1404/10/21
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی مسائل در مورد ارباح مکاسب
موضوع: بررسی مسائل در مورد ارباح مکاسب
نکته ای که در اینجا تذکر آن لازم به نظر می رسد این است که میان خمس و زکات این تفاوت مهم وجود دارد که زکات از مالیاتهائی است که از اموال عمومی جامعه اسلامی محسوب می شود و به همین خاطر مصارف آن عموماً همان مصالح عمومی جامعه است ولی خمس از مالیاتهائی است که مربوط به حکومت اسلامی است یعنی مخارج دستگاه و گردانندگان (از جمله نیازهای اولیه حاکم اسلامی و وابستگانش) از آن تأمل می شود بنابراین محروم بودن سادات که خویشان پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم هستند، از دست یابی به اموال عمومی (زکات) برای دور نگه داشتن آنها از این اموال است تا بهانه ای به دست مخالفان نیفتند که آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم بستگان خود را بر اموال عمومی مسلط کرده است، ولی از سوی دیگر نیازمندان سادت نیز باید از طریق دیگر تأمین بشوند و این موضوع در قوانین اسلام چنین پیش بینی شده که آنها از بودجه حکومت اسلامی بهرهمند گردند و نه از بودجه عمومی، در حقیقت، اختصاص خمس یه سادات نه تنها که امتیاز نیست، بلکه نوعی چاره جوئی به خاطر مصلحت عمومی و دفع سوء ظن مخالفان و جبران محرومیت آنها از زکات است و از این روست که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم مأمورٌبه أخذ زکات بوده و کارگزاران حکومت را برای گرفتن زکوات می فرستاده تا به وظیفه ای که بر اساس آیه شریفه ﴿خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ...﴾[1] بر دوش او گذاشته شده بود عمل نماید بر خلاف خمس که چون حق آن حضرت و خویشان اوست (البته نه به عنوان ملک شخصی) مأمورٌبه أخذ آن نبوده بلکه همانگونه که به خوبی از ظاهر آیه خمس استفاده می شود خداوند به مردم دستور داده تا اقدام به پرداخت خمس نمایند. ﴿وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ...﴾[2] به همین خاطر است که زکات، مورد مطالبه قرار می گیرد ولی در مورد خمس باید خود مردم اقدام به پرداخت نمایند.
اما شرعیت خمس در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم و مکاتبات ایشان: مستفاد از روایات متضافره این است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم با نوشتن نامه هائی به قبائل مسلمین که در خارج مدینه زندگی می کردند پرداخت خمس را متذکر می شدند و نیز روایات متضافره ای از ائمه اهل بیت علیهم السلام مبنی بر تعلق خمس بر ارباح مکاسب و فوائد وارد شده است و ما فقط به برخی از آنچه از سنت نبوی وارد شده و به تعدادی از احادیث وارده از ائمه علهم السلام اشاره می کنیم:
مواردی از خمس در سنت نبوی:
1. وقتی فرستادگان عبد القیس (خاندان بزرگی از یمن و تهامه که در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم اسلام آوردند و بعد از رحلت آن حضرت بیشتر آنها در زمره پیروان امام علی علیه السلام قرار گرفتند و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم به دلیل قبول اسلام بدون هیچ چشم داشتی قرار داد و برایشان دعا فرمود و امام حسین علیه السلام نیز این قبیله را بهترین افراد ربیعه شمردند) وارد بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم شدند گفتگوئی صورت گرفت که اینگونه نقل شده است: فَقَالُوا: إِنَّ بَيْنَنَا وَبَيْنَكَ المُشْرِكِينَ مِنْ مُضَرَ، وَإِنَّا لاَ نَصِلُ إِلَيْكَ إِلَّا فِي أَشْهُرٍ حُرُمٍ، فَمُرْنَا بِجُمَلٍ مِنَ الأَمْرِ إِنْ عَمِلْنَا بِهِ دَخَلْنَا الجَنَّةَ، وَنَدْعُو إِلَيْهَا مَنْ وَرَاءَنَا، قَالَ: " آمُرُكُمْ بِأَرْبَعٍ وَأَنْهَاكُمْ عَنْ أَرْبَعٍ: آمُرُكُمْ بِالإِيمَانِ بِاللَّهِ، وَهَلْ تَدْرُونَ مَا الإِيمَانُ بِاللَّهِ؟ شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَإِقَامُ الصَّلاَةِ، وَإِيتَاءُ الزَّكَاةِ، وَتُعْطُوا مِنَ المَغْنَمِ الخُمُسَ،[3] .
روشن است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم از قبیله عبد قیس خمس غنائم جنگی را مطالبه نفرموده؛ چرا که آنها حتی امکان خروج از محل خود در غیر ماههای حرام از ترس مشرکین نداشتند، بنابراین از لفظ "مغنم" معنای حقیقی آن که عبارت از غنیمت جنگی باشد، نیست بلکه آنچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم از آنها مطالبه نموده عبارت از "خمس فوائد و منافع" است.
2. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم زمانی که عمر بن حزم انصاری ر اکه از اصحاب آنحضرت بود و از سوی آن حضرت عامل نجران و یمن گردید اعزام می کرد در ابلاغ تکلیف وی به هنگام فرستادن به یمن، نوشتند: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرحيم: هذا بيان من الله ورسوله (يا أيها الذين آمنوا أوفوا بالعقود) : عَهْدٌ مِنْ مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ رَسُولِ اللَّهِ، لِعَمْرِو بْنِ حَزْمٍ حِينَ بَعَثَهُ إِلَى الْيَمَنِ، أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ فِي أَمْرِهِ كُلِّهِ، وَأَنْ يَأْخُذَ مِنَ الْمَغَانِمِ خُمُسَ اللَّهِ، وَمَا كُتِبَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ مِنَ الصَّدَقَةِ مِنَ الْعَقَارِ عُشْرَ مَا سَقَى الْبَعْلَ وَسَقَتِ السَّمَاءُ وَنِصْفَ الْعُشْرِ مِمَّا سَقَى الْغَرْبُ.[4]
3. آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم به شرحبیل بن کلال و نعیم بن کلال و حارث بن کلال، رؤسای قبیله های ذی رعین، معفر و همدان نوشتند: أما بعد فَذكر[5] (فقد رجع رسولکم و أعطیتم من الغانم خمس الله).