« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد مهدی مروارید

1405/06/22

بسم الله الرحمن الرحیم

انحصار اصول عملیه مهمه در چهار اصل و طرح شبهه قاعده طهارت و نقض محقق خوئی/برائت /اصول عملیه

 

موضوع: اصول عملیه/برائت /انحصار اصول عملیه مهمه در چهار اصل و طرح شبهه قاعده طهارت و نقض محقق خوئی

 

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

 

منابع درسی، شروح کفایه و رویکرد کلی به مباحث اصول عملیه

حالا بحث اصول ما که از اول برائت شروع می کنیم، اصول عملیه که اولش از برائت شروع می‌شود و آن متنی که حالا مورد توجه است ابتدائاً کفایه است، به ترتیب این کتاب پیش می‌رویم و شروحی که در کفایه است و حرف دارند، به آن‌ها مراجعه می‌شود طبیعتاً مثل مصباح الاصول می ماند، شرح کفایه نیست اما خب به هر حال ترتیب، تاحدی همان ترتیب است. به فرمایشات مرحوم آقای خویی در مصباح مراجعه می‌شود ان‌شاءالله. شروحی که در کفایه است مثلاً مثل حقائق الاصول، مرحوم آیة الله حکیم که حاشیه دارند. یا نکاتی که دارند ان‌شاءالله در درس مراجعه می‌شود، منتقی الاصول (عرض کنم خدمتتان) مرحوم آیت الله سید محمد روحانی رحمة الله علیه و کتاب تهذیب الاصول بالاخره استفاده می‌شود. در بعضی از مواردی که مرحوم شهید صدر، علی ای حال حرفی دارند مثلا در همین مسئله برائت بیانی دارند که برائت عقلی را مثلاً زیر سؤال می برند، می گویند ما برائت عقلی نداریم، برائت شرعی هست. ما برائت عقلی نداریم حکم عقل به احتیاط است[1] ، این بحث جان دار و بحث علمی است و آقایان هم عموماً مخالفند با ایشان خب طبیعتاً این هم به مناسبت، فرمایشات ایشان و شبهاتی که ایشان دارند مطرح می‌شود که چقدر این‌ حرف پذیرفته شده است. و بعضی از نکاتی که در بعضی از تقریرات آیت الله سیستانی حفظه الله دارند، طبیعتاً آن هم گاهی اشاره می‌شود و بحث می‌شود، این مجموع آن چیزهایی است که ان‌شاءالله ما در مورد آن باید صحبت کنیم و بحث کنیم. هرچه بیشتر توسعه پیدا کند، بهتر است، شما در مباحثات خودتان این‌ها را ملاحظه بفرمایید و علی ای حال یک بحث کاملی در اصول شود. البته همه این ها را من اسم نبردم والا فرمایشات مرحوم آقاضیاء مطرح است و گاهی صحبت می‌شود، و نقل می‌شود اقوال ایشان، طبیعتاً این‌ها هم در حواشی مطرح می‌شود و بزرگانی که آرائی دارند و آرائشان مختلف است و آثار عملی هم دارد به هر حال بر آن، فقط یک اصطلاحات علمی نیست ان‌شاءالله بنا بر این، آقایان هم سعی کنند بیشتر و بهتر مطالعه کنند و فعلاً حالا بحثی که از اصول حتماً مطرح می کنیم، در کفایه قبل از این که اصل برائت را وارد بشوند، عرض کنم مثلا در مصباح الاصول به عنوان الاصول العملیه این را مطرح کردند و بعد مقدماتی را در اینجا ذکر کردند که حالا من در کفایه هم قبل، علی ای حال قبل از شروع در برائت عرض کنم که عبارتی را دارند که، در کفایه مثلاً «المقصد السابع: في الأصول العملية»[2] این عبارت کفایه است «وهي التي ينتهي إليها المجتهد بعد الفحص واليأس عن الظفر بدليل، مما دلّ عليه حكم العقل أو عموم النقل، والمهم منها أربعة» این فرمایش صاحب کفایه است اصول عملیه آن قواعدی است که مجتهد به آن‌ها می‌رسد بعد از این که مأیوس بشود از ظفر به دلیل وقتی که در مسئله‌ای دلیل عقلی یا دلیل شرعی پیدا نکند، مجتهد فحص کرده، اطلاع پیدا نکرده آیا مثلاً فرض کنید حلق لحیه آیا حرام است یا حرام نیست و امثال این‌ها. خب اول وظیفه دارد که به ادله، عرض کنم که عقلی و ادله اجتهادی مثل کتاب و سنت و این‌ها مراجعه کند و اگر اطلاع پیدا نکرد و مأیوس شد بعد نوبت می‌رسد به الاصول العملیة و اصول عملیه را هم که آنچه معروف است مرحوم شیخ انصاری هم خب بحث‌هایی دارند در اینجا، یادم رفت که خدمتتان عرض کنم که ما حرف‌های شیخ را هم نگاه می کنیم، آخر شیخ انصاری هم استاد اساتید ما است، رسائل ایشان محفوظ است و همه قبول دارند شیخ را به عنوان پیشرو در این کاروان علمی، فرمایشات ایشان هم حتماً باید به یک صورتی مطرح باشد ان‌شاءالله حالا بعد آنجا، صاحب کفایه طبعاً ناظر به حرف‌های شیخ هم هستند گاهی هم اشاره هم می‌کنند

انحصار اصول عملیه مهمه در چهار اصل و طرح شبهه قاعده طهارت

عرض کنم به حضور شما خب بعد صاحب کفایه این را فرمود که مهم از اصول چهار تا است، برائت و عرض کنم که اشتغال و تخییر و عرض کنم خدمت شما استصحاب این چهار تا اصل معروفی که هست که اصل مهم این‌ها است بعد یک سؤالی در اینجا مطرح می‌شود که خب شیخ هم اشاره کردند و در مصباح الاصول این‌ها صحبت شده، خب که چطور شد شما بعضی از اصول را اینجا بحث نکردید، مطرح نمی‌کنید حالا مثلاً مثل قاعده طهارت، قاعده طهارتی که در شبهات حکمیه می خواهد جاری می‌شود. گاهی طهارت در شبهات موضوعیه است، خب آن‌ ممکن است، مربوط به اینکه در بحث فقهی من نمی‌دانم این لباس من مثلاً با خون ملاقات کرده یا نه، خب حتماً استصحاب هم در کار نیست، خب اینجا قاعده طهارت عرض کنم جاری می‌شود، حالا در هر جایی که قاعده طهارت داریم، یا مثلاً در شبهات موضوعیه که هست که در آن شک می‌کنیم خب گاهی استصحاب، گاه ممکن است استصحابین با هم تعارض کنند یک حالت نجاستی قبلاً بوده، حالت طهارتی ما شک داریم، در سابق و لاحق و این‌ها تعارض می‌کنند و متوسل می‌شویم به «كل شي‌ء طاهر حتى تعلم انه قذر»[3] این قاعده طهارت است و پاک می‌شود.

خب این در شبهه موضوعیه است. اینجا فعلاً این را از مورد بحث خارج کنید نه، قاعده طهارت گاهی در شبهات حکمیه است. ما نمی‌دانیم مثلاً آیا شارع (عرض کنیم) آن حیوانی را که مثلاً وضعش طوری است که در آن کلب صادق نیست یک حیوان حالا مشترک، مثلاً هم شبیه به کلب است، هم شبیه به گوسفند است، یک حالت خاصی گاهی هست آیا این پاک است شرعاً یا نجس است؟ نمی‌دانیم یا مثلاً عصیر عنبی مثلاً قبل از ذهاب ثلثین آیا پاک است یا نجس است؟

فرض کنید استصحاب هم نداشتیم که شما بیایید استصحاب را در اینجا جاری کنید و این شارع آیا حکم کرده به طهارت این یا حکم کرده به نجاست؟ خب اینجا باید چه بگوییم؟ آقایان می‌گویند در اینجا قاعده طهارت اثبات می‌کند پاکی را «كل شي‌ء طاهر حتى تعلم انه قذر» و شبیه به این. این قاعده طهارت می‌شود قاعده اصولی یعنی بعد از اینکه ما دلیلی بر نجاست پیدا نکردیم از ادله شرعی، شک می‌کنیم آیا شارع حکم کرده به اینکه این پاک است یا نجس است؟ این چه فرق می‌کند با آنجایی که مثلاً ما نمی‌دانیم آیا مثلاً شرب توتون آیا حرام است یا حرام نیست؟ اینجا شما به اصل تمسک می‌کنید، حلیت را اثبات می‌کنید، اصل برائت می‌گویید مثلاً حلال است، چون دلیل بر حرمتش نداریم. خب در اینجا هم شما به قاعده طهارت تمسک می‌کنید در این مورد و اثبات طهارت می‌کنید. این‌ها فرق نمی‌کند که این هم یک دلیلی است که مجتهد به این دلیل استدلال می‌کند «ينتهي إليها المجتهد بعد الفحص واليأس عن الظفر بدليل»[4]

پس قاعده طهارت هم باید جزو اصول باشد، جزو اصول عملیه حساب بشود قاعده طهارتی که در شبهات حکمیه، این اشکالی است که مطرح شده در کلمات و اینجا مرحوم صاحب کفایه از این فرمایش، از این حالا شبهه، دو تا جواب دادند. یک جواب را مرحوم آقای خویی در مصباح الاصول پذیرفتند.[5] جواب دیگر را نه، آن را قبول ندارند آن جوابی که پذیرفته شده که صاحب کفایه هم در این نظر دارند این را مطرح کردند، مصباح الاصول هم قبول کردند آن این است که چون در قاعده طهارت هیچ اختلافی نیست بین اصحاب، مطلب روشن است، هیچ کس اشکال ندارد لذا از این جهت چون لا خلاف فیه بین الاصحاب دیگر احتیاج به بحث ندارد که ما بیاییم بحث کنیم دوباره. دلیل روشنی هم دارد روایات معتبری هست که این روایات شامل شبهات حکمیه هم می‌شود و لذا چون احتیاج نداشت به بحث، لذا مطرح نشد این جواب اولی است که عرض کنم که دادند در کفایه، که در مصباح الاصول هم همین را پذیرفتند. یک جواب دیگری مرحوم صاحب کفایه اشاره کردند در خاتمه حرف‌هایشان و آن این است که آن اصول عملیه اربعه در همه ابواب جاری می‌شود اصل برائت، استصحاب، تخییر، اشتغال در همه ابواب فقه آن‌ها جاری می‌شود ولی قاعده طهارت فقط اختصاص دارد به بحث طهارت و نجاست همین اختصاصش سبب شده که دیگر از گردانه خارج بشود یعنی مهم در اصول عملیه حالا به نظر علمای اصولیین متأخر که اهمیت زیادی دارد، یک بحثی است که در تمام فصول جاری می‌شود، این‌ها را بحث کردند اما چون قاعده طهارت اختصاص دارد به یک مورد خاصی که عبارت باشد از طهارت و نجاست به این لحاظ دیگر آن مطرح نشده است. خب این را صاحب کفایه در خاتمه حرف اشاره کرده است.[6]

بررسی نقض محقق خویی با مسئله نهی در عبادات و توجیهات آن

مرحوم آیة الله خویی می‌گویند این عذر صحیحی نیست قاعده چون اختصاص دارد به، بعد یک نقضی آوردند در مصباح الاصول خب از جزء مسائل اصولی که بحث می‌شود در اصول عملیه یکی این است که نهی، نهی در عبادات آیا موجب فساد هست یا نیست؟ این به عنوان یک مسئله اصولی مطرح می‌شود و خب این را عرض کنم خدمت شما بحث کردند و به عنوان یک بحث اصولی مطرح شده با اینکه خاص هم هست قاعده طهارت هم خب فوقش این است که اختصاص پیدا کرده به طهارت، این سبب نمی‌شود که ما این را از بحث اصول خارج کنیم به این دلیل که چون در اصول عملیه که بحث نمی‌شود، در سایر جاها هم به عنوان بحث اصولی مطرح نشده این سبب نمی‌شود که چون اختصاص دارد به طهارت، ما بگوییم این را مجوزی قرار بدهیم که از بحث خارجش کنیم که صاحب کفایه اشاره کرده و الا باید پس بگویید نهی در عبادات هم باید از بحث اصول خارج باشد چون فقط اختصاص دارد به عبادت. آیا نهی در عبادات موجب فساد هست یا نیست، با اینکه به عنوان بحث اصولی مطرح شده و در علم اصول بحث شده این را مرحوم آیة الله خویی ذکر کردند به عنوان یک نقضی به حرف صاحب کفایه که اختصاص به بعضی ابواب دون بعضی مجوز نمی‌شود که ما این را از بحث اصول عرض کنم که خارج کنیم.[7]

عرض کنم خدمت شما و اشکالی که هم در مصباح ذکر کردند هم در حقائق الاصول آقای حکیم هم اشاره کردند، چون صاحب کفایه بعد از اینکه این را فرموده، فرموده «فافهم»[8] ، این فافهمی دارد در حقائق الاصول می‌گویند «(قوله: فافهم) يمكن أن يكون إشارة إلى التأمل في صحة الاعتذار الأخير إذ الاختصاص بباب لا يصحح الإهمال‌»[9] طبعاً یعنی «فافهم»[10] صاحب کفایه در واقع اشاره به این است که این وجه آخری که آورد که چون اختصاص دارد، این مصحح نمی‌شود و الا به قول آقای خویی پس باید نهی در عبادات را هم خارج کنیم چون اختصاص دارد به عبادات. به هر حال. البته مسئله نهی از عبادات را این هم حاشیه‌ای که اینجا ضمیمه کردند این است که نهی در عبادات مستقلاً مطرح نشده، بحث کلی در اصول مطرح است این است که آیا نهی موجب فساد می‌شود یا نه و تقسیم می‌کنند که گاهی معاملات است، گاهی عبادات است، عبادات را هم در آنجا خب باید همه اقسام را ذکر کنند دیگر ولی اصل بحث، این بحث اختصاصی به عبادات ندارد که ما بگوییم پس بنابراین این نقضی که در فرمایش مرحوم آیة الله خویی هست، شاید به این صورت جواب داده بشود که اگرچه، که بله در اصول فقط نهی در عبادات را مطرح نکردند بله، این نقد شما وارد بود اما در اصول بحث کلی مطرح شده که آیا نهی در عبادات، آیا کلاً نهی موجب فساد هست یا نه، و تقسیم می‌کنند هم عبادات هم معاملات را، نه اینکه فقط بحث را اختصاص بدهند به عبادات به هر حال، حالا این فعلاً مقدمه مطلب بود، ان‌شاءالله ما از فردا وارد می‌شویم در اصل بحث، که برائت باشد البته در برائت حالا این را بگویم عرض کنم خدمتتان مختصراً خب برائت عقلی داریم و برائت شرعی یا نقلی. در برائت عقلی مرحوم شهید صدر همان‌طور که عرض کردم انکار دارند برائت عقلی را[11] و در همین تقریراتشان که اول، این بحث را مطرح می‌کنند، به برائت عقلی وارد می‌شوند ولی در سایر اصول مثل صاحب کفایه و شیخ و امثال این‌ها، ابتدا همان برائت نقلی را مطرح کردند، استدلال به آیات و به روایاتی که در این زمینه وارد شده، که ان‌شاءالله ما مطرح می کنیم.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo