« فهرست دروس

درس خارج فقه استاد رضازاده

مکاسب محرمه

94/07/06

بسم الله الرحمن الرحیم

عذره/ ذكر مصاديق/ كسب هاي حرام/ مكاسب محرمه

موضوع: عذره/ ذکر مصادیق/ كسب هاي حرام/ مكاسب محرمه

مقدمه دوم: المنجد نسبت به سحت می فرماید: «السُحت و السُحُت الحرام ما خبث و قبح من المکاسب فلزم عنه العار، کالرشوة. ج: اسحات اکتسب السحت ای المال الحرام»

می فرمایند: سحت یعنی حرام است و عبارت است از کسبی که خبیث و قبیح است و موجب عار می شود مثل رشوه و جمع آن اسحات است و اکتساب سحت به معنای اکتساب مال حرام است.

مقدمه سوم: حرمتی که روی یک معامله می رود، یا تکلیفیه است و یا وضعیه است، مثل بیع در روز جمعه در وقت اذان ظهر، حرام است. این حرمت تکلیفیه است و بیع غرری حرمت وضعیه دارد و گاهی حرمت جامع بین هر دو است و معامله ای امکان دارد هم حرمت وضعیه و هم تکلیفیه داشته باشد. مثل بیع خمر که هم شرعا حرام است و هم حرمت وضعیه دارد و اثری بر آن بار نمی شود. پس معلوم می شود که بین حرمت تلکیفی و وضعی، عموم و خصوص من وجه است.

نسبت به حرمت تکلیفی معلوم است که فرد مرتکب حرام شده است، اما نسبت به حرمت وضعی یعنی، بر معامله اثری بار نمی شود و اثر شرعی ندارد. و نهی ای که در حرمت وضعیه است، نهی ارشادی است یعنی ارشاد به فساد معامله است و اثری بر آن بار نمی شود و این نهی توجه به این ندارد که این معامله مبغوض شارع است یا خیر و کار به مبغوضیت ندارد و مطلقا می گوید باطل است. اما نهی در حرمت تکلیفی، مولوی است و این نهی ناظر به مبغوضیت متعلق آن است و متعلق آن برای مفسده و مبغضویت شارع است و این نهی تکلیفی که ناظر به مبغوضیت منهی عنه است، توجهی به فساد معامله ندارد و مطلقا می گوید مبغوض شارع است.

در نتیجه در نهی وضعی، نهی ارشاد به فساد این عمل است و بر این عمل اثری بار نمی شود و کاری به مبغضویت ندارد و نهی تکلیفی بر عکس به مبغوضیت نظر دارد و کاری به فساد و عدم آن ندارد.

مصباح نسبت به این موضوع می فرماید: «فهما لا یحتمعان فی استعمال واحد».[1]

می فرمایند: نهی تکلیفی و وضعی در یک استعمال جمع نمی شوند.

چون اگر در یک استعمال جمع شوند لازم می آید نهی هم نظر به مبغوضیت داشته باشد و ارشاد نباشد و هم نظر به ارشاد داشته باشد و کار به مبغوضیت نداشته باشد که امکان ندارد.

 

اما جمع بین چند دسته روایات:

این روایات در عبارات بزرگان به پنچ گونه جمع شده است:

1. روایات مانعه بر حرمت وضعیه حمل شده است و معامله باطل است و روایات مجوزه حمل بر نهی تکلیفی شده است و از نظر شرعی معامله حرام است. پس وقتی که دسته وضعی و یک دسته تکلیفی بود، تناقض وجود ندارد.

2. روایات مانعه حمل بر کراهت شده و روایات مجوزه حمل بر اباحه شده است.

3. روایات مانعه حمل بر حرمت در فرض عدم انتفاع شده است و روایات مجوزه حمل بر جایی شده که قابل انتفاع باشد.

4. روایات مانعه حمل بر تقیه می شود. چون مذهب اکثر عامه این است که جایز نیست و روایات مجوزه حمل بر حکم واقعی می شود.

5. روایات مانعه حمل بر عذره غیر ماکول لحم می شود و روایات مجوزه حمل بر عذره ماکول لحم می شود. به بیان دیگه مانعه حمل بر عذره نجس می شود و مجوزه حمل بر عذره ای می شود که پاک باشد.

حال جمع اول (حمل بر تکلیفی و وضعی) را مرحوم امام در مکاسب محرمه ذکر می کنند و خودشان هم آن را اختیار می کنند و بقیه جمع ها هم در جواهر[2] و هم در مکاسب[3] شیخ انصاری بیان شده است و صاحب جواهر و مرحوم شیخ در مکاسب، به تبع شیخ طوسی جمع پنج را قبول کرده اند و فرموده است که روایات مانعه عذره نجس را می گوید و روایات مجوزه عذره طاهر را می گوید.

 

ان قلت: صریح عبارت شیخ طوسی در تهذیب این است که روایات مجوزه را حمل بر خصوص عذره ابل، بقر و غنم کرده است و اسمی از بقیه حیوانات نیاورده اند.

قلت: در مقدمه اول در جلسه قبل بیان شد که از نظر جواز و منع بین انواع حیوانات چه ماکول لحم و چه غیر ماکول لحم فرقی نیست و اگر در یک نوع جایز نباشد در همه آن نوع جایز نیست و اگر جایز است در همه انواع جایز است. در ما نحن فیه هم ذکر ابل، بقر و غنم به عنوان مثال است و جواز معامله ثابت می شود.

 

اقول: جمع دوم که حمل بر کراهت و اباحه کرده است، این جمع مخدوش است، چون کراهت با لفظ سحت و حرام نمی سازد و ظاهر این دو خلاف کراهت است.

اما جمع سوم که مراد از جواز جایی است که قابل انتفاع است و حرمت در جایی است که انتفاع ندارد. حال از سوال سائل که پرسیده فروش جایز است یا نه، معلوم است که انتفاع داشته و الا مشتری نداشت، پس این جمع هم بدرد نمی خورد.

اما جمع چهارم که حمل بر تقیه شد، در واقع این جمع نیست و طرح است و حجت نمی باشد و بحث ما جمع بین دو حجت است و خارج است.

پس امر دائر بین جمع اول و پنجم است و به نظر می رسد اقرب جمع پنجم است که روایات مانعه ناظر به غیر ماکول اللحم است و روایات مجوزه ناظر به ماکول اللحم است. همانطور که مکاسب[4] و جواهر[5] گفته است.

 

التقرير العربي

2. المنجد: «السُحت و السُحُت الحرام ما خبث و قبح من المکاسب فلزم عنه العار، کالرشوة. ج: اسحات اکتسب السحت ای المال الحرام».

3. حرمة المتعلقه بالمعاملة اما تکلیفیة مثل حرمة البیع وقت الندی لصلوة الحمعة و اما وضعیة مثل البیع الغرری و اما وضعیة و تکلیفیة معا مثل بیع الخمر، فالنسبته بین الحرمتین عموم من وجه و الحرمة الوضعیة معناها عدم ترتب اثر من الآثار علیها و النهی فی الوضعیة ارشاد الی الفساد و لا نظر له الی مبغوضیة المتعلق و فی التکلیفیة مولوی ناظرا الی مبغوضیة المتعلق و لا نظر له الی فساده و عدم التاثیر و لذا صریح مصباح الفقاهة بما نصه: «فهما لا یحتمعان فی استعمال واحد».[6]

و اما الجمع بین الروایات فی المقام فالمضبوط فی عبارات الاعاظم خمسة:

حمل المانعة علی الوضعی و المجوزة علی التکلیفی؛

حمل المانعة علی الکراهة و المجوزة علی الاباحة؛

حمل المانعة علی الحرمة مع فرض عدم الانتفاع کما فی بعضی البلاد و المجوزة عند الانتفاع؛

حمل المانعة علی التقیة اذ المنع مذهب اکثر العامة و المجوزة علی بیان الحکم الواقعی؛

حمل المانعة علی عذرة غیر ماکول اللحم و المجوزة علی الماکول اللحم و بعبارة اخری المانعة علی غیر الطاهرة و المجوزة علی الطاهرة.

و الاول مذکور فی المکاسب المحرمة و مختاره و البقیة مذکورة فی الجواهر[7] و المکاسب[8] و مختار صاحب الجواهر و المکاسب تبعا للشیخ الطوسی هو الخامس.

 

ان قلت: صریح عبارة الطوسی فی التهذیب حمل المجوزة علی خصوص عذرة الابل و البقر و الغنم.

قلت: تقدم فی مقدمة الاولی عدم الفرق جوازا و منعا بین النزاع ما یوکل لحمه و لا انواع مالا یوکل لحمه فیکون ذکر الابل و البقر و الغنم بعنوان المصداق.

 

اقول: یرد علی الثانی: ان الکراهة ینافیها لفظ السحت و الحرام لان ظاهرهما خلاف الکراهة و علی الثالث ان السوال عن بیع العذرة ظاهر فی الانتفاع عنها و ان لا یسال عنها و بیعها و علی الرابع ان الحمل علی التقیة واقعه طرح المحمول علی التقیة و الخروج عن الجمع بین الدلیلین فیدور الامر بین الاول و الخامس و الاقرب تبعا للطوسی هو الخامس و المستفاد من عبارة المکاسب[9] و الجواهر[10] .


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo