1404/09/18
بسم الله الرحمن الرحیم
مسألة 5- لو كان مريضا و لم يتمكن من نزع اللّباس و لبس الثوبين/أحكام المواقيت /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /مسألة 5- لو كان مريضا و لم يتمكن من نزع اللّباس و لبس الثوبين
(مسألة 5): لو كان مريضاً ولم يتمكّن من نزع اللباس ولبس الثوبين، يجزيه النيّة والتلبية، فإذا زال العُذر نزعه ولبسهما، ولايجب عليه العود إلى الميقات.[1]
بحث درباره کسی است که در هنگام میقات، بهخصوص کندن لباس و یا پوشیدن دو حوله، بهدلیل بیماریای که دارد، امکان ندارد لباسهای دوخته و مخیط را بیرون آورد و پوشش دو حوله احرام برای او ممکن نیست.
آیا چنین شخصی به مجرد نیت احرام و گفتن تلبیه، احرامش منعقد میشود و چنانچه بعد از گذشت مدتی و فاصله گرفتن از میقات، بیماری او مرتفع شد، لازم نیست دوباره به میقات برگردد و با تکرار نیت و تلبیه و کندن لباسها و پوشیدن دو حوله احرام، احرام خود را تجدید کند؟ یا لازم است برگردد و تجدید نماید؟
عرض میکنیم که در مسئله، دو صورت متصوّر است:
صورت اول این است که شخص مریض است و بیماری او به گونهای است که اساساً قادر بر انشای اصل احرام در میقات نیست؛ یعنی حتی نمیتواند نیت کرده و تلبیه بگوید، همانطور که نمیتواند لباسها را کنده و لباس احرام را بپوشد.
خب چنین شخصی بلاشک اگر بعد از گذشتن از میقات متمکّن از برگشت به میقات باشد، در حالی که بیماری او مرتفع شده است و میتواند احرام را با رعایت ارکانش انشا نماید، چنین شخصی باید برگردد. نهایتاً اگر عمداً برنگردد، بر اساس مبنایی که در گذشته مطرح شد، از همان مکانی که در آن قرار گرفته است میتواند محرم شود.
اما صورت دوم این است که بیماری او فقط مانع درآوردن البسه میشود، ولی توان نیت احرام برای عمره تمتع و نیز توان گفتن تلبیه را دارد. در این صورت، فرضی که در مسئله پنجم مطرح شده است، قابل پیگیری است و باید به آن پاسخ داده شود:
که آیا این شخص، چنانچه بعد از فاصله گرفتن از میقات بیماری او از بین رفت و از طرفی امکان برگشت او به میقات هم وجود دارد، آیا به خاطر اینکه نتوانسته است در میقات نزع لباس کند و لبس البسه احرام بنماید باید برگردد و در آنجا با تجدید نیت و تلبیه دوباره محرم شود؟
یا با همان نیت و تلبیهای که انجام داده است احرامش منعقد است و نیازی به برگشت ندارد؛ نهایتاً در آن جایی که بیماری او مرتفع شده و سلامت یافته است، از همان نقطه لباسهای مخیط خود را درآورده و لباس احرام را بپوشد؟
عرض میکنیم: در پاسخ به این سؤال باید مسئله از دو منظر بررسی شود:
۱. گاهی بررسی میکنیم که مقتضای قواعد، یعنی عمومات، قطع نظر از روایات خاصهای که در خصوص همین مورد وارد شده، آیا اجزاء و عدم وجوب عود به میقات است، یا مقتضای قواعد عدم اجزاء و لزوم عود به میقات میباشد؟
۲. منظر دوم این است که قطع نظر از قواعد، مقتضای روایات خاصه چه چیزی است؛ و به تعبیری مقتضای روایات خاص در کنار قواعد چیست؟
اما اینکه مقتضای قاعده چه چیزی است:
به نظر میرسد مقتضای قاعده همان چیزی است که حضرت امام در متن مسئله مطرح کردهاند؛ مبنی بر اینکه چنین شخصی لازم نیست دوباره به میقات برگردد و همان نیت و تلبیهای که انجام داده است کفایت میکند.
وجه این مطلب این است که حقیقت و رکنِ احرام، دو چیز است:
۱. نیت احرام
۲. تلبیه
کلید تحقق احرام همین دو چیز است؛ به مجرد اینکه شخص نیت نمود و تلبیه گفت، این شخص محرم میشود. اما نزع البسه یعنی کندن لباسهای مخیط و پوشیدن لباس احرام جزئی از حقیقت احرام نیست. بلکه بر مکلف لازم است به این دلیل که به مجرد انعقاد احرام، پوشیدن لباس مخیط ممنوع است و از طرفی پوشاندن عورتین هم لازم است؛ لذا باید بلافاصله بعد از احرام، لباسهای مخیط خود را درآورده و لباس احرام بپوشد.
و به همین دلیل است که اگر احیاناً کسی نیت کند و تلبیه هم بگوید، ولی لباسهای مخیط را اصلاً درنیاورد، احرام او منعقد است؛ نهایتاً به خاطر پوشیدن لباس مخیط باید کفاره بدهد. پس بر اساس قاعده، این شخص حقیقت احرام را در میقات محقق کرده است؛ نهایتاً چون مریض بوده و نمیتوانسته لباس را درآورد، کفاره هم ندارد، چون عمدی نیست و اصلاً پوشش به جهت اضطرار بوده است.
ورود در اعمال حج دو چیز میخواهد:
۱. نیت
۲. تلبیه
مثل ورود به نماز که دو چیز میخواهد:
۱. نیت
۲. تکبیرةالاحرام
به مجرد اینکه تکبیر بگوید وارد نماز شده است. بله، اگر لباس غصبی در تنش باشد و درنیاورد، نماز باطل میشود؛ فرقش با احرام این است که در نماز موجب بطلان است، ولی در مانحنفیه اگر عمداً باشد موجب کفاره میشود.
بر این اساس، فرمایش حضرت امام بر مقتضای قاعده درست است که این شخص در میقات دو رکن احرام را محقق کرده؛ هم نیت کرده و هم تلبیه گفته، پس احرام منعقد شده است. نهایتاً نزع لباس انجام نشده به دلیل بیماری. و اگر به دلیل بیماری هم نبود و باز لباس را درنمیآورد، احرامش صحیح بود؛ نهایتاً باید کفاره میداد.
این از جهت مقتضای قاعده.
اما از جهت مقتضای روایات خاصه:
عرض میکنیم که در برخی از روایات آمده است:
إذا خاف الرجل على نفسه أخر إحرامه إلى الحرم،[2] اگر کسی به خاطر مشکلی نتوانست در میقات محرم شود، احرامش را به حرم منتقل کند. ظاهر این روایت این است که فرد اگر به لحاظ بیماری، تقیه و… خوفی دارد—مثلاً نمیتواند لباس احرام بپوشد یا لباس خود را درآورد—اساساً احرام را انجام ندهد و آن را تا داخل حرم تأخیر بیندازد.
این روایت مرسله است و از نظر سند اعتبار قابل توجهی ندارد.
روایت دیگری که در این باب وجود دارد، روایت صحیح السند است که صفوان بن یحیی در مکاتبهای با امام هشتم علی بن موسی الرضا علیهالسلام همین مسئله را مطرح میکند؛ که شخص به دلیلی نمیتواند در میقات محرم شود، چه باید بکند؟
امام در جواب فرمودند:
فكتب إن رسول الله صلى الله عليه وآله وقت المواقيت لأهلها ومن أتى عليها من غير أهلها، وفيها رخصة لمن كانت به علة فلا تجاوز الميقات إلا من علة.[3]
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله مواقيت را برای اهلش معین کرده، ولی در خصوص کسانی که عِلّتی دارند رخصت داده است؛ که از میقات عبور کند. پس کسی حق ندارد از میقات تجاوز کند مگر به خاطر علتی که مانع انجام احرام در میقات است.
دو روایت دیگر هم وجود دارد که چون باید درباره دلالت آنها بحث کنیم، اگر ادامه دهیم بحث ناقص میماند؛ لذا میگذاریم برای جلسه بعد، إنشاءالله.
الحمدلله ربّ العالمین.