1404/11/13
بسم الله الرحمن الرحیم
ادامه تنبیه سوم /أصالة الاستصحاب /الأصول العملية

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /ادامه تنبیه سوم
مقام دوم در جریان استصحاب در امور تدریجیه
مرحوم آخوند فرموده در امور تدریجیه مثل تکلّم و حرکت و سیلان هم به همین تقریب(وحدت عرفی) استصحاب جاری می شود چون سخنرانی یا مشی مثلا از زمانیات است و وقتی میخواهیم بقاء سخنرانی را استصحاب کنیم.
اشکال: اینکه سخن قبل که یقین به تحقق آن داشتیم وجود گرفت و منعدم شد و نسبت به سخن جدید شک در حدوث آن داریم، چگونه استصحاب جاری می شود. ایشان می فرماید به دید و ملاک عرفی سخنرانی و یا حرکت یک امر واحد عرفی است که یقین به حدوث آن داشته و الان شک در بقاء آن داریم لذا استصحاب جاری خواهد شد. و كذا كلما إذا كان الشك في الأمر التدريجي من جهة الشك في انتهاء حركته و وصوله إلى المنتهى أو أنه بعد في البين و أما إذا كان من جهة الشك في كميته و مقداره كما في نبع الماء و جريانه و خروج الدم و سيلانه فيما كان سبب الشك في الجريان و السيلان الشك في أنه بقي في المنبع و الرحم فعلا شيء من الماء و الدم غير ما سال و جرى منهما فربما يشكل في استصحابهما حينئذ فإن الشك ليس في بقاء جريان شخص ما كان جاريا بل في حدوث جريان جزء آخر شك في جريانه من جهة الشك في حدوثه و لكنه يتخيل بأنه لا يختل به ما هو الملاك في الاستصحاب بحسب تعريفه و دليله حسب ما عرفت.[1]
تحقیق در مسأله این است که شک در بقاء این امور گاهی از جهت شک در مقتضی است و گاهی از جهت مانع و رافع است و از جهت دیگر امور تدریجی بر دو نوع اند:
- گاهی امر تدریجی در اختیار انسان است. مثل مشی و تکلم و امثالآن
- گاهی امور تدریجی در اختیار انسان نیست. مثل جریان آب از چشمه و قنات یا مثل رؤیت دم توسط زن.
برای امور تدریجی اختیاری، سه قسم می توان فرض کرد:
قسم اول: در امر تدریجی اختیاری شک داریم و شک در رافع است، نه در مقتضی. مثلا: زید قصد داشت از نجف به کربلا برود به قصد زیارت. امر تدریجی اختیاری، حرکت را شروع کرد. شنیدیم این مسیر را بستهاند. شک داریم آیا این سیر توسط زید ادامه دارد یا رافع جلویش را گرفت؟ اینجا استصحاب جاری با همان نگاه عرفی جاری می شود هر چند هر جزئی از اجزاء سیر و حرکت وجود گرفت و منعدم شد و جزء بعدی آن مشکوک الحدوث می باشد، لکن به نگاه عرفی حکرت یک وجود واحد عرفی می باشد که شک در بقاء آن داریم.
قسم دوم: امر تدریجی اختیاری شروع شد شک در بقاء داریم به خاطر شک در مقتضی. زید مریض بود و ضعف بدنی داشت، سیر و حرکت خود را شروع کرد، شک داریم آیا توان بدنی به حدی بود که این سیر را ادامه بدهد یا نه اقتضای ادامه راه را نداشت؟ اینجا هم همه کسانی که قائل جریان استصحاب در شک در مقتضی هستند اتصحاب را به همان دید و ملاک وحدت عرفی جاری می دانند و لی کسانی که همانند شیخ انصاری استصحاب را در شک در مقتضی جاری نمی دانند، استصحاب در این صورت جاری نخواهد شد.
قسم سوم: شک در امر تدریجی اختیاری با منشاء تغییر داعی و انگیزه در نفس فاعل. مثلا یقین داریم زید از قم به تهران حرکت کرد به داعی خرید ماشین. در بین راه فهمیدیم داعی اول منقضی شد و حالا شک داریم آیا داعی دومی وجود گرفت که به خاطر آن داعی سیر را ادامه بدهد مثل صله رحم کردن یا خیر؟ آیا در امر تدریجی اختیاری با تغییر داعی و احتمال داعی جدید استصحاب جاری است یا جاری نیست؟ میتوان گفت سیر و حرکت شروع شده بود و الان شک دارم که این سیر باقی است یا نه استصحاب بقاء سیر و حرکت جاری می شود.
مرحوم نائینی در اجود التقریرات میفرمایند: در این قسم سوم استصحاب جاری نیست چون در امور تدریجی آن ملاک و سببی که باعث شد عرف این امر تدریجی را یک واحد عرفی حساب کند، داعی آن است. داعی است که سبب میشود سفر 120 کیلیومتری بشود یک سفر و حرکت عرفی. گاهی همین داعی است که سبب میشود سفر هزار کیلومتری بشود واحد عرفی همانند سفر حج، پس سبب وحدت امر تدریجی داعی است، داعی که تغییر کند امر تدریجی تغییر میکند لذا عرف سیر برای خرید ماشین را یک سیر حساب میکند و سیر برای صله رحم را وجود دیگری میداند. داعی مختلف شده یقین داریم سیر برای خرید ماشین وجود گرفت و منعدم شد نسبت به سیر برای صله رحم شک در حدوث داریم و لذا استصحاب جاری نخواهد شد. و أمّا الوجه الثالث: و هو ما إذا کان الشکّ فی بقاء الزمانی لأجل احتمال قیام مبدأ آخر یقتضی وجوده مقام المبدأ الأوّل الّذی علم بارتفاعه، فالأقوى: عدم جریان الاستصحاب فیه، لأنّه یرجع إلى الثانی من القسم الثالث من أقسام استصحاب الکلّی، فانّ وحده الکلام عرفا إنّما یکون بوحده الداعی، فیتعدّد الکلام بتعدّد الداعی، فیشکّ فی حدوث فرد آخر للکلام مقارن لارتفاع الأوّل عند احتمال قیام داع آخر فی النّفس بعد القطع بارتفاع ما کان منقدحا فی النّفس أوّلا، فلا یجری فیه الاستصحاب، و کذا الحال فی الماء و الدم و نحو ذلک من الأمور التدریجیّه فتأمّل.[2]