« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد مهدی مروارید

1405/06/22

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی تاریخی و تفسیری پیشینه وجوب صوم در امم گذشته/مفطرات صوم /صوم

 

موضوع: صوم/مفطرات صوم /بررسی تاریخی و تفسیری پیشینه وجوب صوم در امم گذشته

 

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

 

مقدمه ورود به بحث مفطرات در عروة الوثقی و تلاوت آیات صوم

خب، بحثی که ان‌شاءالله مطرح می‌شود، در باب صوم به ترتیب عروة الوثقی است. «فصل فيما يجب الإمساك عنه في الصوم»[1] . بحث مفطرات، یا مفطّرات. چون هر دو صورت، وجه دارد. البته مفطّرات شاید روشن تر باشد.

در مفطّرات، عرض کنم خدمت شما، بحث ما بین، آن چیزهایی که، موجب افطار می‌شود، و باید روزه‌دار از آن‌ها پرهیز کند و الا سبب ابطال می شود . که اول و ثانی آن‌ها را «الأكل والشرب» گفته اند.

خب این‌جا مناسب است که، چون بحث اکل و شرب، در آیه هم بدان اشاره شده است، لذا یک بحث مختصری در ارتباط با آیه‌ی صوم، که، آیات شریفه ای که در مورد صوم هست، دو سه آیه هست. سه آیه هست، که در ارتباط با صوم است. توجه بفرمایید، در اوائل، در آیه‌ی، صد و هشتاد و پنج یا صد و هشتاد و شش، صد و هشتاد و هفت، علی ایّ حال، شماره آیه این است:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ﴾

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾[2]

﴿أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ﴾[3]

احکام و حدود شب و روز در آیات شریفه صوم

﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾[4]

﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ﴾[5]

﴿أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ...﴾[6] این ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي﴾[7] در بین آیات صوم آمده است. خب، مناسبتی هست دیگر، در ارتباط با دعا. ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ﴾.

بعد، باز مربوط به صوم است:

﴿أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴾[8] .

خب، در این آیه بیشتر، مدّ نظر ما، اکنون بعضی از نکاتی که در این‌جا هست، آن‌چه که در ارتباط است، چون اول مسأله مفطرات اکل و شرب بود که در عروه ذکر می‌شود، عرض کنم محضر شما در این آیه سوم، که ﴿كُلُواْ وَاشْرَبُواْ﴾، ﴿وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ﴾

دلالت امر به اکل و شرب و آغاز بررسی معنای لغوی صوم

که اکل و شرب، اکنون این ﴿كُلُواْ وَاشْرَبُواْ﴾ دیگر، امر دال بر وجوب نیست، طبیعتاً اباحه است. جایز است اکل و شرب برای شما تا این وقت. تا ﴿حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ﴾، یعنی تا وقت طلوع فجر. تا وقت طلوع فجر شما، چون اولش فرمود ﴿أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ﴾، شبی که در روزش، روزه می‌گیرید، حلال شده عرض کنم مقاربت با زنان، و بعد ﴿كُلُواْ وَاشْرَبُواْ﴾، و اکل و شرب هم حلال است، تا طلوع فجر. آن مقداری که از، آیه‌ی شریفه، عرض کنم که، استفاده می‌شود، این است که اکل و شرب پس جایز نیست. محدود کردند. در شب اکل و شرب جایز است تا طلوع فجر، بعد از طلوع فجر دیگر نخورید و نیاشامید. و هم‌چنین در ارتباط با، مقاربت. خب، اکنون این‌جا مناسب است که، دو سه جهت، متعرض بشویم، مقدمتاً خوب است.

یکی اصل صوم، اصلاً در لغت، عرض کنم که به چه معناست؟ این را، خب طبعاً بحث مفیدی است. عرض کنم محضر شما، در لسان العرب، خب از کتب لغت معتبر است، ایشان فرموده‌اند: «الصَّوْمُ: تَرْكُ الطعامِ والشَّرابِ والنِّكاحِ والكلامِ»[9] . این را به عنوان یک معنای لغوی ذکر کرده است، صوم را.

در قاموس: «صام صوما وصياما واصطام: أمسك عن الطعام والشراب والكلام والنكاح والسير»[10] . آن را به عنوان معنای لغوی آورده است. اصلاً صوم در لغت به معنای این است: امساک از طعام، از شراب، از سخن گفتن، و از نکاح، مقاربت با زنان، و سیر (راه رفتن).

تحقیق در حقیقت لغویه و شرعیه صوم و مناقشه در معنای مطلق امساک

یعنی انسان در جایی ساکن بشود، نه بخورد، نه بیاشامد، نه سخن بگوید، و هم‌چنین از مقاربت هم پرهیز کند، این می‌شود صائم. این را هم به عنوان یک معنای لغوی ذکر کرده است. خب «صائم وصومان»، و اکنون یا «صوم» شاید «صوّم» بیاید، «وصوم وصيم». جمع این‌ها می‌آید «صوام وصوم وصيم»، اکنون این بحث‌های لغوی است. می‌خواهم عرض کنم که: ظاهراً خود صوم اصلاً در معنای لغوی‌اش، در آن امساک افتاده است. پس در، در حقیقت شرعی صوم، اصلاً حقیقت شرعیه دارد؟

آیا مثلاً، مثل صلات مثلاً، که قائل می‌شویم صلات بالاخره یک عبادت خاصی است که در تمام شرایع، موجود بوده است، به حالت خاصی، به عنوان عبادت و توجه به خداوند متعال، صلات تعبیر شده است. آیا صوم هم همین‌طور است؟ مثلاً یک حقیقت شرعی است یا نه، یک معنای لغوی است؟

منتها در شرع محدود شده است، یک شروطی ذکر شده است برای صوم؟ خب معنای امساک، حتی در معنای لغوی‌اش، حداقل امساک از طعام و شراب را در کتب لغت به عنوان معنای لغوی ذکر کرده‌اند. بعضی لغویین سیر را هم اضافه کرده‌اند، بعضی‌ها. ولی مثلاً در بعضی از کلمات هست که: اصلاً صوم به معنای امساک است، امساک. این‌که نگاه دارد خود را دیگر.

البته این یک سخن، مورد اشکال و مناقشه واقع شده است در کلمات حضرت آیت‌الله سیستانی، حفظه الله. به این سخن اشکال کرده‌اند که: این خیلی معلوم نیست صحیح باشد این سخن، که ما بیاییم مثلاً صوم را به کار ببریم در مطلق امساک.

دیدگاه حضرت آیت‌الله سیستانی پیرامون اختصاص صوم لغوی به سکون فم

مثال‌هایی هم زده‌اند ایشان که برای استبعاد این مطلب، مثلاً فرض کنید که اکنون، عرض کنم، بله، چیزی را آورده‌اند، نقضی کرده‌اند، عرض کنم به حضور شما، کسی مطالعه می‌کند بعد از مطالعه‌اش دست برمی‌دارد. بگوییم: صام، صام از مطالعه دست برداشت؟ یا مطلق دست برداشتن از چیزی، به امساک از چیزی، این لغت، آیا مساعد است و عرف می‌پذیرد؟

که مثلاً، بیایند، ایشان مثالی زدند من آن را پیدا کنم، ایشان، تعبیری که دارند در این تعبیراتشان راجع به صوم: «وَلَكِنَّ الظَّاهِرَ أَنَّ الصَّوْمَ لُغَةً إِنَّمَا هُوَ خُصُوصُ سُكُونِ الْفَمِ عَنِ الْعَمَلِ بِتَرْكِ الْكَلَامِ أَوْ بِتَرْكِ الْأَكْلِ وَالشُّرْبِ».

سکون فم. دهان اگر از کار بایستد، ساکن بشود، سخنی نگوید، اکل و شرب را ترک کند، این صوم لغوی بدان صدق می‌کند. اطلاق صوم در ترک سایر امور، اطلاقی مجازی است. البته خب مطلبی هست، این مطلب با بعضی کلمات لغویین سازگار درنمی‌آید.

مثلاً از ازهری که از لغویین است، در کتاب التهذیبش، یا در لسان العرب از او نقل کرده است، گفته است: «الصَّوْمُ فِي اللُّغَةِ الإِمساكُ عَنِ الشَّيْءِ والتَّرْكُ لَهُ، وَقِيلَ لِلصَّائِمِ صائمٌ لإِمْساكِه عَنِ المَطْعَم والمَشْرَب والمَنْكَح، وَقِيلَ لِلصَّامِتِ صَائِمٌ لإِمساكه عَنِ الْكَلَامِ، وَقِيلَ لِلْفَرَسِ صَائِمٌ لإِمساكه عَنِ العَلَفِ مَعَ قيامِه»[11] .

عرض کنم خدمت شما، به هر حال، منتها ایشان فرموده‌اند بعید است که ما صوم را به معنای لغوی، عرض کنم که بدین معنا، معنا کنیم که چرا که هر امساکی را، مثال‌هایی هم زده‌اند که برای استبعاد، مثلاً فرض کنید بگوییم: امسک از کاری که دست برداشته است، کسی مشغول است، مثلاً خیاطی است، دارد چیزی می‌دوزد، اگر از خیاطی بایستد، دست بردارد، امساک، در لغت به کار می‌رود؟

بررسی تاریخی و تفسیری پیشینه وجوب صوم در امم گذشته

البته ممکن است بعضی لغویین این سخنان را گفته باشند، ولی حرف دقیقی نیست. بالاخره از مجموع این سخنان، ایشان استظهار کرده‌اند که، عرض کنم به حضور شما، اختصاص دارد معنای لغوی به امساک از بعضی از امور، مثل اکل و شرب و امثال این ها.

البته منتها اشکالاتی شده است، روایاتی آمده‌اند به عنوان، بر خلافی گفته شده است. بحثی دارد. اکنون اگر خواستید مراجعه کنید، در همین کتاب، تقریرات ایشان، کتاب الصوم، در جلد اول، بحث‌ها را مطرح کرده‌اند. به هر حال، اکنون این یک جهت است. اگر خواستید مراجعه کنید، اشکالی ندارد. هر چند خیلی به لحاظ نکات فقهی خب، خیلی اثری ندارد.

چون بالاخره بعضی جاها ما باید، عرض بکنیم، جهت دیگری که می‌خواستم بدان عرض کنم، این است که در آیه‌ی شریفه، به این اشاره‌ شد، در همان صدر آیه که خواندیم، که صوم در تمام، قبل از شما هم بوده است. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾[12] .

خب، این اول بحث تفسیری است، ولی بد نیست بخوانیمش: صیام بر شما نوشته شده است، همان‌گونه که بر کسانی که قبل از شما هم بودند، بر آن‌ها واجب شده است. ﴿لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾، ﴿أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ﴾[13] .

این‌جا بحثی مطرح است که آیا این صومِ ماه مبارک رمضان، خب از ضروریات و واضحاتی که در اسلام هست و در قرآن هم تصریح شده است، این صوم ماه مبارک رمضان، در قبل از اسلام هم بوده و نوشته شده است، یا نه؟ در قبل، صوم واجب بوده است، اما این‌که در خصوص ماه مبارک رمضان این صوم واجب باشد، نه.

بررسی حدیث حفص بن غیاث پیرامون اختصاص صوم شهر رمضان به انبیاء

بعضی روایات دارد که صوم ماه مبارک رمضان قبل از شما بر انبیاء واجب شده بود. بر همه‌ی امم واجب نبود. بنابراین روایت، روایت از «من لا یحضره الفقیه» نقل کرده‌اند، می‌توانید در من لا یحضره الفقیه مراجعه کنید، در کتاب الصوم هست:

«رَوَى سُلَيْمَانُ بْنُ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيُّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ النَّخَعِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‌ إِنَّ شَهْرَ رَمَضَانَ لَمْ يَفْرِضِ اللَّهُ صِيَامَهُ عَلَى أَحَدٍ مِنَ الْأُمَمِ قَبْلَنَا»[14] .

ماه رمضان، صیامش بر هیچ‌یک از امّت‌های قبل از ما واجب نشده بود. یعنی واجب نکرده بود خدا. خب این را اکنون به حسب روایاتی که حفص بن غیاث فرمودند، راوی می‌گوید: «فَقُلْتُ لَهُ»، من عرض کردم: «فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‌: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ﴾[15] »، گفتم این آیه یعنی چه؟

که صیام بر شما واجب شده است، کما این‌که بر قبل از شما واجب بوده است. خب حضرت جواب فرمودند به حسب روایات: «قَالَ إِنَّمَا فَرَضَ اللَّهُ صِيَامَ شَهْرِ رَمَضَانَ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ دُونَ الْأُمَمِ فَفَضَّلَ بِهِ هَذِهِ الْأُمَّةَ وَ جَعَلَ صِيَامَهُ فَرْضاً عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلَى أُمَّتِهِ»[16] .

راوی وقتی به حضرت عرض کرد: پس این فرمایش خدا یعنی چه که ﴿كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ﴾[17] ؟، حضرت در جواب فرمودند که: این ﴿عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ﴾، «إِنَّمَا فَرَضَ اللَّهُ صِيَامَ شَهْرِ رَمَضَانَ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ»[18] ، بر انبیاء واجب شده بود. خب این را، این روایت هست.

نقد سندی حدیث و شواهد مؤید آن از دعای وداع صحیفه سجادیه

این را هم در همین تقریرات آقای سیستانی روایت را آورده‌اند، منتها جوابی که دادند فرمودند این روایت سند، سندش معتبر نیست. اشکال سندی کرده‌اند بر این روایت. اکنون سلیمان بن داود منقری، ابوالیقظان، اکنون، خودتان مراجعه کنید. یا حفص یا سلیمان، حفص مثل اینکه معتبر باشد. بله، علی ایّ حال سلیمان بن داود...

دانش پژوه: سلیمان، ظاهرا نجاشی توثیقش کرده‌اند[19] ، ولی ابن غضائری تضعیفش کرده است[20] ، ولی شبهه کرده اند اما روایاتش را می‌پذیرند.

استاد: علی ایّ حال، به هر حال اشکال سندی کرده‌اند.

دانش پژوه: بله، صدوق هم گفته او معتبر نیست.

استاد: معتبر نیست. بله. علی ایّ حال اشکال سندی به روایت هست. منتها، اکنون این، عرض کنم خدمت شما، توجه بفرمایید، دو روایت دیگر هست که این‌ها تأیید می‌کند همین روایت حفص را. یکی، در ادعیه‌ی صحیفه‌ی سجادیه، دعای وداع شهر رمضان. در ادعیه‌ی وداع، این تعبیر آمده است: «ثُمَّ آثَرْتَنَا بِهِ عَلَى سَائِرِ الْأُمَمِ»[21] .

«آثَرْتَنَا بِهِ»، یعنی به ماه رمضان. ماه، ماه رمضان. چون حضرت هم در مقام وداع با شهر رمضان است: خدایا! تو ما را انتخاب کردی، ایثار فرمودی، و مقدّم کردی بر سایر امم، «وَ اصْطَفَيْتَنَا بِفَضْلِهِ دُونَ أَهْلِ الْمِلَلِ». تو ما را انتخاب کردی و به ما اختصاص دادی، به صوم ماه رمضان، یعنی ماه رمضان اختصاص به امّت ما پیدا کرده است.

«فَصُمْنَا بِأَمْرِكَ نَهَارَهُ، وَ قُمْنَا بِعَوْنِكَ لَيْلَهُ». این دعای صحیفه‌ی سجادیه است. خب از این، نیز ظاهر می‌شود که، پس ماه مبارک رمضان، اختصاص به این امّت دارد. نه این‌که در سایر امم هم، همین ماه رمضان و روزه‌ی ماه رمضان یا این حرف ها هم بوده است.

خطبه نبوی در حلول شهر رمضان و شیوه جمع میان روایات و آیات

این یک روایت، که خب خود دعای صحیفه‌ی سجادیه است. شک در سند ندارد که صحیح است. روایت دیگری در کافی، جلد چهار، صفحه ۶۷. البته این روایت مرسله است: «عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام»[22] ، این را هم دقت بفرمایید: «قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‌ لَمَّا حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ ذَلِكَ فِي ثَلَاثٍ بَقِينَ مِنْ شَعْبَانَ قَالَ لِبِلَالٍ»

عرض کنم، سه روز که از ماه شعبان باقی مانده بود، به بلال امر فرمودند، که ندا دهد، مسجد و این‌ها، «ثم قال: أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ هَذَا الشَّهْرَ قَدْ خَصَّكُمُ اللَّهُ بِهِ. إِنَّ هَذَا الشَّهْرَ قَدْ خَصَّكُمُ اللَّهُ بِهِ وَحَضَرَكُمْ وَهُوَ سَيِّدُ الشُّهُورِ».

ماه رمضان را قطعاً، خدای متعال به شما اختصاص داده است. می‌بینید؟ «قَدْ خَصَّكُمُ اللَّهُ بِهِ»، «قَدْ خَصَّكُمُ»، در مقابل یعنی چه؟ یعنی شما امّتید. پس ماه رمضان، روزه و این‌ها تأیید می‌کند، همان، عرض کنم که، روایت اول را، که این‌طور نبوده است که بر سایر امم بوده باشد.

اکنون سخن دیگری را گفته‌اند این‌جا، و آن این است که بدین‌گونه ما جمع کنیم میان روایات و این‌که: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴿183﴾[23] أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ﴾[24] ، بر این مبنا، ایام معدوداتی بر تمام امّت‌ها، روزه‌اش واجب بوده است.

اما این‌که این ایام معدودات در ماه رمضان باشد، این اختصاص دارد به امّت پیامبر. این جمع میان، ظاهر آیه‌ی کریمه و روایات است. یعنی، بگوییم: صیام، صیامِ، اکنون همان سی روز مثلاً، در واقع در همه‌ی امّت‌ها واجب بوده است. اما خصوص این‌که این صیام باید در ماه رمضان باشد، این مربوط به انبیاء بوده است، و امّت پیامبر صلی الله علیه و آله. ولی سایر امم، نه، در آن‌ها واجب نبوده است. بدین‌گونه مثلاً میان روایت و آیه و این‌ها شاید بتوانیم جمع کنیم. مخصوصاً با آن، چرا که روایات هم تنها روایت سلیمان بن داوود نیست. روایات صحیحه هم دارد، روایات کافی هم هست، که از آن بالاخره استفاده می‌شود این مطلب، که ماه مبارک رمضان و روزه‌ی ماه مبارک رمضان اختصاص به امّت پیامبر اسلام داشته است. این ها را دقت بفرمایید.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo