1404/11/18
بسم الله الرحمن الرحیم
شبهه عبائیه مرحوم سید اسماعیل صدر ره
موضوع: شبهه عبائیه مرحوم سید اسماعیل صدر ره
نقل شده که مرحوم سید اسماعیل صدر ره که از مراجع شیعه بوده و جدّ شهید محمد باقر صدرره است در زمان زعامت آخوند خراسانی ره برای انجام زیارت حرم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به نجف اشرف مشرف شده و مسئله ای را مطرح کرد که محافل علمی اندیشمندان شیعه را به خود مشغول نمود این مسئله چون در غالب مثال "عبا" پیاده شده به "شبهه عبائیه" شهرت یافته که شبهه ای بر جریان استصحاب کلی قسم دوم به حساب می آید.
بیان شبهه: اگر کسی علم اجمالی پیدا کند که یا قسمت پائین عبای او نجس شده یا قسمت بالای آن، سپس اقدام به تطهیر طرف پائین عبا کند به گونه ای که اطمینان پیدا کند که اگر طرف پائین عبا نجس شده بود قطعاً نجاستش زائل شد، در اینجا مصداقی برای استصحاب کلی قسم دوم پیدا می شود؛ زیرا اگر نجاست در قسمت پائین عبا بوده قطعاً زائل شده و اگر درقسمت بالای آن بوده، قطعاً باقی است یعنی امر نجاست، دائر بین بخش مقطوعالارتفاع و مقطوعالبقاء است، در اینجا اگر بقای کلی نجاست در عبا (نه نجاست مقید به قسمت پائین عبا و نه نجاست مقید به قیمت بالای عبا) استصحاب شود لازمه اش این است که اگر دست مرطوب با هر دو طرف عبا ملاقات کند، نجس شود؛ زیرا حکم به طهارت چنین دست مرطوبی، مستلزم این است که اثری بر استصحاب نجاست عبا مترتب نشده باشد، در حالی که التزام به چنین لازمی و حکم به نجاست دست، ضروری البطلان است؛ زیرا از سوئی پس از تطهیر پائین عبا، قطع به طهارت آن پیدا شده و روشن است که در این صورت، ملاقات دست با قسمت پائین عبا، حکم به نجاست دست را به دنبال نخواهد داشت، و قسمت بالای عبا یکی از دو طرف علم اجمالی و مشکوک النجاسة است و در بحث شبهه محصوره گذشت که ملاقی با یکی از اطراف شبهه محصوره بالاجماع محکوم به طهارت است و فرض این است که دست فقط با یکی از اطراف شبهه محصوره (قیمت بالای عبا) ملاقات کرده و اما قسمت پائین عبا (هر چند مورد ملاقات دست قرار گرفته) از طرف شبهه بودن به سبب تطهیر یقینی، خارج شده است و حکم به نجاست ملاقی آن معنا ندارد لذا می گوئیم دست مرطوب با یکی از اطراف شبه محصوره ملاقات کرده است.
انگیزه ایشان ره از طرح چنین شبهه ای، وارد کردن اشکال بر جریان استصحاب کلی قسم دوم است؛ زیرا نتیجه جریان چنین استصحابی، حکم به نجاست ملاقی یکی از اطراف شبهه محصوره است و چون محصوره است و چون این حکم، بر خلاف اجماع فقهاست پس استصحاب کلی قسم دوم باطل است.
جواب اول از شبهه عبائیه: جواب حضرت امام خمینی ره
ایشان ره ابتدا فرض دیگری را مطرح فرموده و پس از تحلیل آن، اقدام به مقایسه آن با شبهه عبائیه نموده تا مطلب، روشن شود، لذا می فرماید: در صورتی که شرائط جریان استصحاب موجود باشند و پای علم اجمالی در میان نباشد، استصحاب جاری می شود مثل اینکه انسان علم تفصیلی به نجاست قسمت پائین عبای خود داشته و سپس در تطهیر آن شک کند در اینجا استصحاب نجاستِ فرد (یعنی همان قسمت پائین عبا) جاری می شود و در نتیجه اگر دست مرطوب وی با این قسمت از عبا ملاقات کند دستش نجس می شود، البته برای حکم به نجاست دست، پای دلیل دیگری نیز به میان می آید و آن، این است: ملاقی النجس نجسٌ، که بر نجاست دلالت می کند و مراد از "نجس" در این دلیل، خصوص نجس واقعی نیست بلکه مراد از آن، نجس شرعی است یعنی هر چیزی که شارع، حکم به نجاست آن نماید، خواه نجاست واقعیه باشد و خواه نجاست ظاهریه بنابراین، وقتی با جریان استصحاب نجاست، حکم به نجاست ظاهری قسمت پائین عبا می شود و دلیل دیگری "ملاقی النجس نجس" به آن ضمیمه می شود نتیجه اش این خواهد بود که وقتی دست مرطوب با پائین عبا که مستصحب النجاسة و نجس ظاهری است ملاقات کند، محکوم به نجاست می شود جریان استصحاب در چنین فرضی با توجه به اینکه استصحاب نجاست فرد (یعنی با خصوصیت پائین عبا) است، جای تردید نیست و پس از اثبات نجاست ظاهریه قسمت پائین عبا و ضمیمه کردن خطاب "ملاقی النجس نجس" به این نتیجه می رسیم که: این دست مرطوب که با مستصحب النجاسةملاقات کرده، نجس شده است و روشن است که استصحاب در خود حکم شرعی نجاست (بدون اینکه واسطه ای وجود داشته باشد) جاری شده و هرگز جائی برای توهم مثبِت بودن چنین استصحابی وجود ندارد همانگونه که حضرت امام راحل ره می فرمایند: إنَّ ملاقاة الطرف المُعيّن المُستصحب النجاسة ملاقاة للنجس المُستصحب وجداناً، فإذا حكم الشارع بأنَّ هذا المُعيّن نجس ينسلك في كُبرى شرعيّة هي: «أنَّ ملاقي النجس نجس »[1]
در نتیجه استصحاب نجاست در چنین فرضی بدون اینکه توهم مثبت بودن پیش آید، جاری می شود و این بر خلاف جریان استصحاب در مورد شبهه عبائیه است.