« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سید محسن مرتضوی

1404/10/22

بسم الله الرحمن الرحیم

خمس میراث/ارباح المكاسب /كتاب الخمس

 

 

موضوع: كتاب الخمس/ارباح المكاسب /خمس میراث

 

برای نظریه دوم(ارث خمس ندارد مطلقا) به هفت دلیل استدلال شد که به دلیل هفتم اشکالات وارد کردند که رسیدیم به اشکال چهارم:

اشکال چهارم: این روایت اضطراب در متن دارد چون روایت طولانی و حاوی سوالهای متعددی است که برخی از آنها به یکدیگر ربطی ندارد و برخی از فقرات آن مورد اعراض قطعی اصحاب بوده است و به‌خاطر این اضطراب نمی‌توان به آن استدلال نمود.

صاحب حدائق می‌فرماید: قلت: على ظاهر هذا الحديث عدة إشكالات ارتاب منها فيه بعض الواقفين عليه.[1]

مفاد این عبارت این است که: این روایت اضطراب در متن دارد و نمی‌توان به آن برای وجوب خمس در ارث غیر محتسب تمسک کرد.

جواب از این اشکال: این روایت به حدی اضطراب در متن ندارد که باعث شود بگوییم نمی‌توان به آن برای وجوب خمس در ارث غیر محتسب تمسک کرد بلکه دلالت روایت در فقره وجوب خمس در فوائد واضح و روشن است.

اشکال پنجم: این روایت به سیره مسلمین تخصیص خورده است؛ زیرا این روایت می‌گوید در خمس غیر محتسب(و بعضی از چیزهای دیگر) خمس واجب است. از آن طرف، سیره مسلمین بر این بوده است که حتی در ارث غیر محتسب هم خمس نمی‌دادند. این سیره، دلیل لبی می‌شود و باعث تخصیص روایت می‌گردد. پس باید گفت در ارث غیر محتسب هم خمس نمی‌باشد.

جواب از این اشکال: این روایت مخالف با سیره عملیه نبوده است؛ زیرا در سیره عملیه، عام البلوی بودن مورد، اخذ شده است؛ مثلاً می‌توان گفت: نمی‌شود خمس واجب باشد و مسلمانی اطلاع نداشته باشد؛ امّا در بحث ما، خمس ارث «غیر محتسب» نسبت به «محتسب»، یک درصد است و به مرور زمان به فراموشی سپرده شده است و محل ابتلا نبوده تا بگوییم نسبت به آن سیره مستقره احراز شده باشد.

پس سیره نمی‌تواند نسبت به حکمی که عام البلوی نیست، کارساز باشد. مرحوم آیت الله خویی در این باره می گوید: و ما ذكر آنفاً من أنّه لو كان ثابتاً لنقل بالتواتر، لا يجري في هذا القسم من الإرث، لندرته و شذوذه و خروجه عن محلّ ابتلاء العموم، فعدم التعرّض له في كلمات المتقدّمين من الفقهاء لا يدلّ على عدم التزامهم بالوجوب بوجه، فلا موجب لطرح الرواية إلّا أن يدّعى الإجماع على خلافها، و لم يثبت قطعاً.[2]

نظریه برگزیده: تفصیل بین ارث محتسب و غیر محتسب؛ لکن به نظر ما خمس در ارث غیر محتسب واجب می‌باشد؛ زیرا همان طور که بیان شد هیچکدام از این اشکالات پنج‌گانه وارد نیست و صحیحه علی بن مهزیار به منطوق خود ظهور در وجوب خمس در ارث غیر محتسب دارد و به مفهوم تحدید خود نفی وجوب ارث از ارث محتسب می کند علاوه بر آن که نسبت به ارث محتسب می توان به اجماع فقها و سیره مستمره بین مسلمین بر عدم وجوب خمس نیز استدلال نمود. مرحوم آیت الله حاج آقا تقی قمی در این باره می گوید: أقول: امّا عدم الخمس في الميراث المحتسب فهو المشهور، فان الميراث، و ان كان من الفوائد و من حيث اطلاق دليل الوجوب يجب فيه و لكنّ المشهور عدم الوجوب و لو كان واجبا لذاع و شاع و الحال انّ السيرة الجارية من المتشرعة على عدمه فلا اشكال في عدم وجوبه شرعا و أمّا وجوبه فيما لا يحتسب فيدل عليه حديث ابن مهزيار بل يمكن أن يقال: ان قوله(روحي فداه) في الحديث: «و الميراث الذي لا يحتسب»، يدل على الوجوب في قسم و عدمه في قسم آخر بمفهوم التحديد.[3] تقریبا اکثر مراجع معظم تقلید نیز همین تفصیل را در خمس میراث پذیرفته اند.

مرحوم آیت الله خویی در متن منهاج الصالحین میگوید: (السابع): ما يفضل عن مؤنة سنته له و لعياله‌ من فوائد الصناعات و الزراعات، و التجارات، و الإجارات و حيازة المباحات، بل الأحوط الأقوى تعلقه بكل فائدة مملوكة له كالهبة و الهدية، و الجائزة، و المال الموصى به، و نماء الوقف الخاص أو العام و الميراث الذي لا يحتسب.[4]

و حضرات آیات وحید خراسانی، تبریزی، سیدصادق روحانی، فیاض نیز همین عبارت را در منهاج الصالحین آورده اند. حضرت آیت الله سیستانی نیز در منهاج الصالحین خود احتیاط واجب در وجوب خمس در میراث غیر محتسب می دهد. الاحوط لزوما اخراج خمس المیراث الذی لایحتسب من غیر الاب و الابن.[5]

 

مراد از ارث غیر محتسب چیست؟

صاحب عروه در این باره می‌گوید: نعم لا خمس في الميراث إلّا في الّذي ملكه من حيث لا يحتسب فلا يترك الاحتياط فيه كما إذا كان له رحم بعيد في بلد آخر لم يكن عالماً به فمات و كان هو الوارث له.[6]

ایشان در این عبارت سه قید برای ارث غیر محتسب بیان کرده است:

1. رحم بعید(مثل دختر دختر عمو) باشد.

2. در منطقه‌ای دور(مثلاً در هندوستان) باشد.

3. اطلاعی از آن فرد نداشته باشد. دلیل این حرف، صحیحه علی بن مهزیار است که در آن، این‌گونه آمده است: «...وَ الْمِيرَاثُ الَّذِي لَا يُحْتَسَبُ مِنْ غَيْرِ أَبٍ وَ لَا ابْنٍ...».[7]

آیت الله فیاض نیز در توضیح میراث غیر محتسب می فرماید: و الميراث الذي لا يحتسب، أي: لا يكون ذلك بالحسبان و التصور، و هذا لا يتوقف على أن يكون الوارث جاهلا بوجود المورث له في بلد آخر، بل يشمل ما إذا علم بوجوده في بلده إلا أنه ليس في تصوره و حسبانه يوما من الأيام عادة أنه يموت و يموت معه جميع من في طبقة متقدمة عليه و هو يظل حيا و يصل ميراثه إليه، و لكن إذا اتفق ذلك بسبب حادثة أرضية أو سماوية و وصل ميراثه إليه كان مما لا يحتسب ففيه الخمس.[8]

ولی به نظر طبق عنوان مذکور در روایت قید و شرط خاصی در میراث غیر محتسب غیر از همان صدق عنوان غیر منتظره بودن و انتظار آن را نداشتن لازم نمی باشد بلکه حتی تعبیر "من غیر اب و لا ابن" نیز به عنوان مثال بوده و مصداق بارز بوده و لذا امروزه می توان حتی مصداق ارث غیر محتسب از طریق اب و ابن نیز تصویر کرد مانند فرزندی که از طریق تلقیح مصنوعی و اسپرم شخص اجنبی متولد شود و بعدها پدر و نسب حقیقی او مشخص گردد و از طریق پدر حقیقی به او ارثی برسد، می تواند مصداق ارث غیر محتسب قرار بگیرد.


logo