« فهرست دروس

درس خارج اصول استاد هادی نجفی

1401/09/06

بسم الله الرحمن الرحیم



 


فرع سوم : حکم تردید در مظنون الاعلمیة و محتمل الاعلمیة
چنانچه اعلمیت مردّد بین دو نفر از مجتهدان باشد به نحوی که مکلّف به اعلمیت یکی از آندو ظنّ داشته باشد و نسبت به دیگری احتمال اعلمیت بدهد، وظیفه او چه خواهد بود؟
در فرض مسأله لازم است که آنرا طبق دو مبنای تخییر و تساقط مورد بررسی قرار داد.
الف) بنابر مبنای تخییر ، همین که مکلّف نسبت به یکی از دو مجتهد گمان قوی و ظنّ داشته باشد که همو اعلم است و دیگری در نظرش محتمل الاعلمیة می باشد، از موارد دوران بین تعیین و تخییر خواهد بود که اخذ قول مظنون الاعلمیة متعیّن و حجّت است و مقدّم بر اخذ قول محتمل الاعلمیة می باشد.
ب) بنابر مبنای تساقط ، بر مکلّف لازم است که احتیاط تام داشته باشد به نحوی که اقوال همه فقهاء را از صدر تا کنون بررسی کند و به آنچه مطابق احتیاط است عمل نماید. چنانچه امکان احتیاط وجود نداشته باشد ، لازم است که به نظر مجتهد مظنون الاعلمیة عمل نماید چرا که او از موافقت قطعی معذور است لذا به موافقتِ احتمالی اکتفا می کند که در فرض مسأله و مبنای تساقط اخذ هر کدام از دو مجتهد چنین موافقتی را در پی دارد و در واقع بازگشت به تخییر می کند.
ناگفته نماند که در صورت امکان احتیاط نیز مکلّف اختیار دارد و می تواند قول هر کدام از دو مجتهدی که مظنون الاعلمیة و محتمل الاعلمیة است را اخذ نماید چرا که عمل به احتیاط تام موجب عسر و حرج بوده و مناسبتی با شریعت سمحه سهله ندارد و از طرفی موجب انزجار خلق از دین می گردد که شارع آنرا جعل نکرده است و راضی به عسر و حرج یا انزجار خلق از دین نمی باشد. دور نماند که حکم صحیح در فرض مسأله اخذ قول مجتهدی است که مظنون الاعلمیة می باشد.
فرع چهارم : مراد از اعلم
محقق یزدی(قدّس سرّه) می فرماید: "المراد من الأعلم من یکون أعرف بالقواعد و المدارک للمسألة و أکثر اطلاعاً لنظائرها و للأخبار و أجود فهماً للأخبار و الحاصل أن یکون أجود استنباطاً و المرجع فی تعیینه أهل الخبرة و الاستنباط".[1]
مراد از اعلم كسى است كه در قواعد و مدارك مسأله اعرف باشد و در نظائر و اخبار مسأله اطلاعش بيشتر و جودَت فهم او در اخبار زيادتر باشد حاصل آنكه در بيرون آوردن حكم الله و فهميدن آن از ادله شرعيه استادتر باشد و مرجع در تعيين اعلم، اهل خبره و استنباط می باشد.
به نظر ما قیدی که ایشان در پایان مسأله اخذ کردند - اجود استنباطاً - در مراد از اعلم صحیح است و البته زمانی حاصل می شود که مهارت شخص در استعمال قواعد و مدارک مسأله از دیگران قوی تر باشد و به عبارت دیگر بتواند فروع را بر قاعده لازم و روایات در خور تطبیق نماید . اعلم کسی است که از حیث تنقیح قواعد و تطبیق آنها بر صغریات و خطابات شرعی اجود فهماً از دیگران باشد خصوصاً مواردی که مربوط به روایات و مدلول آنها است و نیز بتواند جمع عرفی بین روایات مختلف و متعارض را به خوبی تشخیص بدهد و بهتر بتواند بین آنها را جمع کند. لذا کثرت اطلاع از اخبار و نظائر آن دخالتی در اعلمیت ندارد هر چند مراد از قواعدی که در کلام صاحب عروه آمده است اعم از قواعد فقهیه عامه و قواعد اصولی است که فقیه در مقام استنباط از خطابات شرعی آنها را استخراج می‌کند.
قابل ذکر است که موارد دیگری - مثل حسن ظاهر و...- غیر از جودت در استنباط نسبت به دیگران،دخالتی در اعلمیت ندارد و ظاهراً مدیر و مدبّر بودن نیز دخالتی در اعلمیت ندارد.
نا گفته نماند که برای تصدّی مرجعیت عامّه غیر از ویژگی اعلمیت نیاز به امور دیگری مثل مدیر و مدبر بودن و فهم صحیح از دنیا و حوادث آن و ... نیز معتبر است.


[1] . العروة الوثقی؛ ج۱، ص۸، م ١٧.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo