1404/11/04
بسم الله الرحمن الرحیم
خمس مال موصی به، منذور، صدقه و... /ارباح المكاسب /كتاب الخمس

موضوع: كتاب الخمس/ارباح المكاسب /خمس مال موصی به، منذور، صدقه و...
مورد سوم: مال موصیبه
فرض کنید زید اینگونه وصیت کرده است که بعد از مردن من، ده میلیون تومان به عمرو بدهید، این وصیت تملیکیه میباشد. آقای عمرو - که این مقدار پول به او رسیده است – اگر از مخارج سال او اضافه بیاید، پرداخت خمس آن واجب است یا خیر؟
نسبت به خمس مال موصیبه دو نظریه بین فقها وجود دارد:
دیدگاه اول: همانند مرحوم امام خمینی و عده ای از فقها است که می گویند خمس ندارد؛ چون متعلّق خمس، فقط ارباح مکاسب و فوائد مکتسبه است و به مجرّد قبول وصیّت، اکتساب صدق نمی کند. در نتیجه، مال موصیبه خمس ندارد.
دیدگاه دوم: مشهور می گویند مال موصیبه خمس دارد چون اولا موضوع خمس مطلق الفوائد است که شامل مال الوصیه نیز می شود.
ثانیا اگر موضوع خمس فقط فوائد مکتسبه نیز باشد باز هم مال موصی به از فوائد مکتسبه می باشد چون احتیاج به قبول دارد و این خود نوعی از اکتساب است در نتیجه، باید خمس مال موصیبه را بدهد.غایة الامر، مال موصیبه - بر تقدیری - از قبیل ارث است و از فوائد غیر اختیاری میباشد. و بر تقدیری از قبیل هبه و فوائد اختیاریه است. این ملاحظه از جهت اختلافی است که در وصیت تملکیه وجود دارد. معروف و مشهور میگویند: قبول در وصیتِ تملیکه جزء است و از عقود است؛ امّا بعضی میگویند: شرط است و از ایقاعات است و بعضی نیز میگویند: نیاز به قبول نیست و رد وصیّت مانع است این اختلاف - در باب وصیت - موجب اختلاف در مال موصیبه شده است، مثلاً اگر گفته شود از عقود است و نیاز به قبول دارد، در این صورت از فوائد اکتسابیه است.
- اگر گفتیم احتیاج به قبول دارد؛ امّا قبول اکتساب نمیباشد در این صورت از فوائد اختیاریه میباشد.
- اگر گفتیم وصیت نیاز به قبول ندارد و رد مانع است، در این صورت از قبیل ارث و فوائد غیر اختیاریه خواهد شد. ولی علی أی حال مال موصیبه در جمیع صُور، به نظر ما خمس دارد؛ چون فوائد اکتسابیه و اختیاریه و غیر اختیاریه همه خمس دارند.
مورد چهارم: صدقه مندوبه: فرض کنید به زید صد هزار تومان صدقه داده شده است و در آخر سال اضافه آمده است، آیا مال صدقه خمس دارد یا خیر؟در این مسأله دو نظریه وجود دارد:
مرحوم امام خمینی می گوید این مال خمس ندارد، برای اینکه: متعلّق خمس ارباح مکاسب و فوائد مکتسبه است و با قبول، اکتساب صادق نمیباشد. در نتیجه، صدقه مندوبه خمس ندارد.
مشهور می گویند خمس دارد چون: اولا، موضوع خمس، مطلق فوائد است و ثانیا بر فرض که موضوع فوائد مکتسبه باشد، قبول کردن نوعی اکتساب است لذا بر آن صدق فائده مکتسبه می کند و لذا صدقات مندوبه هم خمس دارد.
فرق هبه و صدقه: هدیه و هبه و عطیه و صدقه و جایزه - به یک معنا - همه آنها اسمشان هبه است؛ چون «تملیک العین بلا عوض» است. وجه افتراق بین هبه و صدقه این است که: صدقه نیاز به قصد قربت دارد؛ امّا هبه خیر.
مورد پنجم: مال موقوفه: مال موقوفه دو گونه است: وقف خاص و وقف عام. فرض کنید زید خانهای را برای فرزندان خود وقف کرده است، زمینی را برای ذریه خود وقف کرده است. عواید این زمین و خانه به عمرو - که نوه زید است - رسیده است، از این عواید موقوفه 50 تومان از مخارج سالیانه او اضافه آمده است، این 50 تومان منافع وقف خاص است، خمس دارد یا خیر؟
یا فرض کنید زمین، کارخانهای وقف شده است که منافع آن به سادات یا فقرا یا علماء داده شود، از منافع این کارخانه 100 تومان به زید عالم داده شده که 50 تومان آن، از مخارج سالیانه او زیاد آمده، خمس آن واجب است یا خیر؟در مال موقوفه، دو نظریه وجود دارد:
- مرحوم امام خمینی و جماعتی از محققین میگویند: منافع موقوفه برای موقوف علیهم خمس ندارد. دلیل بر این نظریه این است که: متعلّق خمس ارباح مکاسب و فوائد مکتسبه است. از طرف دیگر بر مجرد قبول، صدق اکتساب نمیکند. بر این اساس، چه وقف خاص و چه وقف عام، هر دو خمس ندارد چون مال موقوفه، از منافع اکتسابیه نمیباشد.
- مشهور می گویند در مال موقوفه خمس ثابت است چون مال موقوفه - بر تقدیری - از فوائد اکتسابیه(مثل هبه) است و بر تقدیری دیگر از منافع غیر اختیاری(مثل ارث) است، و در هر دو صورت خمس دارد. اینکه گفتیم بر تقدیری مثل ارث است و بر تقدیری مثل هبه است، برای این است که موقوفات خاصه، ملک قهری است و مثل ارث است و قبول نیاز ندارد ولی در موقوفات عامه، اگرچه طبیعیِ عالم و فقیر موقوف علیه است؛ لذا تا زمانی که شخص قبول و قبض نکند، ملکش نمی شود تا خمس بر او واجب باشد چون "لا خمس الا فی ملک" پس مالکیت شخص احتیاج به قبول و قبض دارد و نظیر هبه می شود.
نتیجه این میشود که: منافع وقف، اگر موقوفات خاصه باشد از قبیل ارث است و نیازی به قبول نیست و اگر از موقوفات عامه باشد از قبیل هبه است و قبول در آن لازم است. مرحوم آیت الله خویی در این باره می گوید: و أمّا حاصل الوقف العام: فبما أنّ الموقوف عليه حينئذٍ هو الكلّي كعنوان العلماء دون الأشخاص، و لا خمس إلّا على ما يملكه المكلّف بشخصه، فتعلّق الخمس منوط بقبض الموقوف عليه ليدخل في ملكه، فمتى قبضه و ملكه استقرّ عليه الخمس إذا زاد على المئونة، إذ يكون حاله حينئذٍ حال الهبة في أنّه تكسّب بقبوله و قبضه و مع قطع النظر عنه فهو داخل في عنوان الفائدة.[1]
مورد ششم: مال منذور: زید گفته است: اگر بچهام خوب شود، 100 تومان به عمرو عالم یا فقیر خواهم داد،بچه اش خوب شده است و 100 تومان به عمرو داده است، 50 تومان از این پول در سال خمسی اضافه آمده است، خمس دارد یا خیر؟
در این فرض نیز دو نظریه است:
نظریه اول: مرحوم امام خمینی و جماعتی میگویند: خمس ندارد؛ زیرا متعلّق خمس خصوص فوائد مکتسبه است. و از طرفی قبول نذر، موجب صدق عنوان فائده مکتسبه نخواهد شد.
نظریه دوم:: مال منذور خمسش واجب است، دلیل بر این نظریه این است که: متعلّق خمس هم فوائد اکتسابیه است و هم مطلق الفوائد است. مال منذور - بر تقدیری - از فوائد اکتسابیه است و بر تقدیری از فوائد غیر اختیاری است. اگر از قبیل نذر نتیجه باشد و ناذر بگوید صدتومان من ملک عمرو عالم شود(بنابر قبول صحت نذر نتیجه) از قبیل فوائد غیر اختیاری است؛ چون نذرِ نتیجه بوده است و تملکِ حاصل از آن غیر اختیاری است و اگر ناذر تملیک به عمرو را نذر کرده باشد(شرط فعل) مثل هبه خواهد بود چون نذر فعل بوده است و منذور له باید قبول کند.
مرحوم آقای حکیم در این باره می فرماید: الملك في الوقف، تارة: يكون بمجرد جعل الوقف، كما لو وقفه على أن يكون نماؤه لأولاده، فيكون فائدة بلا قبول كالميراث.و أخرى يكون محتاجاً إلى القبول، كما لو وقفه على أن يعطى نماؤه لأولاده فيكون بالقبول ملكاً، و حينئذ يكون بحكم الهبة. و كذا الحال في النذر، فقد يكون من قبيل نذر النتيجة فيكون كالميراث، و قد يكون من قبيل نذر الفعل فيكون كالهبة. لكن تقدم الإشكال في صحة نذر النتيجة.[2]