1404/11/04
بسم الله الرحمن الرحیم
وجوب خمس الکنز/ الكنز/كتاب الخمس
موضوع: كتاب الخمس/ الكنز/ وجوب خمس الکنز
ذکر حدیثی در فضیلت جایگاه امام حسین (علیهالسلام) (به مناسبت ولادت آن حضرت)
محمد بن مسلم از شاگردان امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) از این دو امام بزرگوار نقل کرده است:
أَخْبَرَنَا ابْنُ خُشَيْشٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَعْقِلٍ الْعِجْلِيُّ الْقِرْمِيسِينِيُّ بِسُهْرَوَرْدَ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي الصُّهْبَانِ الذُّهْلِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ الْبَزَنْطِيُّ، عَنْ كَرَّامِ بْنِ عَمْرٍو الْخَثْعَمِيِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ يَقُولَانِ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى عَوَّضَ الْحُسَيْنَ عَلَيْهِ السَّلَامُ مِنْ قَتْلِهِ أَنْ جَعَلَ الْإِمَامَةَ فِي ذُرِّيَّتِهِ، وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ، وَ إِجَابَةَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ، وَ لَا تُعَدُّ أَيَّامُ زَائِرِيهِ جَائِياً وَ رَاجِعاً مِنْ عُمُرِهِ.
خدای متعال در ازای شهادت حضرت سیدالشهداء (علیهالسلام) چند امتیاز به ایشان عنایت کرد: امامت را در نسل ایشان، شفاء را در تربت ایشان و اجابت دعاء را در نزد قبر ایشان قرار داد و نیز ایام رفت و آمد زائران قبر ایشان جزء عمر آنها به حساب نمیآید.
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ: فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: هَذَا الْجَلَالُ يُنَالُ بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَمَا لَهُ فِي نَفْسِهِ؟
بعد محمد بن مسلم سؤال میکند: این امتیازات به وسیلهی امام برای دیگران حاصل میشود، پس به خود حضرت چه چیزی میرسد؟
قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَلْحَقَهُ بِالنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَكَانَ مَعَهُ فِي دَرَجَتِهِ وَ مَنْزِلَتِهِ.
امام (علیهالسلام) فرمود: امتیازی که به ایشان میرسد آن است که خدای متعال ایشان را به پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) ملحق میکند و در همان درجه و منزلت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) قرار میدهد.
ثُمَّ تَلَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ﴿وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ﴾ الْآيَةَ.[1]
بعد حضرت این آیه را تلاوت کرد: کسانی که ایمان آوردند و فرزندان آنها نیز در ایمان تبعیت از پدران خود کردند، ما آن فرزندان را به پدرانشان ملحق میکنیم.
دو نکته از این حدیث
1. امام (علیهالسلام) با استشهاد به این آیه، امام حسین (علیهالسلام) را ذریه و فرزند رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) معرفی میکنند.
2. برخی شبهه میکنند که ایمان ما به تبع آباء و اجداد ماست و ارزشی ندارد؛ اما این آیهی شریفه میفرماید ایمان به خدای متعال و تبعیت فرزندان از ایمان پدران خود امری نیکوست.
***
وجوب خمس کنز
بحث پیرامون موارد خمس بود. مورد اول غنائم دارالحرب و مورد دوم معدن بود. سومین مورد کنز است.
اختلاف و اشکالی در وجوب خمس کنز در میان فقهای امامیه نیست. بلا خلاف یعنی فتوای خلافی نداریم و بلا اشکال یعنی از حیث دلیل و اخبار نیز اشکالی در آن نیست. بلکه وجوب خمس کنز در حد اجماع است.
روایاتی دال بر اینکه کنز، خمس دارد:
• صحیحهی حلبی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ[2] عَنِ الْحَلَبِيِّ[3] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنِ الْكَنْزِ كَمْ فِيهِ قَالَ الْخُمُسُ ....[4]
حلبی از امام صادق (علیهالسلام) در رابطه با گنج سؤال کرده که چه مقدار از آن حق خداست؟ حضرت فرمودند: خمس آن.
• صحیحهی ابن ابیعمیر: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَذَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: الْخُمُسُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الْكُنُوزِ وَ الْمَعَادِنِ وَ الْغَوْصِ وَ الْغَنِيمَةِ وَ نَسِيَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ الْخَامِسَ.[5]
چون ابن ابیعمیر تنها از ثقات نقل میکند، لذا نسبت به این روایت تعبیر به صحیحه شده است، با اینکه نام راوی ذکر نشده و به حسب ظاهر مرسل است.[6]
همچنین در سند این حدیث «احمد بن زیاد بن جعفر همدانی» قرار دارد که نام ایشان در کتب رجال نیامده است، اما ایشان استاد شیخ صدوق است و صدوق او را در کتاب کمال الدین توثیق کرده است.[7] لذا اشکالی به سند این روایت نیز وارد نیست.
• صحیحهی عمار بن مروان: حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُ فِيمَا يُخْرَجُ مِنَ الْمَعَادِنِ وَ الْبَحْرِ وَ الْغَنِيمَةِ وَ الْحَلَالِ الْمُخْتَلِطِ بِالْحَرَامِ إِذَا لَمْ يُعْرَفْ صَاحِبُهُ وَ الْكُنُوزِ الْخُمُسُ.[8]
عمار بن مروان بین دو نفر مشترک است: یشکری و کلبی. اولی ثقه است و دومی ثقه نیست. ظاهراً در این سند یشکری مورد نظر است، زیرا لفظ عندالاطلاق انصراف به مشهور دارد و یشکری معروف و دارای اصل و کتاب است. افزون بر اینکه محمد بن سنان غالباً از او نقل کرده و حسن بن محبوب نیز گاهی از او نقل کرده است. در حالی که کلبی معروف و دارای کتاب نیست و حسن بن محبوب نیز با واسطه از او نقل میکند؛ در حالی در این سند، حسن بن محبوب مستقیماً از او نقل کرده است.
محقق خوئی بیان میکند که هر چند در معجم رجال[9] در سند این حدیث تردید کردیم، اما به نظر این روایت صحیح است.[10]
• صحیحهی زراره: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَعَادِنِ مَا فِيهَا فَقَالَ كُلُّ مَا كَانَ رِكَازاً فَفِيهِ الْخُمُسُ ....[11]
زراره از معدن سؤال کرده، اما امام (علیهالسلام) در پاسخ حکم رکاز را بیان میکند؛ چرا که رکاز هم شامل معدن و هم شامل گنج میشود. رکاز هر چیزی است که در زیر زمین پنهان باشد و بدین جهت هم شامل معدن و هم گنج میشود. البته برخی در لغت گفتهاند که رکاز فقط شامل گنج میشود.
مرحوم سید در بیان سومین مورد از موارد وجوب خمس مینویسد:
الثالث: الكنز و هو المال المذخور في الأرض أو الجبل أو الجدار أو الشجر، و المدار الصدق العرفي سواء كان من الذهب أو الفضّة المسكوكين أو غير المسكوكين أو غيرهما من الجواهر.[12]
گنج عبارت است از مالی که توسط پیشینیان در زمین یا کوه یا دیوار یا درخت ذخیره شده است.
برخی گفتهاند گنج تنها مالی است که در زمین پنهان شده باشد و سایر موارد گنج نیست، اما مرحوم سید همهی این موارد را کنز میداند.
در بیان ایشان، ملاک کنز صدق عرفی است و فرقی نمیکند که طلا و نقرهی مسکوک باشد یا غیرمسکوک و یا حتی غیر طلا و نقره باشد.