1404/09/29
بسم الله الرحمن الرحیم
مسئله 6/أحكام المواقيت /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /مسئله 6
(مسألة 6): ... وكذا الحال لو كان تركه لنسيان أو جهل بالحكم أو الموضوع. وكذا الحال لو كان غير قاصد للنسك ولا لدخول مكّة، فجاوز الميقات ثمّ بدا له ذلك، فإنّه يرجع إلى الميقات بالتفصيل المتقدّم، ولو نسي الإحرام ولم يتذكّر إلى آخر أعمال العمرة، ولم يتمكّن من الجبران، فالأحوط بطلان عمرته؛ وإن كانت الصحّة غير بعيدة. ولو لم يتذكّر إلى آخر أعمال الحجّ صحّت عمرته وحجّه.[1]
فرع سوم: گذشتن از میقات بدون قصد احرام و سپس تجدید نظر
فرع سوم این است: شخصی از میقات بدون احرام میگذرد؛ چون نه قصدش انجام مناسک حج و یا عمره است و نه تصمیمش این است که وارد شهر مکه بشود. بعد از طی مسیر و گذشتن از میقات، پشیمان میشود و میخواهد حج یا عمره انجام بدهد و یا به شهر مکه برود. چنین کسی آیا میتواند از همان مکانی که پشیمان شده است و تجدید نظر کرده است محرم شود و جهت انجام نسک و نیز جهت ورود به شهر مکه محرم گردد؟ یا باید مثل فرع گذشته در صورت تمکن به میقات برگشته و از آنجا محرم شود و در صورت عدم تمکن، از خارج حرم – چنانچه امکان احرام از خارج حرم برای اوست – و الا از داخل خود حرم محرم شود؟
حضرت امام رضوان الله تعالی علیه میفرماید: حکم این فرع با حکم فرع سابق – که ناسی بود – هیچ تفاوتی ندارد. لذا «عند التمکن من العود الی المیقات و الاحرام منه یرجع الی المیقات و یحرم منه، و عند لم یتمکن فیخرج من الحرم و الا فیحرم من داخل الحرم».
ادله همخوانی حکم این فرع با فرع سابق (ناسی)
برای اثبات این همخوانی و این حکم برای این فرد، به چند دلیل استناد شده است.
دلیل اول: اجماع
دلیل اول، اجماع است که در برخی از عبارات مورد استناد قرار گرفته است. ولکن تحقیق مطلب این است که اجماعی بر همخوانی حکم این فرع با حکم فرع گذشته – که موضوع آن ناسی بود – نقل نشده است. مضاف بر آن که بر فرض اگر اجماعی هم وجود داشته باشد، احتمال استناد آن به برخی از ادلهای که عرض میکنیم و خواهد آمد وجود دارد. لذا نمیتوان به این اجماع برای اثبات این نظریه استناد کرد.
پدلیل دوم: صدر صحیحه حلبی (با استناد به صاحب جواهر)
دومین دلیلی که برای اثبات همخوانی این دو فرع در حکم مورد استناد قرار گرفته است، دلیلی است که صاحب جواهر به آن استناد میکند و آن عبارت است از صدر صحیحه حلبی که در گذشته مطرح شد و در آن سوال شده بود: « سألت أبا عبد الله عليه السلام عن رجل ترك الاحرام حتى دخل الحرم،»[2] . مردی احرام را ترک کرده تا به داخل حرم رسیده است. و آنگونه که صاحب جواهر[3] میفرماید، کلمه «ترک» اطلاق دارد و شامل هم آنجایی میشود که منشأ ترک احرام در میقات فراموشی و نسیان باشد و هم شامل آنجایی میشود که ترک به صورت عمدی و به جهت دیگری باشد.
ولی به این استدلال اشکال گرفته شده است مبنی بر این که علی الظاهر این صحیحه با صحیحه دیگر حلبی،[4] یک روایت هستند و در آن صحیحه دیگر مورد سوال خصوص فرد ناسی است و در واقع مقصود از «من ترکه» یا «عن رجل ترک الاحرام» خصوص من ناسی است.
ولی این اشکال به نظر اشکال قابل دفاعی نیست؛ چون اثبات وحدت این دو صحیحه نیاز به دلیل دارد. و اگر ما باشیم و این دو صحیحه، در یکی «عن رجل ترک الاحرام» است و در دومی «ترک الاحرام نسیاناً» است، و طبعاً سوال در صحیحه دوم به عنوان سوال موردی و مصداقی است و از آن حکم به خصوص ناسی استفاده نمیشود. و به نظر میرسد فرمایش صاحب جواهر مبنی بر این که «رجل ترک الاحرام» شامل این کسی میشود که از میقات بدون احرام میگذرد چون قصدش نسک و یا دخول در حرم نیست، این فرمایش فرمایش متینی است.
و بلکه ممکن است ادعا کنیم کلمه «ترک الاحرام» انصراف از ناسی دارد؛ یعنی منصرف به کسی است که خواسته و آگاهانه احرام در میقات را ترک میکند. نهایتاً این کسی که آگاهانه احرام را ترک میکند یا به خاطر این است که میخواهد نسک را انجام نداده و یا به مکه نرود. اینها به خاطر این است که میخواهند در جای دیگری برای انجام مناسک محرم شوند. و در هر صورت، اطلاق این صحیحه به اعتبار صدرش اقتضای همخوانی این فرد را از نظر حکمی با فرع سابق دارد.
دلیل سوم: ذیل صحیحه حلبی (با استناد به محقق خویی)
دلیل سوم، ذیل این صحیحه حلبی است؛ یعنی آنچه که امام در جواب سائل مطرح کرده است که فرموده است: «فان خشی ان یفوته الحج فلیحرم من مکانه». اگر ترس آن است که با برگشت به میقات برای احرام، حج را از دست بدهند، از همان مکانی که قرار گرفته است محرم شود.
سید محقق خویی[5] این ذیل را دلیل بر همخوانی حکم با فرع گذشته و ناسی میداند و میفرمایند: از این بیان استفاده میشود که در هر موردی که شخص بخواهد حج انجام بدهد و در فرض برگشت به میقات، خوف از دست دادن حج وجود دارد، میتواند اقدام به احرام از همان مکانی بنماید که در آنجا قرار گرفته است. فرق نمیکند که کسی باشد که از میقات میگذرد محرم نمیشود و عمداً میخواهد در جای دیگری محرم بشود یا کسی باشد که از میقات میگذرد محرم نمیشود به قصد این که اصلاً وارد مناسک نشود و یا وارد مکه نشود.
نتیجهگیری و تأیید فرمایش حضرت امام
فلهذا، با استناد به صدر صحیحه حلبی و یا ذیل آن، میتوانیم این فرمایش حضرت امام را که فرمودند: وكذا الحال لو كان غير قاصد للنسك ولا لدخول مكّة، فجاوز الميقات ثمّ بدا له ذلك، فإنّه يرجع إلى الميقات بالتفصيل المتقدّم، با تفصیل متقدم، تأیید شود. به این معنا که: «ان کان متمکن من الرجوع الی المیقات و الاحرام منه فلیرجع الی المیقات فیحرم منه، و ان لم یتمکن فلایخرج اما این یکون فی دالخل الحرم ویقدر علی الخروج ، و ان لم یتمکن من الخروج من الحرم فلیحرم من داخل الحرم».
اینم فرع سوم. یک فرع دیگر هم ذیل مسئله ششم باز وجود دارد که حضرت امام مطرح کردند. انشالله برای جلسه بعدی.