1404/11/12
بسم الله الرحمن الرحیم
«آیَةُ الوضوء: الفَصْل الثّاني: حُكْمُ الاَرْجُل: إسْتِشْهاداتٌ أُخْرَىٰ عَلَىٰ الجَرِّ بالجِوارِ»/شرائط الأصول /الأصول العمليّة
موضوع: الأصول العمليّة/شرائط الأصول /«آیَةُ الوضوء: الفَصْل الثّاني: حُكْمُ الاَرْجُل: إسْتِشْهاداتٌ أُخْرَىٰ عَلَىٰ الجَرِّ بالجِوارِ»
در جلسه ی قبل، در بحث «آیه ی وضوء» از مباحث «آیاتُ الأحْکام»، مقام دوم این آیه ی شریفه یعنی «حُکْم الأرْجُل في الوضوء» را مورد بیان و بررّسی قرار دادیم. در این جلسه به ادامه این بحث و همچنین نظرات علمای اهل سُنّت حول این آیه ی شریفه خواهیم پرداخت.
فَصْل دوم: «حُكْمُ الاَرْجُل: إسْتِشْهاداتٌ أُخْرَىٰ عَلَىٰ الجَرِّ بالجِوارِ»:
بیان «آیه ی وضوء»:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ﴾[1] .
خلاصه ی نظر ما (امامیّة): کلمه ی «أَرْجُلكُمْ» در این آیه ی شریفه، عَطْف به کلمه ی «بِرُءُوسِكُمْ» است. لذا اگر این کلمه (أَرْجُلكُمْ) «مَجْرور» باشد از قبیل عَطْف به «ظاهر» است. و اگر مَنْصوب باشد، عَطْف به «مَحَل» است. بنابراین «پاها» در وضوء طبق این ترکیب، مانند سَر باید «مَسْح» شود نَه «غَسْل».
خلاصه ی نظر أهل سُنَّت: کلمه ی «أَرْجُلكُمْ» در صورتی که «مَنْصوب» باشد، عَطْف است به کلمه ی «وُجُوهَكُمْ» در صَدْر این آیه ی شریفه. و در صورتی که «مَجْرور» باشد، از قبیل عَطْف به «جِوارِ» می باشد. لذا چون همسایه اش «مَجْرور» است، این کلمه نیز ««مَجْرور»» می باشد. نتیجه این که طبق این ترکیب، حُکْم «پاها» در وضوء، «غَسْل» است نَه «مَسْح».
إشْکال به این إسْتِدْلال:
الف) این که در صورت «نَصْب» کلمه ی «أَرْجُلكُمْ» را به کلمه ی «وُجُوهَكُمْ» در صَدْر این آیه ی شریفه عَطْف می کنید، عرض می کنیم قرآن کریم در أوْج «فَصاحَت و بَلاغَت» است، و لازمه ی این إسْتِدلال شما این می شود که بین «مَعْطوف» و «مَعْطوفٌ عَلَیه» یک فاصله به اندازه ی یک «جمله ی مُسْتَقل» بیفتد و لازمه آن مُخِلّ «فَصاحَت و بَلاغَت» قرآن کریم می شود. زیرا در عَطْف چه به لحاظ أدَبي و چه به لحاظ عُرْفي اگر چیزی بخواهد عَطْف شود، همیشه به «مَرْجع أخیر» خود عَطْف می شود مگر قرینه ای وجود داشته باشد که به قبل از مَرْجع أخیر عَطْف شود و در اینجا قرینه ای وجود ندارد.
ب) بر فرض این که بپذیریم از «مَجْرور» است آن هم به دلیل «عَطْف به جِوار»، معنا و نتیجه ی حُکْم پاها در وضوء، «مُجْمَل و مَجْهول» می شود و حُکْم آن معلوم نیست که «مَسْح» است یا «غَسْل».
علاوه بر آن عُلمای عِلْم «بَلاغَت» برای «عَطْف به جِوار»، چهار شرط ذکر کردهاند که ما به دو شرط اساسی آن إشاره می کنیم:
۱. نباید بین «مَعْطوف» و «مَعْطوفٌ عَلَیه» فاصله با «واو» باشد. یعنی یا «عَطْف بیان» باشد و یا «وَصْف» باشد.
۲. نباید این عَطْف، «مُخِلّ در معنا» شود. در این إسْتِدْلال شما این دو شرط اساسی مُنْتَفي است.
إبْن جُوزي: ما در این آیه ی شریفه قرینه داریم که باید در وضوء، پاها را «شُسْت» نَه این که «مَسْح» کرد! قرینه ما این است که خداوند متعال در آن جایی که أمْر به «غَسْل» کرده، برای آن «حَدّ» تعیین فرموده. در ﴿فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ﴾[2] در واقع «إِلَى الْمَرَافِقِ» نسبت به «أیْديکم» که حُکْمش «غَسْل» است، «حَدّ» می باشد. و در ﴿أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ﴾[3] نیز کلمه ی «الْكَعْبَيْنِ» نسبت به «أَرْجُلَكُمْ» در واقع «حَدّ» محسوب می شود؛ پس حُکْم آن «غَسْل» است.
إشْکال به این نظر ایشان: به نظر ما «مَسْح» و «غَسْل» دو نوع است. هر یک هم «بلاحَدّ» و هم «مَعَ الحَدّ» دارد. لذا «مَسْح» داریم «بلاحَدّ»؛ مثل «مَسْح سَر». و «غَسْل» داریم «مَعَ الحَدّ»؛ مثل «شُسْتن صورت». بنابراین اگر «حَدّ داشتن» دلیل بر «غَسْل» است، «حَدّ نداشتن» هم باید دلیل بر «مَسْح» باشد. نتیجه این که دو «مَسْح» داریم «بلاحَدّ» مثل «رُءوسکم» و «أرْجُلکم» و دو «غَسْل» داریم «مَعَ الحَدّ» مثل «وجوهَکُم» و «أیْدیکم».
مرحوم سیّد مرتضیٰ (ره) بهتر بیان فرمودند؛ ایشان فرمودند «وُجوهَکم» با این که «غَسْل» است امّا «بدون حَدّ» است و «رُءوسکم» نیز «مَسْح» و «بدون حَدّ» است. از آن طرف «أیْدیکم» در این آیه ی شریفه «غَسْل» و «مع الحَدّ» است و «أرْجُلکم» نیز «مَسْح» و «بلاحدّ» است. البته این مطالب تفسیر آیه ی شریفه نیست بلکه این ها ذوق أَدَبي است و برای شاهد بودن مفید است.
برخی از عُلَمای أهْل سُنَّت: ما در سوره ی مبارکه ی «واقعه» موردی داریم که «جَرِّ بالجِوارِ» است ولی با «واو» فاصله افتاده: ﴿یَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُون﴾[4] ﴿بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ﴾[5] ﴿لَا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنْزِفُون﴾[6] ﴿وَفَاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ﴾[7] ﴿وَلَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ﴾[8] ﴿وَحُور عِين﴾[9]
عبارت «وَحُورٍ عِينٍ» [طبق یک قرائت غیر مشهور]، عَطْف است به (بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ)! در حالی که در عبارت «وَحُورٍ عِينٍ» می بینیم «واو» نیز دارد.
إشْکال به این إسْتِدْلال: این قرائتی که شما مِلاک قرار دادید، «قرائتِ شاذّ» نَه «قرائت مشهور». و طبق قرائت مشهور «وَحُورٌ عِينٌ» است که عَطْف به «وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ» است. ضمن این که بحث از «جَرِّ بالجِوارِ» است. این چیزی که شما گفتید، بویی از «جَرِّ بالجِوارِ» نمی دهد بلکه «جَرِّ بالأجْنَبي» است.
«إسْتِشْهاداتٌ أُخْرَىٰ عَلَىٰ الجَرِّ بالجِوارِ»:
ما معتقدیم در قرآن کریم حتّی مطابق قاعده چیزی به نام «جَرِّ بالجِوارِ» نداریم امّا عُلَمای أهْل سُنَّت به یک سِری از آیات قرآن کریم إسْتِدْلال کرده اند که در این آیات «جَرِّ بالجِوارِ» است. نظیر این آیات شریفه:
۱. ﴿إِنِّي أَرَاكُمْ بِخَيْرٍ وَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ﴾[10]
کلمه ی «مُحِيطٍ» در این آیه ی شریفه، «صفت» است برای «عَذَابَ» و باید طبق قاعده «مَنْصوب» باشد ولی به خاطر کلمه ی «يَوْمٍ» (مُضافٌ إلیه کلمه ی «عَذابَ») که همسایه ی «مُحِيطٍ» است «مَجْرور» شده.
۲. ﴿أَنْ لَا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ﴾[11]
کلمه ی «أَلِيمٍ» صفت است برای کلمه ی «عَذَابَ»؛ نَه این که صفت باشد برای کلمه ی «یَوْمٍ»؛ زیرا «ألیم» یعنی دردآور و «عَذاب» است که دردآور است نَه «یَوْم». و لذا عَلَی القاعده «ألیمٍ» باید «مَنْصوب» باشد، امّا به خاطر این که در «جوار» کلمه ی «يَوْمٍ» است به صورت «مَجْرور» آمده.
۳. ﴿بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ﴾[12] ﴿فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ﴾[13]
کلمه ی «مَحْفُوظٍ» صفت کلمه ی «مَجِيدٌ» است و عَلَی القاعده باید «مَرْفوع» باشد ولی به دلیل همسایگی آن با کلمه ی «لُوْحٍ» به صورت «مَجْرور» آمده.
إشْکال به این إسْتِدْلالات: هر سه إسْتِدْلال شما نسبت به این آیات شریفه علاوه بر این که «جَرّ بالجِوار» نیست، حتّی مُطابق با قاعده ی «جَرّ بالجِوار» هم نیست! امّا در مورد آیه شریفه ی نخست، کلمه ی «مُحیطٍ» همان طور که می تواند صفت کلمه ی «عَذاب» باشد، می تواند صفت کلمه ی «یَوْمٍ» نیز باشد؛ زیرا در آیه ی شریفه ی دیگری آمده ﴿فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ﴾[14] و کلمه ی «عَظِيمٍ» با کلمه ی «مُحیطٍ» هیچ فرقی نمی کند و کلمه ی «مُحیطٍ» صفت کلمه ی «یَوْم» است و لذا معنایش می شود «یَوْمٌ مُحیطٌ عَذابُه» که فاعل آن (مُحیط) کلمه ی «عَذابُه» می باشد و فاعل هم «مَرْفوع» است.
امّا در مورد آیه شریفه ی دوم، کلمه ی «ألیم»، از باب «مَجاز» گفته می شود «یَوْمٍ ألیمٍ» و چون قرآن کریم إوْج «فَصاحت و بَلاغَت» است، به این صورت آمده و إلی ما شاءالله چنین عباراتی در قرآن به این نَحْو بسیار آمده. و امّا در مورد آیه ی سوم عرض میکنیم که کلمه ی «مَحْفوظٍ»، صفت کلمه ی «لَوْحٍ» است. قرآن کریم در «لَوْح» است و «لَوْح» نیز «مَحْفوظ» است، لذا قَهْراً بالتَّبَع قرآن کریم «مَحْفوظ» است.
«كَلَماتُ أَعْلامِ السُّنَّةِ حَوْلَ آيَةِ الوُضوءِ»:
چهارده نفر از عُلمای أهْل سُنَّت قائل هستند به این که حقّ با «امامیّة» است! به دلیل طولانی نشدن مطلب، إسْتِدْلالات آن ها را بیان نمی کنیم.