1404/09/26
بسم الله الرحمن الرحیم
مَثل های پند آموز/فراز ششم /خطبه هشتاد و سوم

موضوع: خطبه هشتاد و سوم/فراز ششم /مَثل های پند آموز
متن خطبه:
فضل التذكير: فَيَا لَهَا أَمْثَالًا صَائِبَةً وَ مَوَاعِظَ شَافِيَةً لَوْ صَادَفَتْ قُلُوباً زَاكِيَةً وَ أَسْمَاعاً وَاعِيَةً وَ آرَاءً عَازِمَةً وَ أَلْبَاباً حَازِمَةً؛ فَاتَّقُوا اللَّهَ تَقِيَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ وَ وَجِلَ فَعَمِلَ وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ وَ أَيْقَنَ فَأَحْسَنَ وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ وَ أَجَابَ فَأَنَابَ وَ رَاجَعَ فَتَابَ وَ اقْتَدَى فَاحْتَذَى وَ أُرِيَ فَرَأَى؛ فَأَسْرَعَ طَالِباً وَ نَجَا هَارِباً فَأَفَادَ ذَخِيرَةً وَ أَطَابَ سَرِيرَةً وَ عَمَّرَ مَعَاداً وَ اسْتَظْهَرَ زَاداً لِيَوْمِ رَحِيلِهِ وَ وَجْهِ سَبِيلِهِ وَ حَالِ حَاجَتِهِ وَ مَوْطِنِ فَاقَتِهِ وَ قَدَّمَ أَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ؛ فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ جِهَةَ مَا خَلَقَكُمْ لَهُ وَ احْذَرُوا مِنْهُ كُنْهَ مَا حَذَّرَكُمْ مِنْ نَفْسِهِ وَ اسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَكُمْ بِالتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِيعَادِهِ وَ الْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ.
ترجمهی خطبه:
6. مثلهاى پند آموز(سمبل هاى تقوى)
چه مثالهاى بجا، و پندهاى رسايى وجود دارد اگر در دلهاى پاك بنشيند، و در گوشهاى شنوا جاى گيرد، و با انديشههاى مصمّم و عقلهاى با تدبير بر خورد كند.
پس، از خدا چونان كسى پروا كنيد كه سخن حق را شنيد و فروتنى كرد، گناه كرد و اعتراف كرد، ترسيد و به اعمال نيكو پرداخت، پرهيز كرد و پيش تاخت، يقين پيدا كرد و نيكوكار شد، پند داده شد و آن را به گوش جان خريد، او را ترساندند و نافرمانى نكرد، به او اخطار شد و به خدا روى آورد، پاسخ مثبت داد و نيايش و زارى كرد، بازگشت و توبه كرد.
در پى راهنمايان الهى رفت و پيروى كرد، راه نشانش دادند و شناخت، شتابان به سوى حق حركت كرده و از نافرمانىها گريخت، سود طاعت را ذخيره كرد، و باطن را پاكيزه نگاه داشت، آخرت را آبادان و زاد و توشه براى روز حركت، هنگام حاجت و جايگاه نيازمندى، آماده ساخت، و آن را براى اقامتگاه خويش، پيشاپيش فرستاد.
اى بندگان خدا براى هماهنگى با اهداف آفرينش خود، از خدا پروا كنيد، و آن چنان كه شما را پرهيز داد از مخالفت و نافرمانى خدا بترسيد، تا استحقاق وعدههاى خدا را پيدا كنيد، و از بيم روز قيامت بر كنار باشيد.
شرح خطبه:
در محضر کلمات نورانی امیرالمؤمنین علیه السلام در نهجالبلاغه بودیم در خطبهی هشتاد و سه که معروف بود به خطبه غرّاء که فرازهای متعدّدی این خطبه داشت، فراز ششم از این خطبهی نورانی رسیدیم؛ که در این خطبه امیرالمؤمنین شروع کردند به موعظه دادن نسبت به زندگی دنیا، نسبت به زندگی پس از مرگ، قبر و قیامت و روز محشر؛ در این فراز امیرالمؤمنین اشاره میکنند به تأثیر موعظه بر انسان که اگر موعظه دهنده انسان را وعظ کند و ظرف وجودی انسان هم قابلیّت برای پذیرش داشته باشد این موعظه اثر میکند و اگر اثر کند در انسان حالت تقوا ایجاد میشود و اگر در انسان تقوا ایجاد شود این تقوا آثار و برکات فراوانی برای انسان دارد؛ در حقیقت بعضی گفتند این فراز از این خطبه جلوههای تقوا را دارد امیرالمؤمنین بیان میکند که تقوا چه آثاری در انسان میتواند داشته باشد؛ ابتدا امیرالمؤمنین میفرمایند که: فَيَا لَهَا أَمْثَالًا صَائِبَةً چه مثلهای صحیح و درست و مطابق واقعی بیان شده یا خود امیرالمؤمنین در همین خطبه میفرمایند من چه مثلهایی بیان کردم یا کلّاً اگر کسی در مسیر حق و هدایت باشد چه بسیار مثلهای صحیح و درستی قرآن و روایات برای ما بیان کردند وَ مَوَاعِظَ شَافِيَةً چه موعظههای شفادهندهای، یعنی موعظههایی در قرآن و روایات کلمات اهلبیت بیان شده که هر بیماری را این موعظهها هر بیماری روحی و قلبی و معنوی را این موعظهها شفا میدهد، منتها موعظه را در چه کسی تأثیر میگذارد؟ باید قابلیّت محل هم باشد؛ قابلیّت محل چیست لَوْ صَادَفَتْ موعظه مصادف شود، موعظهای که از جانب حق از جانب اولیای الهی بیان میشود باید مصادف شود با قُلُوباً زَاكِيَةً با قلبهایی که پاک باشد؛ قلب پاک است که میتواند موعظه را بشنود و به آن عمل کند وَ أَسْمَاعاً وَاعِيَةً گوشهای شنوا، قلب پاک گوش شنوا وَ آرَاءً عَازِمَةً و قصدها و قلبهایی که در آن اراده و تصمیمی باشد که قاطع باشد یعنی کسی باشد که بتواند اراده کند و انجام دهد وَ أَلْبَاباً حَازِمَةً و عقلهای دوراندیش، کسی که اهل فکر و تفکّر باشد؛ پس موعظه در چه کسی اثر میگذارد؟ کسی که قلبش پاک باشد گوشش شنوا باشد ارادهی قوی داشته باشد و اهل فکر و تفکّر و اندیشه باشد؛ لذا موعظه دهنده ممکن است ولیّ خدا باشد، وجود نازنین حضرت أباعبداللّه علیه السلام باشد ولی چون مخاطب کسی است که پذیرش ندارد قابلیّت ندارد هیچ اثری نمیگذارد لذا روز عاشورا آقا أبیعبداللّه فرمودند: وَيْلَكُمْ أَ لاَ تُنْصِتُونَ أَ لاَ تَسْمَعُونَ چرا ساکت نمینشینید نصیحت و موعظهی منِ أبیعبداللّه را گوش بدهید هلهله میکردند نمیگذاشتند صدای أبیعبداللّه به بقیّه برسد؛ بعد خود آقا أبیعبداللّه فرمودند: فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ اَلْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَی قُلُوبِكُمْ[1] قلبهای شما قفل شده، قلبی که سرش گره زده باشند قفل شده باشد مهر زده باشند و شکمی که در آن لقمهی حرام باشد قابلیّت پذیرش موعظه را نخواهد داشت؛ لذا امیرالمؤمنین میفرمایند موعظه اگر مصادف شود با قلب زکی و گوش شنوا و ارادهی قوی و عقل و فکر و اندیشه میتواند اثر بگذارد؛ بعد امیرالمؤمنین توصیهی به تقوا میکنند فَاتَّقُوا اللَّهَ تَقِيَّةَ تقوای الهی پیشه کنید چه تقوایی آن تقوایی که اگر واقعاً انسان خدا ترس باشد، خدا را ناظر اعمال خودش بداند، چه میشود؟ برکات و جلوههای تقوا را امیرالمؤمنین خیلی زیبا در این جملات دو کلمهای بیان میکنند تقریباً فکر کنم ده جملهی دو کلمهای امیرالمؤمنین بیان میکنند که اینها آثار تقواست؛ اگر در انسان تقوا باشد مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ آدم موعظه را بشنود در مقابل موعظه خشوع و تواضع به خرج میدهد؛ ما چهکار میکنیم ما موعظه را میشنویم ولی گارد میگیریم در مقابل موعظه دهنده؛ خیال میکنیم که به یک جایمان برمیخورد اگر کسی ما را موعظه کند، سریع در مقابلش جبهه میگیریم که نه، ما این طوری نیستیم و اینطوری عمل نمیکنیم امیرالمؤمنین میفرمایند اگر کسی تقوا داشته باشد وقتی بشنود موعظه را در مقابل موعظه خشوع میکند وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ اگر بفهمد خطا کرده اشتباه کرده فَاعْتَرَفَ اعتراف میکند میگوید من اشتباه کردم اینجا، این کاری که انجام دادم اشتباه بود، این برخوردی که انجام دادم این حرفی که گفتم این رفتاری که کردم خودم اعتراف میکنم که اشتباه بود ولی ما اگر بفهمیم اشتباه هم کردیم اعتراف نمیکنیم متأسّفانه وَ وَجِلَ فَعَمِلَ آدم اگر بفهمد اشتباه کرده ترس و خشیّت انسان را فرا میگیرد فَعَمِلَ چون دنبال عمل کردن میرود که یک جور اشتباهش را جبران کند وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ و میخواهد خودش را بر حذر بداند از عواقب عملش فَبَادَرَ مبادرت میکند به یک عمل صالحی که آن عمل صالح گذشته را جبران کند وَ أَيْقَنَ فَأَحْسَنَ بعد انسان یقین پیدا میکند باور پیدا میکند به وعدههای الهی پس کار نیکو انجام میدهد وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ انسان خیلی چیزها در زندگی دارد برای عبرت گرفتن و ما به خیلی از چیزها عبرت داده شدهایم انسان با تقوا کسی است که وقتی عبرت داده میشود فَاعْتَبَرَ عبرت بگیرد؛ انسانی عبرت داده شود عبرت بگیرد وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ انسان با تقوا کسی است که اگر تحذیر داده شود فَحَذِرَ بترسد از چیزی که نسبت به او انذار داده شده است انذار را بپذیرد وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ اگر نسبت به چیزی منع شده است فَازْدَجَرَ این منع را بپذیرد این نهی الهی را قبول کند وَ أَجَابَ فَأَنَابَ اگر آن را دعوت کردند به سوی خداوند دعوتش کردند به حق فَأَنَابَ آن هم برود به طرف حق، برگردد به طرف حق وَ رَاجَعَ فَتَابَ اگر برگشت به طرف حق و به طرف خداوند توبه کند وَ اقْتَدَى فَاحْتَذَى اگر هم اقتداء کرد به پیشوایان حق فَاحْتَذَى این اقتداء و پیروی و شیعه بودن را، شیعه به معنای همین پیرو است دیگر، این پیروی را بپذیرد وَ أُرِيَ فَرَأَى انسان با تقوا کسی است که اگر به او چیزی نشان بدهند میبیند یعنی چشمش چشم بینایی هست؛ ما خیلی از حقایق عالم به ما نشان میدهند ولی چشممان بینایی ندارد که حقایق را درک کنیم ببینیم؛ انسان با تقوا کسی است که اگر أُرِيَ به آن نشان داده شود امری فَرَأَى میبیند چون چشم و گوشش باز است؛ در نتیجه این انسان با تقوا چه میشود فَأَسْرَعَ طَالِباً به سرعت راه را طی میکند به سوی خداوند متعال وَ نَجَا هَارِباً نجات پیدا میکند از مهالک و از مضرّاتی که در این دنیا دارد نجات پیدا میکند فَأَفَادَ ذَخِيرَةً چه خوب ذخیرهای برای آخرتش جمع کرده وَ أَطَابَ سَرِيرَةً چه خوب باطنش را توانست در این دنیا پاک کند انسان با تقوا وَ عَمَّرَ مَعَاداً چه خوب آخرتش را آباد کرد انسان با تقوا؛ ما دنیایمان را آباد میکنیم ولی انسان با تقوا عَمَّرَ مَعَاداً آباد میکند آخرتش را وَ اسْتَظْهَرَ زَاداً لِيَوْمِ رَحِيلِهِ انسان با تقوا انسانی است که زاد و توشه را کجا ذخیره میکند؟ برای روزی که میخواهد از این دنیا برود؛ زاد و توشهاش را برای شب اوّل قبر ذخیره میکند وَ وَجْهِ سَبِيلِهِ برای سرمنزل مقصود، برای روز قیامت ذخیره میکند وَ حَالِ حَاجَتِهِ برای موقعی که به آن احتیاج دارد ذخیره میکند، زاد و توشهاش را ذخیره میکند برای روزی که به آن احتیاج دارد وَ مَوْطِنِ فَاقَتِهِ روز بیچارگی؛ برای روز بیچارگی و درماندگی خودش زاد و توشش را فراهم میکند؛ انسان با تقوا انسانی است که قَدَّمَ أَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ جلوتر میفرستد، زاد و توشه را بار را میفرستد جلوتر برای آن مقام ابدی که میخواهد آنجا همیشه باشد نه برای دنیای زودگذر؛ بعد باز امیرالمؤمنین میفرمایند تقوا و تقوا؛ تقوا این آثار را دارد؛ خدا ترسی را در انسان ایجاد میکند فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ تقوای الهی پیشه کنید بندگان خدا جِهَةَ مَا خَلَقَكُمْ لَهُ تقوایی که به همان جهت همهی بندهها خلق شدند؛ یعنی تقوا پیشه کنید عبودیّت و بندگی خدا و قرب به خدا که این فلسفهی خلقت انسانها بوده؛ بندگی کردن و قرب و رسیدن به خداوند متعال این فلسفهی خلقت بوده جِهَةَ مَا خَلَقَكُمْ لَهُ همان جهتی که همهی انسانها برای او خلق شدند وَ احْذَرُوا مِنْهُ و بترسید از عذاب الهی كُنْهَ مَا حَذَّرَكُمْ مِنْ نَفْسِهِ آن چنان ترسی که انسان از خودش میترسد؛ چطور ما برای خودمان از جان خودمان میترسیم میگوید از عذاب الهی بترسید همان طوری که ترس از جان خودتان دارید این چنین ترسی نسبت به عذاب الهی داشته باشید که اگر انسان با تقوا این حالت ترس این حالت خداترسی این حالت پرهیز در او ایجاد شود وَ اسْتَحِقُّوا مِنْهُ مستحق آن وعدههای صادق الهی خواهد شد؛ انسان با تقوا انسانی است که خدا وعده داده و وعدهی صدق داده؛ وعدههایی که خدا برای انسان با تقوا داده که در قرآن زیاد آمده ﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ﴾[2]
یا در آیهی دیگر ﴿لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ﴾[3] اگر کسی تقوا داشته باشد امیرالمؤمنین میفرمایند: وَ اسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَكُمْ بِالتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِيعَادِهِ آن چیزی که خدا وعده داده و وعدهی صادق داده به او خواهد رسید وَ الْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ دیگر ترس هم از ترس روز قیامت نخواهد داشت انسانی که در این دنیا تقوا پیشه کند. إن شاء اللّه امیدواریم که خداوند متعال توفیق تقوا، توفیق بندگی، توفیق خداترسی، توفیق مراقب خودمان بودن، مراقب نفسمان بودن، مراقب اعمالمان بودن را در این دنیا به همهی ما إن شاء اللّه عطاء کند.