« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد غلامعلی صفایی‌بوشهری

1404/10/02

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی قول وجوب تخییری نمازجمعه/صلاة الجمعة /كتاب الصلاة

 

موضوع: كتاب الصلاة/صلاة الجمعة /بررسی قول وجوب تخییری نمازجمعه

 

پس از آن که در مباحث پیشین، ابتدا قول به حرمت را بررسی و رد نمودیم و همچنین قول وجوب تعیینی نماز جمعه ( با تمسک به طوایف یازده‌گانه روایی) را بررسی و ادله آن را بیان کردیم و اشکالات وارده را نقد و رد نمودیم، اکنون به بررسی دیدگاه دیگری می‌پردازیم.

 

قول سوم: وجوب تخییری

گروهی از فقها، همچون محقق حلی، علامه حلی، فخرالمحققین، شهید اول، محقق کرکی و بسیاری از فقهای أقدم، قائل به وجوب تخییری نماز جمعه در زمان غیبت هستند. به تبع ایشان، شمار دیگری از محققان معاصر نیز این دیدگاه را تقویت و تثبیت کرده‌اند. مقصود از «وجوب تخییری» آن است که در عصر غیبت، اقامه نماز جمعه وجوب تخییری دارد .

 

این گروه برای اثبات مدعای خود، ادله‌ای اقامه کرده‌اند که بر اساس بررسی‌های انجام‌شده، می‌توان آن‌ها را در قالب حدود ده دلیل دسته‌بندی نمود. البته برخی از این ادله را می‌توان تحت عناوین کلی‌تری گنجاند، اما از آنجا که خود قائلین به تخییر، هر یک را به عنوان دلیل مستقلی مطرح کرده‌اند، ما نیز همان ترتیب را پی می‌گیریم. به جهتی که به ادله روایی وجوب تعیینی نماز جمعه قریب العهد هستید و جلسات گذشته بررسی شد به دنباله آن بحث ابتدا ادله روایی قائلین به وجوب تخییری را بررسی خواهیم کرد.

ادله روایی

نکته : برخی از حضرات در کتب فقهی خویش برای بررسی ادله روایی قائلین به وجوب تخییری از روایت «عمر بن یزید» به اشتباه نام برده اند و بعد متن روایت سماعه را نقل میکنند! در صورتیکه آن روایت اساساً چنین مضمونی ندارد و در نوع خود عجیب است، بلکه این روایت سماعة هست که مستمسک آنان واقع شده است.

     روایت سماعه بن مهران ؛« وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الصَّلَاةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَقَالَ أَمَّا مَعَ الْإِمَامِ فَرَكْعَتَانِ وَ أَمَّا مَنْ صَلَّى وَحْدَهُ فَهِيَ أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ وَ إِنْ صَلَّوْا جَمَاعَةً»[1] .

 

بررسی سند روایت:

محمد بن یعقوب کلینی (در کتاب الکافی) از محمد بن یحیی عطار ثقه است ، از محمد بن حسین بن ابی‌الخطاب ثقه و امامی است ، از عثمان بن عیسی کلابی[2] ، از سماعه بن مهران نقل می‌کند.

بررسی دلالت روایت

از امام صادق (علیه السلام) درباره نماز روز جمعه پرسیدم. امام فرمودند؛ اگر امام داشته باشید نماز جمعه بخوانید و اگر نداشتید، به تناهای (فرادا) بخوانید . یعنی اختیار دارید و مخیر هستید اگر با امام می خوانید دو رکعت ( نماز جمعه) و اگر امام ندارید چهار رکعت بخوانید ( نماز ظهر) هر چند به جماعت باشد. چون امام فرق گذاشته که دو رکعتی با امام و چهار رکعتی بدون امام و همچنین عدم تعیین یکی از طرفین، نشان میدهد که مخیر هستیم، چون اگر وجوب تعیینی داشت و امام نیز حضور دارد باید میفرمود حتما نماز جمعه بخوانید ولی متعین نکردند. بنابراین تفریق و عدم تعیین و ایجاد تردید ، دلالت بر وجوب تخییری دارد یا حداقل عدم وجوب تعیینی.

 

متن روایت (به دو شکل متفاوت در منابع):

1. نقل اول (وسائل الشیعه، باب ۵، حدیث ۳):

« مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع )عَنِ الصَّلَاةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَقَالَ أَمَّا مَعَ الْإِمَامِ فَرَكْعَتَانِ وَ أَمَّا مَنْ يُصَلِّي وَحْدَهُ فَهِيَ أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ بِمَنْزِلَةِ الظُّهْرِ يَعْنِي إِذَا كَانَ إِمَامٌ يَخْطُبُ فَإِنْ لَمْ يَكُنِ الْإِمَامُ يَخْطُبُ فَهِيَ أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ وَ إِنْ صَلَّوْا جَمَاعَةً [3] »[4] .

 

2. نقل دوم (وسائل الشیعه، باب ۶، حدیث ۸):

« وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الصَّلَاةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَقَالَ أَمَّا مَعَ الْإِمَامِ فَرَكْعَتَانِ وَ أَمَّا ]لـــــــ[مَنْ [5] صَلَّى وَحْدَهُ فَهِيَ أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ وَ إِنْ صَلَّوْا جَمَاعَةً»[6] .

 

نقد و بررسی روایت سماعه:

تفاوت دو نقل و ترجیح نقل اول:

با دقت در دو نقل موجود، به نظر می‌رسد نقل اول (باب ۵) از متنی کامل‌تر و قابل‌اعتمادتر است. جمله «... بِمَنْزِلَةِ الظُّهْرِ يَعْنِي إِذَا كَانَ إِمَامٌ يَخْطُبُ فَإِنْ لَمْ يَكُنِ الْإِمَامُ يَخْطُبُ فَهِيَ أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ...» که در نقل اول آمده، تصریح دارد که حکم فعلی نماز جمعه منوط به وجود امام خطیب است. این جمله در نقل دوم حذف شده است. حذف این جمله ممکن است ناشی از تصرف راوی یا نسخه‌بردار باشد. بنابراین، استدلال به نقل ناقص‌تر (نقل دوم) برای اثبات وجوب تخییری، خدشه‌پذیر است و از طرفی مضمون آن (روایت باب5) دال بر وجوب تعیینی است نه وجوب تخییری و دقیقا در مقابل مدعای آنها واقع خواهد شد.

2.1.2. خلاف اصل ادبی؛ در نقل دوم آمده ( ..اما لــمن صلی وحده فهی اربع رکعات) بخاطر اینکه بین « أما» و «فاء»، فاصله ایجاد شود[7] ،جارو مجرور ( لـمن) مقدم شده « تقدیم الشیء عن موضعه» اتفاق افتاده و این خلاف اصل است طبق قواعد ادبی. عبارت در اصل به این شکل بوده ( ..امّا فهی اربع رکعات لمن صلّی وحده../ ..]مهما یَکُ من شیئ[ فهی اربع رکعات لمن صلّی وحده.. ). لذا روایت باب (5) مقدم است.

2.1.3. فرق «صلّی» « یصلی» ؛ استعمال «من یصلی وحده» به معنای صحیح نزدیکتر است تا «من صلّی وحده»، چون فعل مضارع (یصلی) یعنی کسی که میخواهد نماز بخواند، درحالیکه فعل ماضی (صلّی) یعنی کسی که نمازش را خوانده است، وقتی که نمازش را خوانده و تمام شده دیگر معنی ندارد دنبال حکم تکلیفی آن باشد که آیا همراه امام بخواند یا نه!. ترجمه صحیح : « کسی که با امام نماز میخواند، نمازش دو رکعتی است (جمعه) و کسی که میخواهد به تنهایی (بدون امام) بخواند نمازش چهار رکعتی است(ظهر)».لذا روایت باب (5) مقدم است.

2.1.4. قرینه بر صحت روایت باب (5) ؛ عبارت ( وَ إِنْ صَلَّوْا جَمَاعَةً) در هر دو روایت ذکر شده، و از جهتی که روایت باب (5) کاملتر است قرینه ای برحذف چند کلمه است در روایت باب (6)، لذا بر آن مقدم می گردد.

2.1.5. تنها اشکال در روایت باب (5) ؛ 1- عبارت «بمنزلة الظهر» 2- کلمه « یعنی..» احتمال دارد انفهام خود سماعة است که در ذیل روایت اضافه کرده باشد و در مورد آن توضیح داده!. خیر روای چیزی اضافه نکرده است ، زیرا نیازی نبود که سماعه بگوید « بمنزلة الظهر» چون نماز چهار رکعتی خودش نماز ظهر است (فَهِيَ أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ بِمَنْزِلَةِ الظُّهْرِ )! چرا بمنزله و جایگزین ظهر باشد؟! معنی ندارد اصلا، بلکه «بمنزلة الظهر» توضیح عبارت اول است « أَمَّا مَعَ الْإِمَامِ فَرَكْعَتَانِ » این دو رکعت همراه امام، جایگزین نماز ظهر است، اینگونه معنا پیدا میکند. بنابراین سخن امام بوده و راوی چیزی اضافه نکرده است.

2.1.6. مفاد روایت حکم شأنی است ؛ حتی اگر نقل دوم را بپذیریم، دلالت آن بر وجوب تخییری قطعی نیست. امام (علیه السلام) در این روایت در مقام بیان احکام دو نماز تشریع‌شده برای ظهر جمعه هست و شأن دو نماز را مشخص میکند :1- نماز جمعه (دو رکعت) به همراه امام 2- نماز ظهر (چهار رکعت) بدون امام جماعت. این روایت به شکل یک قضیه حقیقیه شأن نماز در ظهر روز جمعه را مشخص میکند، حکم تکلیفی را مشخص میکند نه اینکه تردید ایجاد کند به شکل فعلی، تردید و تخییر در مکلف به ایجاد نمیکند.به قرینه صدر روایت که آمده « سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع )عَنِ الصَّلَاةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ ». سپس شرایط تحقق هر یک را بیان می‌فرمایند: نماز جمعه وقتی محقق می‌شود که امام خطیب موجود باشد، و اگر بدون امام می خوانید نماز چهار رکعتی بخوانید . این بیان، تشریح یک حکم واقعی و تعیینی است، نه ایجاد تردید یا تخییر.فقط حکم مجعول در ظهر جمعه را بیان میکند نمی گوید که اینها آیا در عرض هم یا در طول یکدیگرند، در این مقام نیست. از روایت باب(6) وجوب تخییری برداشت نمی شود، روایت باب (5) نیز دال بر وجوب تعیینی نماز جمعه است با توضیحاتی که گذشت.

 

نتیجه‌گیری

با بررسی روایت سماعه بن مهران که از مهم‌ترین ادله قائلین به تخییر است، روشن می‌شود که این روایت نه تنها دلالتی بر وجوب تاخیری ندارد، بلکه با توجه به نقل کامل‌تر (باب ۵)، می‌توان آن را مؤید وجوب تعیینی دانست.


[2] ابتدا عامی بودند بعدا مستبصر شد، برخی به جهت فساد مذهب روایت او را ضعیف می شمرند، برخی (که قائلند فساد العقیده تسری میکند و موجب فساد الوثاقت میشود) روایات ایشان در زمان استبصار وی بوده و معتبرند زیرا آنوقت بود که جزو اصحاب امام شدند و روایت شنیده و نقل کرده است، شخصی مثل محمدبن حسین ابی الخطاب که از شخص عامی روایات اهل بیت را نمی گرفته!، برخی دیگر طبق مبنای رجالی خویش که توثیق راوی (راستگویی) را کافی در اعتبار میدانند، روایاتش را حجت میدانند خواه در زمان استبصار باشد یا قبل از آن، چون فساد مذهب را مضر به وثاقت نمیدانند.
[5] در نسخه های الکترونیک « لــمن صلی وحده » به شکل جار و مجرور یافت نشد، گویا در نسخه ای که استاد محترم استناد فرمودند به صورت (جار و مجرور ) آمده.
logo