1404/11/05
بسم الله الرحمن الرحیم
عدم اعتبار القصد و الادّخار تحت الأرض فی صدق الکنز/ الكنز/كتاب الخمس
موضوع: كتاب الخمس/ الكنز/ عدم اعتبار القصد و الادّخار تحت الأرض فی صدق الکنز
ذکر حدیثی از امام سجاد (علیهالسلام) (به مناسبت ولادت آن حضرت)
در کتاب تحفالعقول این حدیث از امام زینالعابدین (علیهالسلام) نقل شده است:
قَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَا سَوْأَتَاهْ لِمَنْ غَلَبَتْ إِحْدَاتُهُ عَشَرَاتِهِ يُرِيدُ أَنَّ السَّيِّئَةَ بِوَاحِدَةٍ وَ الْحَسَنَةَ بِعَشَرَةٍ.[1]
وای به حال کسی که احدات او به عشرات او پیشی بگیرد.
حضرت اشاره دارد به آیهی شریفهی ﴿مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَ مَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا﴾ یعنی گناه یکی نوشته میشود اما ثواب ده برابر به حساب میآید.
وای به حال کسی که گناهان او که یکی نوشته میشود، بر ثوابهایی که ده برابر نوشته میشود غلبه کند؛ به عبارت دیگر وای به حال کسی که گناهان او بیشتر از ده برابر ثوابهای او باشد.
***
بحث پیرامون سومین مورد از موارد خمس یعنی کنز بود.
الثالث: الكنز و هو المال المذخور في الأرض أو الجبل أو الجدار أو الشجر، و المدار الصدق العرفي سواء كان من الذهب أو الفضّة المسكوكين أو غير المسكوكين أو غيرهما من الجواهر و سواء كان في بلاد الكفّار الحربيّين أو غيرهم، أو في بلاد الإسلام في الأرض الموات أو الأرض الخربة الّتي لم يكن لها مالك، أو في أرض مملوكة له بالإحياء أو بالابتياع، مع العلم بعدم كونه ملكاً للبائعين، و سواء كان عليه أثر الإسلام أم لا ففي جميع هذه يكون ملكاً لواجده و عليه الخمس.[2]
مرحوم سید بیان کرده که کنز عبارت است از مالی که در زمین یا کوه یا دیوار یا درخت یا امثال آن ذخیره شده است و ملاک صدق عرفی است. همچنین فرقی نمیکند طلا و نقرهی مسکوک باشد یا غیرمسکوک و یا حتی غیر طلا و نقره باشد؛ خواه در بلاد کفار حربی باشد، یا در بلاد اسلام باشد، یا در ارض موات باشد، یا در زمینی که خراب شده و مالکی ندارد و یا ارض مملوک باشد، یا در زمینی باشد که خریداری کردهایم و علم نداریم که مال مالک قبلی زمین است. و نیز خواه بر این گنج اثر اسلام باشد یا نباشد. در تمام این موارد، گنج برای کسی است که آن را پیدا کرده و باید خمس آن را بپردازد.
پیش از این بیان شد که وجوب خمس در باب کنوز هم به لحاظ روایت و هم به لحاظ فتاوا مسلم است؛ بلا اشکال و بلا خلاف.
عدم اعتبار قصد در صدق کنز
آیا در صدق کنز، قصد معتبر است؟ یعنی آیا گنج به چیزی میگویند که کسی که آن را به قصد روز نیاز خودش پنهان کرده باشد؟ پس اگر کسی صرفاً برای حفظ موقت مال خود از سرقت آن را مخفی کرده باشد و هدفش ذخیره کردن برای زمان گرفتاری نیست، کنز صدق نخواهد کرد؟
شهید ثانی در مسالک الافهام[3] و الروضة البهیة[4] قائل به آن شده است که قصد ذخیرهسازی در صدق کنز معتبر است و با مقاصد دیگر، کنز صدق نخواهد کرد و در صورت عدم اطلاق کنز، مال پیدا شده لقطه است. این قول به هر کسی که کنز را مال مذخور در زیر زمین تعریف نموده، منتسب میشود؛ با این توضیح که متبادر از مفهوم ادّخار و ذخیره کردن آن است که قصد و اراده در آن اشراب شده است.
اما قول مشهور آن است که هر مالی که در زمین یا کوه یا ... قرار دارد، کنز است و قصد ذخیرهسازی در صدق کنز معتبر نیست.
محقق خوئی بیان کرده که قصد ادّخار در صدق مفهوم کنز معتبر نیست، نه در لغت و نه در عرف؛ بلکه عرف هر مالی را که در جوف ارض و در دل زمین پیدا میشود، کنز به شمار میآورد، حتی اگر در یک ظرف یا کوزه نباشد و نیز اگر این مال را صاحبش گم کرده باشد و قصدی مبنی بر ذخیرهسازی نداشته است. افزون بر اینکه بعضی از گنجها از سرزمینهایی نظیر عاد و ثمود استخراج شده که خداوند آنها را عذاب کرده و قصد ذخیرهسازی در کار نبوده است. به این موارد نیز کنز اطلاق میشود.[5]
حاصل آنکه قصد ذخیرهسازی در مفهوم کنز مدخلیتی ندارد.
عدم اعتبار مخفی بودن در زمین
جهت دیگر آن است که آیا کنز حتماً باید در زیر زمین مخفی باشد یا اینکه اگر در کوه یا درخت و روی زمین باشد هم کنز است؟
مرحوم کاشفالغطاء مخفی بودن در زیر زمین را معتبر میداند.[6]
مرحوم سید در عبارت خود، مال مذخور در زیر زمین را یکی از مصادیق کنز برشمردند و کنز را منحصر در آن ندانستند. ایشان ملاک را صدق عرفی میداند.
عرفاً به مال مستور کنز گفته میشود، چه در زمین باشد و چه در کوه یا دیوار یا درخت و دسترسی به آن آسان نباشد.
گاهی کسی مالی را برای حفظ موقت پنهان کرده، مثل اینکه در میان کتاب یا صندوق یا در سردابی که دسترسی به آن آسان است، آن را مخفی نموده است؛ به چنین مواردی کنز گفته نمیشود و اینها حکم لقطه را دارد.
بنابراین، ملاک صدق عرفی است و مکان آن که حتماً در زیر زمین باشد، لزوماً در صدق کنز معتبر نیست.