت جمیل بن دراج تعمیم در ذیل آن استفاده میشود، میتوانیم از مورد این روایت تعدی نموده و بگوییم: در عمره مفرده و عمره تمتع هم چنانچه ترک احرام ناشی از نسیان باشد و این نسیان تا آخر اعمال استمرار پیدا کند، عمره مفرده یا عمره تمتع او مثل حجش صحیح است و مشکلی ندارد.
این تمام کلام در مسئله ششم. تا انشالله به مسئله بعدی برسیم.