1405/07/20
بسم الله الرحمن الرحیم
اشکال حضرت امام خمینی ره بر پاسخ شیخ اعظم ره از شبهه محقق نراقی ره[1]
موضوع: اشکال حضرت امام خمینی ره بر پاسخ شیخ اعظم ره از شبهه محقق نراقی ره [1]
شبهه ای که از سوی محقق نراقی ره مطرح شده مربوط به صورت ظرفیت عنوان "قبل الزوال" است و صورت قیدیت، از شمول شبهه ایشان خارج است؛ زیرا مرحوم نراقی ره نفرموده است: "ما استصحاب عدم وجوب جلوس را نسبت به قبل الزوال جاری می کنیم" تا شما بگوئید: "قضیه متیقنه عدمیه، با وجوب نقض شده است" بلکه مرحوم نراقی نسبت به "جلوس قبل الزوال" ذکری از مسئله قیدیت و ظرفیت را به میان نیاورده است و ظاهرشان همان ظرفیت است، ولی نسبت به بعد از زوال می گوید: "جلوس مقید به بعد از زوال، حالت سابقه متیقنه دارد" یعنی یک زمانی به "عدم وجوب جلوس بعد از زوال" یقین داشتیم، حال سؤال از شیخ اعظم ره این است: "این حالت عدمیه ای که شما قائل به انتقاضش می شوند به چه چیزی انتقاض پیدا کرده است؟ روشن است که این عدم وجوب جلوس با وجوبش قبل از زوال نمی تواند منتقض شود؛ زیرا در این صورت یقین جای یقین ننشسته است، الآن هم که خطاب شرعی "إجلس قبل الزوال" بر وجوب جلوس قبل از زوال دلالت می کند ما نمی توانیم حکم به انتقاض "جلوس مقید به ما بعد الزوال" بکنیم.
بله، اصل "عدم وجوب جلوس" نقض شده، ولی علم به انتقاض "عدم وجوب جلوس مقید به ما بعد الزوال" نداریم، لذا "لاتنقض الیقین بالشک" می گوید: همانگونه که قبلاً وجوبی برای "جلوس مقید به ما بعد الزوال" ثابت نبود الآن هم چنین وجوبی ثابت نیست.
جواب مرحوم آخوند از شبهه محقق نراقی ره: (کفایةالاصول ج2ص217و218)
مرحوم آخوندره بدون اینکه نامی از این محقق ببرد و با تعبیر "کما قیل" شبهه را بصورت دیگری تبیین نموده و پاسخی از آن ارائه فرموده است.
ابتدا مرحوم آخوندره در مقام بیان فرق بین دیدگاه عرف با نظر عقل، در صورتی که زمان به عنوان ظرفیت لحاظ می شود برآمده و می فرماید: عقل با توجه به دقت نظری که دارد برای زمان، ظرفیت را لحاظ نمی کند بلکه در هر خطابی پای زمان شود از نظر عقل، قید به حساب می آید فلذا می گوید: "زمان دخالت دارد" خواه این دخالت به صورت قیدیت در حکم باشد و خواه به عنوان دخالت در متعلق حکم.
اما به خلاف عقل که در تمام موارد زمان را قید می داند و برای ظرفیت زمان جایگاهی قائل نیست، ظرفیت زمان از نظر عرف، قابل تصور است یعنی در بعضی جاها، زمان را به عنوان قید و در برخی از موارد، زمان را به عنوان ظرف لحاظ می کند.
حال اگر در این موارد که زمان در خطاب اخذ شده "إجلس قبل الزوال" تابع نظر عقل باشیم جائی برای جریان استصحاب وجود نخواهد بود؛ زیرا وقتی دخالت زمان به نحو قیدیت باشد نوبت به جریان استصحاب وجوبی نمی رسد بلکه باید استصحاب عدم جاری شود ولی اگر تابع دیدگاه عرف باشیم، وقتی زمان به عنوان ظرفیت لحاظ شود تنها استصحاب وجود جاری می شود بدون اینکه نوبت به استصحاب عدم برسد.
مرحوم آخوندره در ادامه در مقام پاسخ از شبهه بر آمده و می فرماید: آن قائل (یعنی محقق نراقی ره) که مسئله تعارض بین استصحابین را مطرح کرده است باید توجه کند تعارض استصحابین در صورتی قابل تصور است که دو نظر را با هم ملاحظه کرده باشد یعنی از سوئی نمی توان نظر عقل را کنار گذاشت، پس استصحاب عدم جاری می شود و از سوی دیگر نظر عرف را هم نمی توان کنار گذاشت پس استصحاب وجودی جاری می شود، در نتیجه، تعارض بین دو استصحاب که یکی وجودی و دیگری عدمی است، پیش می آید.
در اینجا آخوندره گویا اشکالی را متوجه خود دیده می فرماید: اگر زمان در رابطه با حکم اخذ شود حتماً قیدیت دارد؛ چرا که در این صورت معلوم می شود که زمان در ملاک و ماط حکم دخالت دارد و هر چیزی که در ملاک و مناط دخیلی باشد نقش "قیدیت" را ایفا می کند و روشن است که در صورت لحاظ قیدیت، فقط استصحاب عدمی جاری می شود و مجالی برای جریان استصحاب وجودی باقی نمی ماند.
ایشان ره در مقام رفع چنین اشکالی می فرماید: لازم است باز هم توجه را به این مطلب جلب کنیم که هرگاه "زمان" را با نظر عقل مورد ملاحظه قرار دهیم "زمان" فقط به عنوان "قیدیت" دخالت خواهد داشت و نمی تواند ظرفیت داشته باشد فلذا فقط استصحاب عدمی جاری می شود و اما در صورتی که "زمان" را با دید عرف مورد ملاحظه قرار دهیم چه بسا "زمان" به عنوان "ظرفیت" دخالت داشته باشد و روشن است که در این صورت، استصحاب وجودی جریان پیدا می کند و معنا ندارد که استصحاب را منحصر در استصحاب عدمی بدانیم.
نتیجه فرمایش آخوندره: مسئله تعارض بین استصحابین (که محقق نراقی ره مطرح کرده) مبنی بر این است که همزمان نظر عقل و عرف را در "زمان" که در خطاب شرعی اخذ شده، پیاده کرده و به نظر عقل، استصحاب عدم، و به نظر عرف، استصحاب وجود جاری کنیم و حال آنکه دو دیدگاه را همزمان نمی توان اعتبار نمود.