82/10/23
بسم الله الرحمن الرحیم
علامت احتلام
موضوع: علامت احتلام
طائفه دوم که آیات 58 و 59 سوره نور است و طائفه سوم از طوائف خمسه از روایات متقدمه که روایات حلم و احتلام بود که عرض شد مفاد این آیات و این روایات، شیء واحد است.
در رابطه با آیات اشاره اجمالیه به مفاد آنها خوب است، حاصل آن اشاره این است که آیه 58 خطاب به اولیاء اطفال است که خداوند یک حکم اخلاقی را به اولیاء اطفال بیان کرده است و آن حکم اخلاقی این است که اولیاء اطفال وظیفه دارند که اطفال خود را از داخل شدن در اتاق استراحت خود بر سه وقت بدون اطلاع منع کنند، بچه را از دو سالگی را یاد بدهد و بگوید اگر شما قبل از اذان صبح خواستی وارد اتاق شوی، در بزن سر زده وارد نشو یکی از آداب اسلامی این است که اطفال این را یاد بگیرند.
وقت دوم بعد از نماز عشاء، یعنی وقتی که اولیاء اطفال برای خواب در مکانی میروند، به اطفال خود یاد بدهند که سر زده داخل نشوند و بدون اطلاع وارد نشوند، وقتی میخواهند وارد شوند صدایی دربیاورند که اولیاء بفهمند.
مورد سوم من بعد ظهیرة است، سر ظهر که میخواهند استراحت کنند، به بچه ها اعلام کنند که بدون اطلاع وارد اتاق نشوند و وقتی میخواهند وارد شوند، صدایی از خود در بیاورند یا در بزنند که اولیاء متوجه شوند کسی میخواهد وارد شود.
در غیر این سه صورت، شما خودتان را جمع کنید و نیاز به اجازه ندارند و شما تکلیف دارید مواظب باشید.
این کل مفاد آیه 58 که طفولیت و غیر بالغ، موضوع این حکم اخلاقی است، بفرمائید مستحب است برای اطفال و غیر بالغین در سه وقت اجازه ورود بگیرند.
مفاد آیه 59 از سوره نور این است که خداوند متعال بلوغ را موضوع برای اجازه در ورود مطلقا گرفته است، بچه بالغ قبل از اذان صبح باشد، بعد از نماز ظهر باشد، وقت خواب شب باشد، 4 بعد از ظهر یا 10 صبح باشد باید اجازه بگیرد.
پس غیر بالغ موضوع برای اجازه در سه وقت است، بالغ موضوع استجازه در تمام اوقات است. لذا بلوغ در این دو آیه، و عدم بلوغ، بلوغ موضوع یک حکم و عدم بلوغ موضوع حکم دیگر است.
این اشاره اجمالی که در این دو آیه بیان شد، در مفاد این دو آیه و کل روایات طائفه سوم، مورد اختلاف است، در اینکه حلم موضوع حکم است، اختلاف نیست، تمام اختلاف در این است که مقصود از حلم و احتلام و احلام چیست، چهار احتمال داده شده است:
احتمال اول این است که رسیدن اولاد به عقل کامل، نه عقل ابوعلی سینا، خوب و بد را کاملا تمییز بدهد، مقصود از حلم این مرتبه از عقل است که مقارن با بلوغ است یا خود بلوغ است.
دلیل بر این احتمال این است که حلم در لغت به معنای عقل آمده است، کما اینکه حلم در آیه 32 از سوره طور که میفرماید: «﴿أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُون﴾».[1] بنا بر اظهر الوجهین این به همان معنا است، خداوند میفرماید اینها که این حرفها را میزنند، عقل آنها به آنها یاد میدهد یا شیاطین؟ احلام در این آیه به معنای عقل است و لذا در تعریف بلوغ در کلام صاحب جواهر و مرحوم آقای خوانساری شاید داشت که و یقوی معه العقل، بچه در زمان بلوغ قوه تمییزش بر قوه طفولیت غلبه دارد و عقل به حدی میرسد که خوب و بد را میفهمد.
این یک احتمال که اگر بخواهید تطبیق بر مورد بحث کنید نتیجه این میشود که بچه ها هر وقت عقل پیدا کردند، اجازه بگیرند، عقل به این معنا موضوع اجازه است و بی عقلی به این معنا موضوع اجازه در سه وقت است.
از بعض کلمات استفاده میشود در زمان جاهلیت یک صدایی رسم بوده است و اینجوری نبوده که بچه وارد شوند بدون حرفی و بزرگان هم همینگونه بودهاند که صدایی در میآورند و بعد وارد میشدند. اسلام گر و بال داده است.
احتمال دوم این است که مقصود از این مفاهیم جماع در خواب است یا بفرمایید مقصود دیدن در خواب که جماع میکند، بنابراین وقتی بچه ها در خواب دیدند که جماع و نکاح میکنند، بدانند تکلیف دارند که بدون اجازه وارد اتاق نشوند.
احلام خصوص خواب نکاح در عالم خواب است، به این معنا دیگر نمیتواند مقسم اضغاث الاحلام قرار بگیرد. قاموس میگوید خصوص جماع در خواب، حلم و احتلام است[2] و هم از روایات این معنا استفاده میشود، حداقل استفاده میشود که این یک معنای شایع و متعارف اهل لغت بوده است احتلام یعنی خواب جماع، وقتی خوابیده خواب میبیند که جماع میکند.
روایات را ملاحظه کنید و یادداشت کنید، وسائل باب 7، 9[3] باب 9، ح 1[4] ، باب 7، ح 21[5] ، باب 10، ح 1[6] .
این احادیث را بیاورید و خودش بحثی است و اگر کسی اهل تحقیق باشد این روایات را ذکر کند. تقریب به روایات این گونه است که «روی ان المراة اذا احتلمت فعلیها الغسل اذا انزلت». اگر احتلام به معنای خروج منی است، اذا انزلت غلط است، نمیشود هر دو معنای خروج منی باشد، احتلمت را جامع بگیرد که هر گاه خواب جماع کردن دید، دو فرض دارد، برخی خوش شانس هستند و محتلم نشدهاند و برخی خوش شانس نیستند و محتلم شدهاند و باید پول حمامی بدهند، احتلمت را به معنای خواب جماع کردن بگیرد نه به معنای انزال و الا انزلت غلط در میآید، باید جامع دو فرض داشته باشد که امام در جواب این سوال میگوید اگر خروج منی شده غسل دارد والا غسل ندارد.
مدعا این بود که احلام و حلم و احتلام، عبارت است خواب نکاحی که انسان میبیند که دو فرض دارد وا مام میفرمایند اگر انزال بعدش صورت گرفته غسل دارد و الا خیر.
کل روایات را اینگونه تقریب کند.
یا در روایت دیگر سوال این است: «المراة تحتلم فی المنام فتریق الماء الاعظم»، تحتلم را مطلق خواب معنا کنید تا تریق معنا دهد اگر تحتلم به معنای انزال باشد، تریق معنا ندارد که آبی خارج شده، چیزی نیست که خارج شود. تحتلم را همانگونه که در لغت است معنا کنید، خانم خواب نکاح دیده است به دنبال این خواب انزال شده است، پس معلوم است دو فرض دارد، یکی اینکه خواب ببیند و انزال نشده و دیگری خواب ببیند و انزال شده است که امام میفرماید اگر خواب دیده و انزال شده، غسل دارد و الا غسل ندارد.
پس تمام آیات و روایات که در آن حلم و مشتقاتش است، یا مطلق خواب است یا خواب با انزال است که اگر مطلق خواب باشد، تقسیم اضغاث الاحلام هم درست میشود، اگر خصوص خواب جماع باشد آن تقسیم درست نمیشود.
احتمال دوم این است که مقصود از این دو آیه و طائفه سوم از روایات این است خواب دیدن انسان ها موضوع احکام است، اگر انسانی خواب میبیند وجوب اجازه دارد، رفع الحجر دارد، وجوب الصوم و الصلاة دارد، اینگونه اگر دنبال معنای لغوی برود، البته فقه با لغت درست نمیشود و لغت کمک فقیه است، و لذا در مواردی که به قرائن خارجیه ظهور از کار میافتد دیگر نمیتوان از لغت کمک آورد، فقیه به دنبال ظهورات باید برود از هر جا که پیدا شود، قول لغوی شما را غافل نمیکند چون معنای استعمالی را میگوید نه حقیقی و همچنین باید ببنید امام چه میگوید و ظواهر حجت است نه قول لغوی.
پس احتمال دوم این بود که مراد خواب دیدن جماع کردن است.
احتمال سوم که تمام فقهاء میگویند این است که مراد از این کلمه و مشتقات آن، خروج المنی است، اذا بلغوا الحلم یعنی وقتی که منی خارج شده است و این خروج منی علائم بر بلوغ است، در واقع موضوع حکم بلوغ است و اماره بر آن خروج منی است که سیدنا الاستاد میفرمایند یعرف البلوغ بالانزال[7]
کل بحث ما این هفته این بود که این احتمال چه دلیل دارد، اینکه میگوئید مراد از این کلمه و مشتقات، خروج المنی است، لغت میگوید؟ اجماع میگوید؟ عقل میگوید؟ همه بحث این بود که این مطلب مسلمی است، این مطلب مسلم دلیلش چیست، الی الان روایتی پیدا نکردیم که حلم، احتلام، یحتلم، احلام، به معنای خروج المنی باشد. هر کسی روایتی پیدا کرد ارائه دهد.
ما دنبال این هستیم که در روایتی این معنا آمده است یا خیر.
کل بحث این هفته در این جهت است که این مطلبی که عند الکل مسلم است که مقصود از آیه و این قسم از روایات انزال المنی است که این را به گردن لغت یا آیه یا روایت یا اجماع بگذاریم.
احتمال چهارم این است که مقصود از این کلمه و مشتقات آن، کمال طبیعی انسان است و حالت به وجود آمده برای انسان است، خصوصیت حاصله برای انسان است، آن خصوصیت مرز بین حد طفولیت و رجولیت است و برکاتی دارد که عقل به حد خود میرسد و قلم تکلیف برای او تثبیت میشود، انزال منی میشود و قدرت زیادی بر کارها پیدا میکند.
مرحوم آقای خوانساری و صاحب جواهر همین احتمال چهارم را میگویند.
ملاحظه بفرمائید: «بل قد يقوى كون العلامة الاستعداد لخروج المني بالقوة القريبة من الفعل، و ذلك بتحريك الطبيعة و الإحساس بالشهوة سواء انفصل المني معه عن الموضع المعتاد أو لم ينفصل، لكن بحيث لو أراد ذلك بالوطي أو الاستمناء تيسر له ذلك.و كونه شرطا في الغسل لا يقضى بكونه كذلك في البلوغ ضرورة دوران الأمر في الأول على الحديثة المتوقف صدقها و لو شرعا على الخروج، بخلاف الثاني».[8] در عبارت دیروز هم جواهر همین نظریه را میدهد.
مرحوم آقای خوانساری هم دو فرمایش دارد دیروز یک مقدار اشتباه نقل کردیم، ملاحظه کنید: «و الظاهر أنّ المدار الاستعداد لا الفعليّة فلو لم يحتلم بعد لكنّه بحيث لو أراد إخراج المنى بالنكاح أو بغيره تمكّن منه».[9] این را در آیه حلم بنویسید که دیروز اشتباه در آیه بلوغ گفتیم.
آنچه مربوط به فرمایش دیروز ایشان بود این عبارت است: «و يمكن استفادة من قوله تعالى «إِذٰا بَلَغُوا النِّكٰاحَ» الظاهر في البلوغ إلى حدّ أهليّة النكاح».[10] این را دیروز باید میخواندیم که مطالب را جابجا گفتیم.