1405/07/25
بسم الله الرحمن الرحیم
اشکالات فرمایش محقق نائینی ره پیرامون شبهه محقق نراقی ره
موضوع: اشکالات فرمایش محقق نائینی ره پیرامون شبهه محقق نراقی ره
اشکال اول: ایشان ره فرمودند: وجوب جلوسی که مقید به ما بعد زوال باشد، حال سابقه عدمیه به نحو "عدم مطلق" ندارد، در حالی که عدم مطلق در رابطه با هر عنوانب نسبت به خود همان عنوان به نحو مستقل مورد ملاحظه قرار می گیرد، مثلاً عدم مطلق نسبت به "جلوس مطلق" عبارت از "عدم جلوس مطلق" و نسبت به "جلوس مقید به ما بعد زوال: عبارت از :عدم جلوس مقید به ما بعد زوال: است کما اینکه عدم مطلق برای "انسان مطلق" عبارت از "عدم انسان مطلق" و نسبت به "انسان عالم" عبارت از "عدم انسان عالم" است و هکذا در احکام شرعیه، مثل اینکه عدم مطلق نسبت به "وجوب جلوس طلق" عبارت از "عدم وجوب جلوس مطلق" و نسبت به "وجوب جلوس مقید به ما بعد زوال" عبارت از "عدم وجوب جلوس مقید به ما بعد زوال" است وگرنه اگر قرار باشد که "عدم مطلق" بدون مضافٌالیه باشد لازمه اش عدم جریان استصحاب عدم مطلق خواهد بود؛ زیرا بعد از اینکه این همه وجودان متنوع تحقق پیدا کرد عدم مطلق، معنا نخواهد داشت.
بنابراین هرگاه یک عنوان به چیزی اضافه شود منافاتی با داشتن عدم مطلق و عدم ازلی نخواهد داشت وگرنه لازم می آید که دور استصحابات عدمیه به طوری کلی خط کشیده شود در حالی که شما چنین چیزی را قائل نیستید به طوری که "عدم وجوب جلوس" را حالت سابقه به نحو عدم مطلق قرار می دهید که با "وجوب جلوس" منتقض شده است و نمی گوئید که "عدم مطلق" در سابق نبوده، پس حال که برای "وجوب جلوس" حالت سابقه عدمیه (به عنوان عدم ازلی و عدم مطلق) در نظر می گیرد لازم است در صورت افزودن قیدی به دنبال آن "وجوب الجلوس المقید بما بعد الزوال" نیز عدم ازلی برای آن در نظر بگیرید همان طوری که اگر "انسان" را مقید به قید "عالم" بکنیم کسی نمی تواند بگوید: برای "انسان عالم" عدم مطلق نیست بلکه عدم مطلق آن عبارت از "عدم انسان عالم" است، همین مطلب عیناً در مورد "وجوب جلوس بعد از زوال" نیز جاری می شود.
در شبهه محقق نراقی ره بحث از ظرفیت یا قیدیت در مورد عنوان "قبل الزوال" است که در خطاب شرعی "إجلس قبل الزوال" اخذ شده است وگرنه، عنوان "بعد الزوال" مسلماً دارای عنوان قیدیت است (خواه قید نسبت به حکم "وجوب جلوس" باشد و خواه نسبت به متعلق حکم "جلوس") بنابراین، عنوان "وجوب جلوس بعد از زوال" موضوع مستقلی در نظر گرفته شده و دارای حالت سابقه عدمیه است.
اشکال دوم: جوابی که مرحوم نائینی ارائه فرموده بر شبهه ای که از سوی محقق نراقی ره مطرح شده، منطبق نیست؛ زیرا "عدم" مورد استصحاب محقق نراقی ره در استصحاب عدمی که معارض با استصحاب وجودی است غیر از "عدم مقید" است که در فرمایش محقق نائینی ره وارد شده است.
شبهه فاضل نراقی (تعارض استصحابین) در جائی است که جریان استصحاب وجودی جای هیچگونه تردیدی نیست؛ چزا که عنوان "قبل از زوال" به صورت ظرفیت اخذ شده است (وگرنه در صورتی که "قبل از زوال" قیدیت داشته باشد جای جریان استصحاب وجودی نخواهد بود) یعنی فاضل نراقی ره چون عنوان "قبل از زوال" را به نحو ظرفیت لحاظ می کند استصحاب وجودی را جاری می داند ولی وقتی نوبت به "بعد از زوال" می رسد در مقام تقریب استصحاب عدمی، عنوان "بعد از زوال" را قید قرار می دهد (خواه قید برای جلوس باشد و خواه برای وجوب).
اما محقق نائینی ره در مقام پاسخ از شبهه فاضل نراقی ره وقتی کلمه "عدم مقید" را ذکر می کند قید را برای "عدم" قرار می دهد و عدم را مقید می کند. یعنی قید را در رابطه با حکم (وجوب) یا متعلق (جلوس) قرار نمی دهد فلذا به این عبارت تعبیر می کنند: "والعدم المقید بقیدِ زمانٍ او زمانی" در حالی که از نظر محقق نراقی ره، قید ارتباطی به "عدم" ندارد بلکه در ارتباط "وجوب" و یا متعلق "واجب" است.
به عبارت دیگر: در تعبیر فاضل نراقی ره "جلوس مقید به ما بعد از زوال" و یا "وجوب جلوس مقید به ما بعد از زوال" اراده شده نه اینکه قید "ما بعد از زوال" در ارتباط با "عدم" باشد در حالیکه در فرمایش محقق نائینی ره قید، "ما بعد از زوال" نه قید برای جلوس است و نه قید برای وجوب جلوس است بلکه قید برای "عدم" است یعنی "عدم جلوسی" که این عدم، مقید به قید "ما بعد از زوال" است.
بیان ساده تفاوت بین چنین دو تعبیری است که اگر "ما بعد از زوال" را قید برای عدم قرار دهیم، حالت سابقه نخواهد داشت؛ چرا که "عدم ما بعد از زوال" اگر بخواهد حالت سابقه باشد باید یک آنِ بعد از زوال، وجوب جلوس ثابت نباشد و در آن های بعدی در مورد وجوب یا عدم وجوب شک کنیم و همان "عدم وجوب آن اول" را استصحاب کنیم در حالی که وجوب یا عدم وجوب جلوس در همان آنِ اول بعد از زوال نیز مورد تردید است و استصحاب جاری نمی شود.
اما همانگونه که ملاحظه می کنیم این مطلب ارتباطی به شبهه مطرح شده از سوی محقق نراقی ره ندارد؛ چرا که ایشان ره "ما بعد الزوال" را قید برای "عدم" نمی داند تا گفته شود دارای حالت سابقه عدمیه نیست و استصحاب جاری نمی شود و شبهه تعارض استصحاب پاسخ داده شد!!!