« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سید محسن مرتضوی

1404/11/19

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه بحث خمس ترقیات سوقیه /ارباح المكاسب /كتاب الخمس

 

موضوع: كتاب الخمس/ارباح المكاسب /ادامه بحث خمس ترقیات سوقیه

 

دیدگاه فقیهان در رابطه با ترقیات سوقیه

نسبت به خمس ترقیات سوقیه، حداقل 5 نظریه میان فقها وجود دارد:

نظریه اول: واجب نبودن خمس مطلقا: به این تقریب که بر ارتفاع قیمت، مطلقا صدق عنوان ربح و فائده نمی کند، لذا ترقی سوقیه مطلقا خمس ندارد. این نظریه از کلام مرحوم علامه در تحریر و صاحب حدائق و جماعتی از فقها استفاده می‌شود. عبارت علّامه تدرحریر چنین است: و لو زادت القيمة لتغيّر السعر لا لزيادة فيه، لم يجب.[1] ایشان می‌گوید قیمت که بالا می‌رود گاهی بخاطر زیادی عینیه است و گاهی زیاده عینی نشده است. در جمیع صور زیادی قیمت(که زیادی عینی نشده) خمس واجب نیست.

صاحب حدائق نیز می فرماید: و أدخل في المنتهى في الاكتساب زيادة قيمة ما غرسه لزيادة نمائه فأوجب الخمس فيها بخلاف ما لو زادت قيمته السوقيّة من غير زيادة فيه و هو جيّد.[2] «و هو جیّد» نظریه حدائق است یعنی زیاده سوقیه مطلقا خمس ندارد.

نظریه دوم: وجوب خمس مطلقا: این نظریه را جماعتی از محققین مانند مرحوم شهید ثانی در شرح لمعه گفته است: و لو بنماء، و تولد، و ارتفاع قيمة، و غيرها.[3] ایشان ارتفاع قیمت را جزء ارباح حساب کرده، لذا می‌گوید خمس دارد.

نظریه سوم: تفصیل بین قبل از فروش و بعد از فروش: نظریه سوم این است که قبل از فروش اصل مال، زیادی حکمی خمس ندارد، مثلاً یک مثقال طلا را خریده به 2 هزار و الآن 40 هزار شده است، تا فروخته نشده خمس ندارد؛ امّا بعد از فروش، خمس دارد. این نظریه از فرمایشات محقّق همدانی در مصباح الفقیه نیز استفاده می‌شود: ولا عبرة بزيادة القيمة السوقيّة لأنها أمر اعتباري لا يعدّ ربحا بالفعل ولذا يقال عرفا إنّه لو باعه بتلك القيمة كان يربح، فمتى باعه بأكثر من رأس ماله دخلت حينئذ في الأرباح.[4] قیمت سوقیه همان زیادی حکمی است. تا نفروخته، سودی نبرده است. ماشین را 100 خریده است، الآن 10 میلیون شده است. می‌گویند اگر این را الان بفروشد فلان مقدار سود و ربح می برد. معنایش این است که: اگر نفروشد، استفاده نکرده است. پس ترقیات سوقیه قبل از فروش خمس ندارد؛ امّا اگر بفروشد، سود برده است و داخل در ارباح است.

نظریه چهارم: تفصیل بین نگهداری جهت تجارت و یا جهت مؤونه و سرمایه گذاری:گفته شده در جمیع مواردی که اعیان برای انتفاع یا مؤونه نگهداری شده، مطلقا ارتفاع قیمت خمس ندارد؛ ولی جمیع مواردی که آن اعیان برای تجارت نگهداری شده، مطلقا خمس دارد. ماشینی که از پدرش ارث رسیده است یا با آن را با پول مخمّس خریده است، اگر برای حاجت یا انتفاع بوده است، خمس ندارد ولی اگر برای تجارت باشد، خمس دارد. این نظریه را مرحوم امام خمینی در تحریرالوسیله و مرحوم سیّد یزدی در عروه انتخاب کرده‌اند. عبارت عروه چنین است: إذا كان عنده من الأعيان الّتي لم يتعلّق بها الخمس أو تعلّق بها لكنّه أدّاه فنمت و زادت زيادة متّصلة أو منفصلة وجب الخمس في ذلك النماء و امّا لو ارتفعت قيمتها السوقيّة من غير زيادة‌ ‌عينيّة لم يجب خمس تلك الزيادة لعدم صدق التكسّب، و لا صدق حصول الفائدة، نعم لو باعها لم يبعد وجوب خمس تلك الزيادة من الثمن، هذا إذا لم تكن تلك العين من مال التجارة و رأس مالها كما إذا كان المقصود من شرائها أو إبقائها في ملكه الانتفاع بنمائها أو نتاجها أو أُجرتها أو نحو ذلك من منافعها، و امّا إذا كان المقصود الاتّجار بها فالظاهر وجوب خمس ارتفاع قيمتها بعد تمام السنة إذا أمكن بيعها و أخذ قيمتها.[5]

نظریه پنجم: واجب بودن خمس در فرض فروش به جنس ثمن: نظریه پنجم این است که اگر شخص آن کالا را به جنس ثمن فروخته(مثلاً خانه را به تومان خریده و به تومان هم می‌فروشد)، خمس دارد ولی اگر به غیر جنس ثمن فروخته، خمس ندارد، مثلاً خانه را 100 تومان خریده و حالا در مقابلِ ماشین فروخته است. اینجا خمس ندارد.

مرحوم آقای حکیم در مستمسک این تفصیل را داده است در صورت اول، خمس دارد؛ چون زیادی صدق می‌کند(10 تومان بوده، 100 تومان شده). در صورت دوم، خمس ندارد؛ چون زیادی صدق نمی‌کند.[6]

تحقیق در مساله ملاک و مناط در صدق فایده

در مورد ملاک در صدق فایده در محل بحث، دو احتمال وجود دارد:

احتمال اول: زیادی کمّی: احتمال اوّل این است که: مناط در صدق، اضافه کمّی و عددی(10، 12، 14 و...) در مال خارجی می باشد. این ارقام گاو باشد یا گوسفند باشد یا گندم باشد، فرق ندارد؛ در همه این موارد با زیادی عددی، فایده صدق می‌کند. 10 تا گوسفند بوده، 12 تا شده است فائده صادق می باشد.

طبق این احتمال، مناط در صدق ربح و فایده، اضافه مال است، با مالیّت کار نداریم. مقصود از "ما افاد الناس من قلیل او کثیر" مال است نه مالیّت و ارزش. این احتمال مؤیدی هم دارد و آن این است که: در بسیاری از روایات، به "قلّت و کثرت" موصوف شده است، همانند روایت ابوبصیر: «هَدِيَّةً تَبْلُغُ أَلْفَيْ دِرْهَمٍ أَوْ أَقَلَّ أَوْ أَكْثَرَ هل علیه فیها الخمس»[7] . این "قلّت و کثرت"، غالبا از اوصاف مال است نه مالیّت چون مالیّت امر اعتباری است. اگر مشتری زیاد باشد،قیمت بالا می‌رود و اگر کم باشد،قیمت پایین می‌رود و چیزی که موجود خارجی است مال است نه مالیت. بر این اساس، با توجّه به این قرائن می‌گویند فقط زیادی عددی، فایده و ربح است.

مرحوم آقای حکیم همین ملاک را گفته است البته یک استثناء دارند که اگر آن مال، مال التجاره باشد؛ در آنجا ملاک مالیّت و ارزش است مثلاً کسی که دو کیلو طلا برای تجارت دارد، با نوعش کار ندارد؛ بلکه تمام هدفش این است که مالیت و قیمت آن بالا برود، اگر گوشواره بیشتر مشتری داشته باشد، آن را درست می‌کند و... لذا در مال التجاره می‌گویند تمام مناط، مالیت است و خود مال خارجی ملاک نیست.[8]

خلاصه طبق این نظریه مناط در تحقق فایده، زیادی در مال است مگر در مال التجاره که مناط، زیادی در مالیت است.

احتمال دوم: مطلق زیادی در مال یا مالیّت: یعنی مناط در تحقق فایده اعم از زیادی در مال و زیادی در مالیت است. مثلاً 5 گوسفند بوده، 10 تا شده، این فایده است، یا گوسفند 500 تومان بوده، 1000 تومان شده، این هم فایده است.هم زیادی در مال موجب صدق فایده است و هم زیادی در قیمت موجب صدق فایده است. با اختلاف در اینکه زیادی در قیمت چه وقت موجب صدق فایده است، با فروش مال در خارج صدق فائده می‌کند یا به امکان فروش هم صدق می‌کند؟ به معاوضه با جنس ثمن صدق می‌کند یا به مطلق مال صدق می‌کند؟

حال باید طبق این دو احتمال حکم فروض مختلف مسأله را بررسی کرد:

صورت اول: ترقی قیمت مالی که متعلّق خمس نیست،مثلاً خانه‌ای به زید به ارث رسیده است،فرض اول آن این است که آن خانه را برای انتفاع و سرمایه نگه داشته است، در این فرض که قیمت خانه ترقی کرده است و الان پنج برابر شده است، باید خمس آن را بدهد یا خیر؟ در سه حالت متقدم، اگر آن را فروخته یا نفروخته یا تبدیل کرده است، حکم آن چه می‌شود؟

بنا بر ملاک اول(زیادی کمّی در مال)، در جمیع سه فرض، بر زید خمس اضافه واجب نمی‌باشد. چون در این سه فرض، فقط ارتفاع قیمت و ترقی سوقیه حاصل است که خمس ندارد چون خانه اضافه نشده است. یک خانه دو خانه نشده است.

طبق احتمال اول، فایده در جایی است که مال اضافه شود، که اینجا اضافه نشده است. اضافه، ترقّیِ سوقیه است که آن هم اعتباری است. امر اعتباری مناط فایده نیست.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo