« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد غلامعلی صفایی‌بوشهری

1404/10/09

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی دلیل چهارم و پنجم قائلین به وجوب تخییری نماز جمعه در عصر غیبت/صلاة الجمعة /كتاب الصلاة

 

موضوع: كتاب الصلاة/صلاة الجمعة /بررسی دلیل چهارم و پنجم قائلین به وجوب تخییری نماز جمعه در عصر غیبت

 

ادامه بحث فقهی:

جلسه گذشته بیان کردیم که دلیل چهارم قائلان به وجوب تخییری نماز جمعه، روایت فضل بن عبدالملک بقباق است. سند روایت درست است و تقریر استدلال ایشان این بود: امام فرموده‌اند «اگر روز جمعه بود، نماز ظهر بخوانید و اگر خطیب داشتید، نماز جمعه بخوانید». به گمان آنان، این تعبیر، دو شأن (نماز ظهر و جمعه) را در عرض یکدیگر قرار داده که نشان‌دهنده جواز هر دو و در نتیجه وجوب تخییری است.

رد قول چهارم :

این استدلال صحیح نیست. این روایت دلالت بر وجوب تخییری نمی‌کند، بلکه ناظر به وجوب تعیینی نماز جمعه در صورت تحقق شرایط است. سیاق روایت نشان می‌دهد نماز ظهر برای حالتی است که شرط اساسی (وجود خطیب و جمعیت کافی) محقق نباشد ، اما در حالت اولیه باید نماز جمعه خوانده شود و اگر نشد آن وقت نوبت به نماز ظهر میرسد، یعنی فرمود: اگر برایشان ممکن بود که خطیب داشته باشند و پنج نفر باشند، نماز جمعه بخوانند، وگرنه نماز ظهر بخوانند. این دو امر در طول هم هستند، نه در عرض هم. نماز جمعه، امر اولی و مشروط است. اگر شرط (پنج نفر با خطیب) محقق نشد، تکلیف همان نماز ظهر است.بنابراین نماز جمعه بشرط شیئ است و اگر شرط نبود ، نماز ظهر خوانده میشود.

 

     سؤال : مفاد روایت نماز جمعه با پنج نفر بود ولی در برخی روایات، شرط وجوب تعیینی، هفت نفر ذکر شده و کمتر از آن، وجوب ندارد.

     پاسخ : البته برخی از روایات نیز شرط وجوب نماز جمعه را پنج نفر ذکر کرده اند ولی در این روایت خاص، دستور به اقامه نماز جمعه با پنج نفر، از باب استحباب و جلوگیری از محرومیت از فضیلت این نماز است، در این حالت نماز ظهر مستحبی است که مجزی از نماز ظهر است نه دلیل بر وجوب تخییری. وقتی با پنج نفر، وجوبی در کار نباشد، اساساً بحث «وجوب تخییری» منتفی است.

 

دلیل پنجم بر وجوب تخییری نماز جمعه

روایاتی که برخی افراد از نماز جمعه استثنا شده‌اند (روایات المستثنات من صلاة الجمعة). مانند روایتی که می‌فرماید: « مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: فرَضَ اللَّهُ عَلَی النَّاسِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَی الْجُمُعَةِ خَمْساً وَ ثَلَاثِینَ صَلَاةً مِنْهَا صَلَاةٌ وَاحِدَةٌ فرَضَهَا اللَّهُ فِی جَمَاعَةٍ وَ هِیَ الْجُمُعَةُ وَ وَضَعَهَا عَنْ تِسْعَةٍ عَنِ الصَّغِیرِ وَ الْکَبِیرِ وَ الْمَجْنُونِ وَ الْمُسَافِرِ وَ الْعَبْدِ وَ الْمَرْأَةِ وَ الْمَرِیضِ وَ الْأَعْمَی وَ مَنْ کَانَ عَلَی رَأْسِ فرْسَخَیْنِ[1] می فرماید نماز جمعه واجب است که به جماعت خوانده شود و سپس گروه‌هایی مانند بیمار، مسافر، زن و ... را استثنا می‌کند.

تقریر استدلال

استدلال می‌کنند برخی روایاتی داریم که این افراد اگر نماز جمعه هم بخوانند، مجزی است (یعنی صحیح است) هر چند معاف شده اند، پس برای آنان وجوب تخییری بین نماز ظهر و جمعه وجود دارد، بنابراین همان طور که افراد معذور هرکدام از نمازهای جمعه یا ظهر بخوانند صحیح است، می‌گویند حکم برای دیگران نیز چنین است(وجوب تخییری دارد)، چون تمامی احکام برای مکلفین علی نهج واحد جعل شده است.

سوال: اگر همه در تکلیف مشترک هستند ،چرا این 9 گروه را استثناء کردند از وجوب نماز جمعه ؟

جواب: این استثناء برای تسهیل است و می گوید در حالت اختیار نماز جمعه بر این 9 گروه ترجیح ندارد نه اینکه وجوب ندارد، بین نماز ظهر و جمعه برایشان ارجحیتی قرار داده نشده اما هر دو وجوب دارند ، هر کدام اتیان شود مجزی خواهد بود.

بنابراین نماز جمعه برای همه افراد وجوب تخییری دارد ، اما برای عموم، نماز جمعه ارجحیت دارد ولی برای افراد استثناء شده این ارجحیت نیست.

رد استدلال

این استدلال نیز مخدوش است. استثناء این گروه‌ها از وجوب تعیینی نماز جمعه به دلیل وجود موانع یا آسانگیری شریعت است. مجزی بودن نماز جمعه اگر این افراد به جمعه حاضر شوند، به معنای وجوب تخییری برای آنان نیست، بلکه نشان‌دهنده صحت عمل و عدم حرمت است. نمیتوان «اشتراک در تکلیف » را حد وسط قرار داد و حکم را به عموم مکلفین سرایت داد ، چه بسیار احکامی هستند که فقط بر عده ای واجب تعیینی است ولی بر دیگران اصلا واجب نیست. لذا همان‌طور که در جهاد، تکلیف بر عهده قادران است و برای نابینا وجوبی ندارد، اما اگر حاضر شد و خدمتی کرد، صحیح است. این بدان معنا نیست که جهاد برای نابینا «واجب تخییری» است! و از طرفی عبارت ( فرض الله علی الناس ..) مطلق است و به مفاد «أو» نیامده لذا برای عموم مردم واجب تعیینی است ولی برای آن گروه ها وجوب تعیینی ندارد، یا اساسا وجوب ندارد برایشان مثل جهاد، یا اگر فرضا وجوب هم داشته باشد ما کاری نداریم چه وجوبی دارد، مهم این است که کاربرد حدوسط استدلال «اشتراک در تکلیف » اشتباه است. بنابراین، این روایات نیز دلالتی بر وجوب تخییری نماز جمعه برای عموم مکلفین ندارد.

 


logo