هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
درس خارج اصول آیتالله جعفر سبحانی
1402/08/10
بسم الله الرحمن الرحیم
الأمر العاشر: في الصحيح والأعمّ - الأوّل: جريان النزاع على عامّة الأقوال الی الخامس: في لزوم جامع على كلا القولين/اوامر سیزده گانه /المقدّمة
موضوع: المقدّمة/اوامر سیزده گانه /الأمر العاشر: في الصحيح والأعمّ - الأوّل: جريان النزاع على عامّة الأقوال الی الخامس: في لزوم جامع على كلا القولين
در جلسه ی قبل عرض کردیم در بحث وضع الفاظ عبادات، تصویر جامع بر اساس قول «صحیحی» امر مشکلی می باشد.
در این جلسه به ادامه ی بحث مذکور خواهیم پرداخت.
کسانی که قائل هستند به این که الفاظ عبادات برای صحیح وضع شده، باید جامعی را ترسیم کنند که «مشترک معنوی» باشد.
تصویر جامعی که عرض کردیم مرحوم آخوند خراسانی (ره) ترسیم کرده دارای اشکالاتی بود که مطرح نمودیم.
اگر جامع انتزاعي را فكر کردیم، آن جامعِ عِنواني عبارت است از همان «تَخَشُّع عند الله» که در تمام نمازها موجود است. مثلاً لفظ «انسان»، چون برای همان «هیئت انسانی» وضع شده، بر انواع و اقسام انسان ها یعنی اعمّ از ناقص و کامل (حتّی انسان های دارای یک دست و یک پا، انسان های دارای دو دست و دو پا) صدق می کند.
الف) گاهی در شرع مقدّس در واجبات، هیئةً و مادّةً، «بشرط لا» می باشد.
﴿لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَٰكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ﴾[1]
این آیه قریب به مضمون می فرماید سوگند خوردن دو نوع است:
لذا گاهی واجبی داریم که هیئتش «بشرط لا» می باشد (یعنی مثلاً نماز از دَه جُزء کمتر نیست) و گاهی هم واجبی داریم که مادّة اش «لابشرط» می باشد (يعنی مثلاً زکات را نمی توان به شخص غنی داد بلکه مسکین باید باشد).
ب) و گاهی در شرع مقدّس هیئت و مادّة «لابشرط» است. لفظ صلاة از این قبیل است. این هیئت صلاتیّة با سایر هیئت ها فرق دارد امّا این هیئت همراه با مادّة (أذكار) است. با «لابشرط» بودن هیئت و مادّة، مشکل ما در ترسیم تصویر جامع حلّ می شود. با این مبنا حتّی «صلاة غَرْقى» نیز صلاة محسوب می شود.
به عبارت فنّی تر، این مبنا نماز را از مسأله ی «شکّ در مُحَصِّل» بیرون آورد و «شکّ در اقلّ و اکثر» کرد لذا با این کار هم هیئت و هم مادّة «لابشرط» می شود و با کم و زیاد نیز مصداق صلاة است و اشتراک لفظی در کار نیست. و در صورت شک در این که فلان چیز آیا جُزء است یا نیست، چون شک در اقل و اکثر است، «اصل برائت» جاری می شود.
از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) یازده هزار خُطْبة، نامه و کلمات قِصار نقل شده. تمام این ها را بعد از پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله وسلّم) بیان فرمودند! این عمل آقا اميرالمؤمنين (علیه السّلام)، حاکی از ادب فوق العاده نسبت به بزرگان است که یک درس ادب برای ما می باشد. در سیره ی علماء ما نیز دیده شده. مثلاً ادب مرحوم امام خمینی (ره) نسبت به استادان بزرگوار خود که نقل محافل است، مصداق بارز این رعایت ادب می باشد.
البته این رعایت احترام و ادب نسبت به بزرگان در محافل علمی و... منافاتی با اشکال و جواب، مباحثه و مذاکره، مناظره، تحقیق و تفحّص، پویایی و بررّسی کردن بیانات علماء به جهت پرورش یافتن و شکوفایی اندیشه و توسعه ی علم ندارد.