1405/07/07
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی اعتبار یا عدم اعتبار "شک در بقاء" در جریان استصحاب
موضوع: بررسی اعتبار یا عدم اعتبار "شک در بقاء" در جریان استصحاب
برای روشن شدن این مطلب، کاری به تعریف استصحاب نداریم؛ زیرا این تعریف از طرف معصومین علیهمالسلام ارائه نشده بلکه تعریفهای متعددی که برای استصحاب ذکر شده از سوی دانشمندان و علمای اصولی مطرح شده است و برای ما حجیتی ندارد، از این رو لازم است بحث را بر محور دلیل حجیت استصحاب (روایات لاتنقض) متمرکز کنیم تا معلوم شود که مستفاد از روایات در رابطه با این مسئله چیست؟
وقتی روایات استصحاب را مورد ملاحظه قرار دهیم متوجه می شویم که عنوان "بقاء" در هیچکدام از آنها اخذ نشده، لکن باید متوجه باشیم که تصریح به لفظ "بقاء" لازم نیست بلکه مستفاد از تعبیر "لاتنقض الیقین بالشک" این است که یقین بالفعل را با شک بالفعلی که تحقق دارد نقض نکن؛ زیرا ظاهر تعلق خطاب "لاتنقض..." به مخاطب، این است که شما یقین فعلی دارید که نباید یقین فعلی را با شک فعلی نقض کنید نه این مراد از چنین خطابی این باشد که یقینی که قبلاً داشتی با شکی که الآن پیدا کردی نقض نکن؛ زیرا این دو لفظ از مشتقات اصولی به حساب می ایند و مشتقات ظهور در فعلیت و نوبت به یقین یا شک تقدیری نمی رسد کما اینکه یقین سابق در زمان سابق نیز برداشت نمی شود وگرنه اگر مراد از یقین، یقین موجود در زمان سابق باشد "لانقض" بر استصحاب دلالت نخواهد کرد بلکه دالّ بر قاعده شک و یقین خواهد بود و بر حجیت شک ساری دلالت خواهد کرد و حال که ما نیز همانند همه محققین از این جمله، استصحاب را استظهار می کنیم و آن را ناظر به شگ ساری نمی دانیم.
حال که مدلول خطاب "لاتنقض الیقین بالشک" عبارت از عدم جواز نقض یقین فعلی است لازم است تعلق یقین فعلی و شک فعلی به یک چیز را مورد تحلیل قرار دهیم و با توجه به عدم امکان چنین چیزی می گوئیم: تنها راهی که تصور می شود این است که یقین را متعلق به حدوث شئ و شک را متعلق به بقاء آن بدانیم یعنی تنها راه فرار از توجه اشکال این است که مراد از چنین خطابی را عبارت از "لاتنقض الیقین بالحدوث بالشک فی البقاء" بدانیم پس هز چند لفظ "بقاء" در روایات "لاتنقض" اخذ نشده ولی توجه به مفاد خطاب "لاتنقض الیقین بالشک" شنونده را به اعتبار "شک در بقاء" رهنمون می شود و معلوم می شود که در جریان استصحاب، چاره ای غیر از "اعتبار شک در بقاء" وجود ندارد.
و از سوئی در صحیحه دوم زراره که در مورد اصابت خونی مانند خون دماغ به لباس سؤالاتی را مطرح کرده وقتی از دلیل حکم به عدم وجوب اعاده نماز سؤال می کند امام علیهالسلام می فرماید: لأنك كنت على يقين من طهارتك ثم شككت فليس ينبغي لك أن تنقض اليقين بالشك أبدا[1] و روشن است که هر شکی نیازمند مشکوک است و برداشت عرف و عقلاء از عبارت "ثم شککت فی بقاء الطهارة" است، بنابرایت وقتی هر شکی نیازمند متعلق است و در این عبارت بنابر فهم عرفی به طهارت تعلق گرفته است، چیزی غیر از "بقاء طهارت" اراده نمی شود و از اینجا نیز اعتبار "شک در بقاء" در جیران استصحاب، استفاده می شود.
پس از روشن شدن اعتبار شک در بقاء در جریان استصحاب، نوبت به بحث از جیران استصحاب در امور تدریجی (زمان و زمانیات) می رسد و در این رابطه لازم است دو نکته را مورد عنایت قرار دهیم.
• مراد از زمان در استصحاب زمان، نفس أجزائ زمان نیست به این معنا که وقتی یقین به جزئی از زمان داریم در بقاء آن شک داشته باشیم و با استصحاب در صدد اثبات بقاء آن باشیم، این مطلب جای بحث نیست؛ زیرا جزئی که یقین به حدوثش داشتیم یقیناً منصرم شده است.
• جریان استصحاب در موضوعات به لحاظ ترتب احکام شرعیه بر آنهاست و فرض این است که اثری بر جزء زمان مترتب نمی شود.
حال می گوئیم: مراد از جریان استصحاب در زمان استصحاب جزء منقضی شده از زمان (مثل جزء اول از روز که مقارن با طلوع خورشید است) نیست؛ زیرا معلوم است که آن جزء دارای خصویت "یوجد و ینعدم" است و بقاء ندارد، بلکه مراد از زمان، اسمی است که برای مجموعه ای از اجزاء زمان قرار داده شده است.
مثل اینکه از مجموعه زمانی از طلوع فجر (یا طلوع خورشید) تا غروب آفتاب، به عنوان "یوم" تعبیر می شود یا از مجموعه زمانی از اول غروب خورشید تا طلوع فجر (یا طلوع آفتاب) به نام "لیل" تعبیر می شود و یا هفت شبانه روز را به اسبوع "هفته" و سی روز (یا 29 روز) را به "شهر=ماه" نامگذاری کرده اند.
مراد از جریان یا عدم جریان استصحاب در زمان این است که : آیا در این مجموعه ای که به یکی از این عناوین نامگذاری شده می توان استصحاب را جاری کرد؟
مثل اینکه در اواخر روز به جهت ابرای بودن هوا، علم به تمام شدن روز پیدا نکرده ایم و در صدد استصحاب بقای روز هشتم و یا در شب ماه رمضان، تمام شدن شب، مورد تردید واقع شده و در صدد استصحاب بقاء لیل بر می آئیم و یا در مورد پایان یک ماه تردید داریم و رد صدد استصحاب بقای شهر هستیم.
با روشن شدن موضوع بحث از استصحاب زمان، جریان یا عدم جریان استصحاب در زمان را مورد بررسی قرار می دهیم.