هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید:
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند:
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
درس خارج اصول استاد رضازاده
94/06/22
بسم الله الرحمن الرحیم
حديث رفع/برائت/اصول عمليه
موضوع: حدیث رفع/برائت/اصول عملیه
فانه یقال:
بحث در این بود که مرحوم آخوند فرمودند از حدیث رفع فهمیده می شود آنچه در محدوده مالایعلمون قرار بگیرد مرفوع است و در شبهه چه موضوعیه و چه حکمیه حکم برای ما مجهول است و تکلیف رفع شده است و با نبود تکلیف مواخذه نیست و با نبود مواخذه جای احتیاط نیست.
بعد اشکال شد که مواخذه فعل تکوینی مولی است و حدیث رفع آثار شرعیه را بر می دارد نه آثار تکوینیه را پس حدیث رفع نمی تواند مواخذه را بر دارد.
در جواب می گوییم که ما قبول داریم که مواخذه اثر تکوینی است ولی علی ای حال حدیث رفع، حکم این مجهول را بر می دارد وقتی تکیف از بین رفت دیگر جای احتیاط نیست و طبعا جای مواخذه هم نخواهد بود.
التقرير العربي:
فانه یقال: المرفوع برفع التکلیف المجهول انما هو ایجاب الاحتیاط شرعا و رفع ایجاب الاحتیاط مستلزم لعدم الموخذة و العقوبة علی مخالفة التکلیف المجهول کما ان یجابه مستلزم للعقوبة علی مخالفة الواقع.
لایقال: لو کانت المواخذة علی الواقع المجهول یلزم العقاب علی تکلیف المجهول و هو قبیح عقلا کما سیاتی عند بیان دلیل الاخباری من الاخبار علی لزوم الاحتیاط.
فانه یقال:
بحث در این بود که مرحوم آخوند فرمودند از حدیث رفع فهمیده می شود آنچه در محدوده مالایعلمون قرار بگیرد مرفوع است و در شبهه چه موضوعیه و چه حکمیه حکم برای ما مجهول است و تکلیف رفع شده است و با نبود تکلیف مواخذه نیست و با نبود مواخذه جای احتیاط نیست.
بعد اشکال شد که مواخذه فعل تکوینی مولی است و حدیث رفع آثار شرعیه را بر می دارد نه آثار تکوینیه را پس حدیث رفع نمی تواند مواخذه را بر دارد.
در جواب می گوییم که ما قبول داریم که مواخذه اثر تکوینی است ولی علی ای حال حدیث رفع، حکم این مجهول را بر می دارد وقتی تکیف از بین رفت دیگر جای احتیاط نیست و طبعا جای مواخذه هم نخواهد بود.
التقرير العربي:
فانه یقال: المرفوع برفع التکلیف المجهول انما هو ایجاب الاحتیاط شرعا و رفع ایجاب الاحتیاط مستلزم لعدم الموخذة و العقوبة علی مخالفة التکلیف المجهول کما ان یجابه مستلزم للعقوبة علی مخالفة الواقع.
لایقال: لو کانت المواخذة علی الواقع المجهول یلزم العقاب علی تکلیف المجهول و هو قبیح عقلا کما سیاتی عند بیان دلیل الاخباری من الاخبار علی لزوم الاحتیاط.