« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد عباس مسلمی‌زاده

1404/10/09

بسم الله الرحمن الرحیم

 إخراج المعدن من أراضی المسلمین أو الإمام/ المعدن/كتاب الخمس

 

موضوع: كتاب الخمس/ المعدن/ إخراج المعدن من أراضی المسلمین أو الإمام

 

سخن در این مطلب بود که آیا معادن از انفال هستند یا خیر. ثمره‌ی این بحث آن است که اگر معادن از انفال باشند، فرمایش مرحوم سید مبنی بر اینکه کافر هم می‌تواند مالک معدن شود، وجهی ندارد؛ زیرا اگر معادن در زمره‌ی انفال باشند، مال امام هستند و در این صورت امام فقط برای شیعیان اجازه‌ی تصرف در معادن را داده است.

برای این مسئله به روایاتی از تفسیر عیاشی استناد شده است:

     عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَقُولُ لَنَا الْأَنْفَالُ قُلْتُ وَ مَا الْأَنْفَالُ قَالَ مِنْهَا الْمَعَادِنُ وَ الْآجَامُ وَ كُلُّ أَرْضٍ لَا رَبَّ لَهَا وَ كُلُّ أَرْضٍ بَادَ أَهْلُهَا فَهُوَ لَنَا.[1]

     عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ بَلَغَنَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَقْطَعَ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلَامُ مَا سَقَى الْفُرَاتُ قَالَ نَعَمْ وَ مَا سَقَى الْفُرَاتُ الْأَنْفَالُ أَكْثَرُ مَا سَقَى الْفُرَاتُ قُلْتُ وَ مَا الْأَنْفَالُ قَالَ بُطُونُ‌ الْأَوْدِيَةِ وَ رُءُوسُ الْجِبَالِ وَ الْآجَامُ وَ الْمَعَادِنُ وَ كُلُّ أَرْضٍ لَمْ يُوجَفْ عَلَيْهَا خَيْلٌ وَ لَا رِكَابٌ وَ كُلُّ أَرْضٍ مَيْتَةٍ قَدْ جَلَا أَهْلُهَا وَ قَطَائِعُ الْمُلُوكِ.[2]

بیان شد که این روایات برای ما قابل استناد نیستند، زیرا اسناد روایات بیان نشده‌اند.

در نتیجه، عمده دلیل موثقه‌ی اسحاق بن عمار است که در تفسیر علی بن ابراهیم نقل شده و معادن را از انفال برشمرده است:

     حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنِ الْأَنْفَالِ فَقَالَ هِيَ الْقُرَى الَّتِي قَدْ خَرِبَتْ وَ انْجَلَى أَهْلُهَا فَهِيَ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ مَا كَانَ لِلْمُلُوكِ فَهُوَ لِلْإِمَامِ وَ مَا كَانَ مِنْ أَرْضِ الْجِزْيَةِ لَمْ يُوجَفْ عَلَيْهَا بِخَيْلٍ وَ لا رِكابٍ، وَ كُلُّ أَرْضٍ لَا رَبَّ لَهَا وَ الْمَعَادِنُ مِنْهَا، وَ مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ مَوْلًى فَمَالُهُ مِنَ الْأَنْفَالِ ....[3]

در این صورت کافر یا مسلم مخالف حق تملک معادن را ندارد، زیرا رخصت در تصرف و مالکیت تنها به شیعه داده شده است:

     رَوَى عَنْهُ[4] دَاوُدُ بْنُ كَثِيرٍ الرَّقِّيُّ أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ يَعِيشُونَ فِي فَضْلِ مَظْلِمَتِنَا إِلَّا أَنَّا أَحْلَلْنَا شِيعَتِنَا مِنْ ذَلِكَ.[5]

اکنون بحث در این است که آیا موثقه‌ی اسحاق بن عمار دلالتی بر انفال بودن معادن دارد یا خیر؟

مرحوم حاج آقا رضا همدانی صاحب مصباح الفقیه بیان کرده است که در صورتی می‌توان به این روایت استناد کرد که ضمیر «منها» به «انفال» برگردد، اما ظاهراً این‌گونه نیست، بلکه این ضمیر به «ارض» برمی‌گردد؛ زیرا بازگشت ضمیر به مرجعی است که اقرب باشد و بازگشت به ابعد خلاف ظاهر است. روایت بیان کرده: «كُلُّ أَرْضٍ لَا رَبَّ لَهَا وَ الْمَعَادِنُ مِنْهَا» یعنی هر زمینی که صاحبی ندارد و معادن از این چنین زمینی (نه مطلق معادن) این‌ها از انفال و برای امام هستند. بنابراین، معادنی که در اراضی مفتوحة عنوة یا ملک شخصی باشند این‌ها از انفال نیستند.

مؤید این مطلب آن است که در برخی از نسخ به جای «منها»، «فیها» آمده است و در این صورت بازگشت ضمیر به «ارض» متعین است؛ یعنی معادنی که در این ارض لا ربّ لها قرار دارند.[6]

همچنین آخر روایت نیز «انفال» ذکر شده است و اگر ضمیر به انفال برمی‌گشت، باید برعکس بیان می‌شد، یعنی مرجع ضمیر باید قبل از ضمیر ذکر می‌شد و عبارت به این صورت بود: الْمَعَادِنُ مِنَ الْأَنْفَالِ وَ مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ مَوْلًى فَمَالُهُ مِنْهَا.

پس دلالت حدیث بر صنف خاصی از معادن است و آن هم معادنی است که در زمین بدون صاحب باشند.

بحث دیگری محقق خوئی بیان کرده آن است که منظور از «ربّ» در روایت، احیاکننده‌ی زمین و کسی است که امور آن زمین را انجام می‌دهد، به قرینه‌ی مقابله با «ارض خربه» که در ابتدای روایت ذکر شده است. پس منظور از ارض مذکور در روایت، زمینی است که کسی امور آن را انجام نمی‌دهد و ای بسا مالک هم دارد، اما به آن رسیدگی نمی‌شود. یعنی «ربّ» به معنای مالک نیست. پس گویا شارع به مجرد مالک داشتن و حیازت زمین بسنده نکرده است، بلکه باید آن زمین کسی را داشته باشد که آن را احیاء نموده و به امور آن رسیدگی کند.

در نهایت دلالت موثقه‌ی اسحاق بن عمار آن است که قسم خاصی از معادن داخل در انفال هستند و آن هم معادنی هستند که در زمینی استخراج شده که هیچ کسی قیام به اصلاح و احیاء آن نکرده است؛ فرقی ندارد که مالک دارد یا ندارد.

پس فرمایش بخشی از علماء که معادن را مطلقاً داخل در انفال بیان کردند، تمام نیست. از سوی دیگر قول مشهور که معادن را مطلقاً داخل در انفال ندانسته‌اند، نیز تمام نیست. نتیجه‌ی کلام، قول به تفصیل است.[7]

اجیر گرفتن برای استخراج معدن

مرحوم سید در مسئله‌ی دهم می‌فرماید:

يجوز استيجار الغير لإخراج المعدن فيملكه المستأجر، و إن قصد الأجير تملّكه لم يملكه.[8]

گاهی ممکن است که شخصی معدنی را شناسایی کند، اما خود او توان استخراج آن را ندارد، بنابراین کسی را اجیر می‌کند تا آن را استخراج کند. حال اگر کسی به عنوان اجیر معدنی را استخراج نمود، آیا او مالک است یا کسی که او را اجیر کرده؟

در این صورت مستأجر مالک است و ماحصل کار اجیر اختصاص به شخص مستأجر دارد.

نکته: اصطلاح مستأجر دو کاربرد دارد:

1. اگر اجاره بر منفعت یک ملک باشد، مالک ملک، موجر و استفاده کننده از منفعت مستأجر است.

2. اگر عقد اجاره بر روی یک عمل و فعل قرار بگیرد، کسی که انجام دهنده‌ی عمل است، اجیر نام دارد و کسی که درخواست کرده عمل انجام شود، مستأجر است.

استخراج معدن توسط عبد

در مسئله‌ی یازدهم آمده است:

إذا كان المخرج عبداً كان ما أخرجه لمولاه و عليه الخمس.[9]

اگر مُخرج اجیر نباشد بلکه عبد باشد، یعنی مولا به عبدش امر کرده که معدنی را استخراج نماید، در این صورت نیز مثل مسئله‌ی قبل، ملکیت برای مولاست؛ زیرا این معدن در اختیار اوست.

 


[4] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ.
[5] من لا يحضره الفقيه، الشيخ الصدوق، ج2، ص45؛ در طریق شیخ صدوق به داود بن کثیر الرقی، «عبدالله بن احمد الرازی» قرار دارد که وثاقت او ثابت نشده است. این روایت با طرق دیگری در تهذیب الاحکام (ج4، ص138) و علل الشرائع (ج2، ص377) نیز نقل شده، اما در این طرق «یحیی بن عمرو الزیات» قرار دارد که مجهول است. البته در این باب روایات دیگری نیز نقل شده است؛ ر.ک. وسائل الشيعة - ط آل البیت، الشيخ حرّ العاملي، ج9، ص543، بَابُ إِبَاحَةِ حِصَّةِ الْإِمَامِ مِنَ الْخُمُسِ لِلشِّيعَةِ مَعَ تَعَذُّرِ إِيصَالِهَا إِلَيْهِ وَ عَدَمِ احْتِيَاجِ السَّادَاتِ وَ جَوَازِ تَصَرُّفِ الشِّيعَةِ فِي الْأَنْفَالِ وَ الْفَيْ‌ءِ وَ سَائِرِ حُقُوقِ الْإِمَامِ مَعَ الْحَاجَةِ وَ تَعَذُّرِ الْإِيصَالِ.
logo