« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سید محمد واعظ موسوی

1404/10/28

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه روایات متضافره در وجوب خمس ارباح

موضوع: ادامه روایات متضافره در وجوب خمس ارباح

3. مرسله شیخ ره از "الریان بن الصلت": مرحوم شیخ حرّ عاملی در کتاب شریف وسائل الشیعه به نقل از تهذیب شیخ ره (ج4ص184حدیث16) از باب خمس:

وبإسناده عن الريان بن الصلت قال: كتبت إلى أبي محمد عليه السلام ما الذي يجب علي يا مولاي في غلة رحى أرض في قطيعة لي وفي ثمن سمك وبردي وقصب أبيعه من أجمة هذه القطيعة فكتب: يجب عليك فيه الخمس إن شاء الله تعالى.[1]

لفظ "الغلة" به معنای درآمد حاصل از زمین است مانند کرایه یا محصولی که از زمین به دست می آید.

لفظ "البردی" به فتح باء، گیاهی مانند نی است مصریهای قدیم از پوست آن برای نوشتن استفاده می کردند و به ضم باء به معنای میوه خوب است.

لفظ "الأجمة" به معنای جنگلی که دارای درختان انبوه و درهم تنیده، و به معنای نیزار.

دلیل اینکه از این روایت به مرسله تعبیر کردیم این است که شیخ ره آن را از ریّان بن الصلت نقل کرده و در مشیخه اش سند خود را به کتاب وی ذکر نکرده است، البته ایشان ره این روایت را در فهرست نیز آورده و سند شیخ ره به ابن الصلت در این کتاب، صحیح است، فلذا این روایت را می توان صحیحه نامیده؛ چرا که در وثاقت "ریّان بن الصلت" اختلافی وجود ندارد.

صاحب مدارک ره در مقام اشکال بر استدلال به این روایت برای وجوب خمس فوائد فرموده است: لكنها قاصرة من حيث المتن ، لاختصاصها بالأرض القطيعة ، وهي على ما نص عليه الجوهري طائفة من أرض الخراج ، أو محال ببغداد أقطعها‌ المنصور أناسا من أعيان دولته ليعمروها ويسكنوها كما ذكره في القاموس. الخمس فيها غير مذكور ، فجاز أن يكون غير مستحق الغنائم.[2]

در مقام اشکال بر فرمایش ایشان می گوئیم:

اولاً: سؤال به ارض خراجیه اختصاص ندارد بلکه در آمد حاصل از آسیاب موجود آن زمین را نیز شامل می شود که تعلق خمس به آن، ارتباطی به زمین که از زمینهای خراجیه است، ندارد.

ثانیاً: تعبیر ایشان ره " الخمس فيها غير مذكور " مورد قبول نیست؛ زیرا وقتی لفظ "خمس" استفاده شده در رابطه با محل مصرف آن، چیزی غیر از آنچه که در آیه خمس وارد شده است به ذهن تبادر نمی کند و به ذهن کسی خطور نمی کند که محل مصرف این خمس، غیر از مواردی است که در آیه شریفه وارد شده است.

نتیجه: اشکالی که از نظر سند یا دلالت بر استدلال به این روایت وارد نیست.

4. موثقه ای که الحارث بن المغیري النضری از امام صادق علیه السلام نقل کرده است.

این روایت را شیخ حر عاملی ره از تهذیب شیخ ره با ذکر سند از ابی عمّاره، از الحارث بن المغیرة النضری، از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که: قال: قلت له: إن لنا أموالا من غلات وتجارات ونحو ذلك، وقد علمت أن لك فيها حقا، قال: فلم أحللنا إذا لشيعتنا إلا لتطيب ولادتهم، وكل من والى آبائي فهو في حل مما في أيديهم في حقنا فليبلغ الشاهد الغائب.[3]

افراد وارد در سند این روایت همگی از ثقاتند و تنها نقطه تاریک در سند آن، عبارت از "ابی عمّاره" است که همان "عمران بن عطیه" بوده و توثیق نشده است، در عین حال صاحب مدارک ره این روایت را از نظر سند صحیحه به حساب آورده و فرموده است: يمكن أن يستدل على ثبوت الخمس في هذا النوع في الجملة بصحيحة الحارث بن المغيرة النضري[4] .

به نظر می رسد که هر چند راوی از "الحارث بن المغیرة" شخصیتی به نام "أبی عمّاره" است که توثیق صریحی در کتب رجالی در مورد وی وارد نشده است ولی با توجه به اینکه شخصیت بزرگواری مثل "احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی" که در موردش می گویند[5] : "لا یروی و لا یرسل عن ثقه" نقل کرده است می نوان این روایت را از نظر سند، موثقه به حساب آورد.

نتیجه: به نظر ما استدلال به این روایت نیز از حیث سند دلالت با اشکالی مواجه نیست و بر وجوب خمس فوائد دلالت می کند.

 


logo