« فهرست دروس
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید:
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند:
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
درس خارج فقه استاد عباس مسلمی‌زاده

1404/08/19

بسم الله الرحمن الرحیم

 اشتراط النصاب فی المعدن/ المعدن/كتاب الخمس

 

موضوع: كتاب الخمس/ المعدن/ اشتراط النصاب فی المعدن

 

گفته شد که در رابطه با اعتبار نصاب در خمس معدن پنج قول مطرح است که توسط فقهاء بیان شده است. قول مشهور بین قدماء عدم اعتبار نصاب است. در مقابل این قول، قول مشهور بین متأخرین آن است که خمس معدن در صورتی واجب است که به اندازه‌ی بیست دینار برسد. البته اقوال دیگری نیز وجود داشت. ابوالصلاح حلبی قائل بود که نصاب یک دینار است و روایتی نیز با این مضمون نقل شده است. دیدگاه برخی آن بود که اقل‌الامرین بین بیست دینار و دویست درهم، نصاب معدن است. نظر دیگر نیز آن بود که نصاب معدن دویست درهم است. اکنون درصدد بیان ادله هستیم.

دلیل اشتراط نصاب بیست دینار

دلیل اشتراط نصاب بیست دینار در وجوب خمس معدن، صحیحه‌ای است که در کتاب تهذیب الاحکام به نقل از احمد بن محمد بن ابی‌نصر بزنطی از امام رضا (علیه‌السلام) ذکر شده است:

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ[1] عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَمَّا أَخْرَجَ الْمَعْدِنُ مِنْ قَلِيلٍ أَوْ كَثِيرٍ هَلْ فِيهِ شَيْ‌ءٌ قَالَ لَيْسَ فِيهِ شَيْ‌ءٌ حَتَّى يَبْلُغَ مَا يَكُونُ فِي مِثْلِهِ الزَّكَاةُ عِشْرِينَ دِينَاراً.[2]

بزنطی از امام رضا (علیه‌السلام) سؤال کرده که معدنی (کم یا زیاد) از زمین استخراج شده؛ آیا نسبت به این معدن چیزی واجب است؟ امام (علیه‌السلام) فرمود: چیزی در این معدن واجب نیست، مگر اینکه آن‌چه استخراج شده به مقداری برسد که در مثل آن مقدار زکات واجب است و آن مقدار بیست دینار است. بنابراین، اگر معدن به مقدار بیست دینار رسید، در این صورت باید خمس آن پرداخت شود.

بیان شد که اشکالاتی در باب استناد به این روایت مطرح شده است؛ از جمله اینکه در روایت مذکور اصلاً نامی از خمس به میان نیامده است، نه در سؤال و نه در جواب؛ بلکه تعبیر راوی آن است که «هل فیه شیء». پس به نظر می‌رسد این حدیث شریف درباره‌ی زکات طلا و نقره است.

در جواب گفته شد که اولاً در این حدیث، معدن بیان شده که اعم از طلا و نقره و غیر این دو است. ثانیاً حضرت فرموده «ما یکون فی مثله الزکاة» و این تمثیل نشان می‌دهد که سؤال از زکات نیست، زیرا اگر سؤال از زکات بود، حضرت می‌فرمود که نصاب آن بیست دینار است و بیان تمثیل وجهی نداشت. پس مراد از حدیث خمس است نه زکات.

افزون بر اینکه اگر مراد از حدیث شریف زکات بود، وجهی نداشت که حضرت بفرماید «اگر به بیست دینار رسید، زکات دارد»، زیرا تنها نصاب طلا بیست دینار است، اما نصاب نقره دویست درهم است. پس وجهی ندارد که نصاب فقط به بیست دینار اختصاص داده شود و اگر مقصود امام (علیه‌السلام) بیان حکم زکات بود، باید نصاب دویست درهم را نیز ذکر می‌فرمود. اگرچه غالباً این دو نصاب در برخی از دوران‌های گذشته یکسان بوده‌اند، اما امروزه این چنین نیست.

مؤید اینکه مراد از حدیث بزنطی، بیان حکم خمس است، صحیحه‌ی دیگری است که بزنطی از امام رضا (علیه‌السلام) نقل کرده که در آن مسئله‌ی خمس به صراحت بیان شده است:

رَوَى أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ[3] عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَمَّا يَجِبُ فِيهِ الْخُمُسُ مِنَ الْكَنْزِ فَقَالَ مَا تَجِبُ الزَّكَاةُ فِي مِثْلِهِ فَفِيهِ الْخُمُسُ.[4]

بزنطی از امام رضا (علیه‌السلام) درباره‌ی خمس گنج سؤال می‌کند و امام (علیه‌السلام) در پاسخ می‌فرماید: هر مقداری که زکات در مثل آن واجب است، خمس نیز در آن واجب است.

از آنجایی که در این روایت تصریح به خمس شده است، مؤید آن است که صحیحه‌ی اول بزنطی نیز در مقام بیان خمس است، نه زکات.

مؤید دیگر، روایت دیگری از امام رضا (علیه‌السلام) است که شیخ طوسی نقل کرده است:

عَنْهُ[5] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَمَّا يُخْرَجُ مِنَ الْبَحْرِ مِنَ اللُّؤْلُؤِ وَ الْيَاقُوتِ وَ الزَّبَرْجَدِ وَ عَنْ مَعَادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ هَلْ عَلَيْهِ زَكَاتُهَا فَقَالَ إِذَا بَلَغَ قِيمَتُهُ دِينَاراً فَفِيهِ الْخُمُسُ.[6]

راوی از امام (علیه‌السلام) درباره‌ی زکات آن‌چه از دریا خارج شده و از معادن طلا و نقره سؤال می‌کند، اما امام (علیه‌السلام) در جواب می‌فرماید که اگر به یک دینار رسید، باید خمس آن پرداخت شود.


[1] طرق شیخ طوسی به محمد بن الحسن الصفار به این صورت است: و ما ذكرته هي هذا الكتاب عن محمد بن الحسن الصفار فقد اخبرني به الشيخ أبو عبد الله محمد بن النعمان و الحسين بن عبيد الله و أحمد بن عبدون كلهم عن أحمد بن محمد بن الحسن بن الوليد عن أبيه و أخبرني به أيضا أبو الحسين بن أبي جيد عن محمد بن الحسن بن الوليد عن محمد بن الحسن الصفار. (شرح مشيخة تهذيب الأحكام، الموسوي الخرسان، حسن، ج1، ص73.)
[3] طرق شیخ صدوق به بزنطی بدین صورت است: و ما كان فيه عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر البزنطيّ فقد رويته عن أبي و محمّد بن الحسن رضي اللّه عنهما عن سعد بن عبد اللّه و الحميريّ جميعا عن أحمد بن محمّد ابن عيسى، عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر البزنطيّ. و رويته عن أبي و محمّد بن عليّ ماجيلويه رضي اللّه عنهما عن عليّ بن إبراهيم، عن أبيه، عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر البزنطيّ‌. (من لا يحضره الفقيه، الشيخ الصدوق، ج4، ص431.)
[5] سعد بن عبد الله القمی؛ شیخ طوسی در مشیخه‌ی کتاب تهذیب الاحکام دو طریق به سعد بن عبد الله ذکر کرده که هر دو طریق صحیح هستند: و ما ذكرته في هذا الكتاب عن سعد بن عبد الله فقد اخبرني به الشيخ أبو عبد الله عن أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه عن أبيه عن سعد بن عبد الله و أخبرني به أيضا الشيخ رحمه الله عن أبي جعفر محمد بن علي بن الحسين عن أبيه عن سعد بن عبد الله. (شرح مشيخة تهذيب الأحكام، الموسوي الخرسان، حسن، ج1، ص73.)
[6] تهذيب الأحكام، شيخ الطائفة، ج4، ص124. این روایت در الکافی (الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج1، ص547) و الفقیه (من لا يحضره الفقيه، الشيخ الصدوق، ج2، ص39.) نیز نقل شده، اما در سند این روایت در کتاب الکافی و تهذیب الاحکام، «محمد بن علی بن ابی عبد الله» قرار دارد که مجهول است. در کتاب من لا یحضره الفقیه هم روایت به صورت مرسل بیان شده است
logo