« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدحسن مرتضوی

74/09/18

بسم الله الرحمن الرحیم

اخراج مؤونه

 

موضوع: اخراج مؤونه

 

در مسئله 18، چهار فرع بمناسبة ذکر می شود:

فرع اول این است در صورتی که مکلف در بین سال فوت کند، مخارج بقیه سال از موونه است أو لیست من الموونة؟

مثلا فرض کنید زید 100 تومان در ماه شش از سال خمسی فایده برده است، روز بعد زید فوت کرده است، مخارج شش ماه آینده به مقدار 100 تومان می باشد، این 100 تومانی که زید در روز فوت دارد، خمس دارد.

اگر گفتیم مخارج بعد الموت کسر می شود، اگر گفتیم مخارج سنه مطلقا خمس ندارد، در این فرض این 100 تومان که مانده است خمس ندارد.

و اگر گفتیم مخارج شش ماه بعد از فوت، از موونه نمی باشد آن 100 تومان خمس دارد.

اگر خمس نداشته باشد، 100 تومان جزء ترکه است و اگر خمس داشته باشد، 80 تومان جزء ترکه است و 20 تومان به مرجع تقلید مرده داده می شود من غیر فرق که کل این پول موونه زید باشد یا موونه عیال او باشد یا موونه هر دو با هم باشد.

سیدنا الاستاد طبعا للمشهور بل الکل می فرمایند موونه شش ماه بعد از فوت، از ادله خمس استثناء نشده است.

دلیل بر این مدعا این است که در روز فوت رجلی نیست که موونه او کسر شود، اگر ساعت 8 مرده است، ساعت 9 زید نیست که موونه او کسر شود، سالبه به انتفاعء موضوع است.

کما اینکه موونه عیال زید تا شش ماه دیگر کسر نمی شود، چون ساعت 9 زید مالی ندارد که از موونه عیال او برداشته شود چون با فوت به ورثه رسیده است.

ثانیا نفقه عیال بر زید مرده واجب نمی باشد که موونه زید باشد.

نتیجه ما ذکرنا این است که اولا زید مالی ندارد و ثانیا در ساعت 9 زید تکلیفی ندارد و ثالثا نفقه بر او واجب نمی باشد چون حیات ندارد.

فعلیه کما افاد سیدنا الاستاد موونه بقیه سال از ادله خمس استثناء نشده است.

فرع دوم این است که پرداخت خمس 100 تومان در روز فوت، وجوب فعلی دارد یا خیر؟

جواب این است که پرداخت آن خمس، وجوب فعلی دارد.

و الوجه فی ذلک واضحٌ، چون اطلاق ادله خمس می گوید ادله خمس واجب فوری می باشد، این اطلاق تا وقتی که زید زنده است، تقیید خورده است، حق تاخیر دارد و زید که مرده است، حق تاخیر از بین رفته است.

بر این اساس اطلاق ادله خمس می گوید 20 تومان از 100 تومان دین است و اداء دین با شرایطش وجوب فوری دارد.

نتیجه ما ذکرنا این است که مقتضای اطلاق ادله خمس، دفع خمس 100 تومان در مورد بحث، وجوب فعلی دارد.

اول باید خمس را بدهند و بعد تقسیم بین ورثه کنند.

پس دفع خمس وجوب فعلی دارد.

فرع سوم این است که موونه تجهیز به مقدار واجب من الموونه است یا من الموونه نمی باشد؟

فرض کنید زید در حال فوت، 100 تومان ربح داشته است و مخارج تجهیزات او 80 تومان است، پول کفن و دفن و کافور و سدر، 80 است، این نفقه تجهیزات من الموونه است یا خیر؟ اگر من الموونه باشد خمس ندارد و الا خمس دارد.

دو احتمال در این فرع وجود دارد:

احتمال اول این است که مخارج دفن و کفن، من الموونه باشد، بر این اساس این مخارج خمس ندارد. لما ذکرنا که اطلاقات ادله خمس، تقیید به موونه شده است.

احتمال دوم این است که این مخارج خمس دارد، دلیل بر این احتمال این است که این مخارج، موونة الرجل نمی باشد یا بفرمایید ادله استثناء موونه از این مخارج انصراف دارد. مخارج رجل یعنی اموری که به گردن او افتاده است و او باید انجام بدهد. کفن کردن و دفن کردن وظیفه ورثه است یا از ترکه برداشته می شود. پس این مخارج از موونه انصراف دارد و خمس دارد.

نعم اگر ربح مستوعب باشد، مثلا 100 تومان ربح دارد و 100 تومان مخارج دارد، در اینجا خمس ندارد، لما ذکرنا دفن و کفن میت تقدم بر تمام دیون دارد. پس فرق است که مخارج مستوعب باشد یا نباشد اگر مستوعب باشد خمس ندارد و اگر مستوعب نباشد، دو احتمال دارد.

فرض کنید زید 100 ربح داشته باشد و 80 مخارج دفن داشته است، بعد از این، 20 تومان باقی مانده است و علی تقدیر کل آن بابت خمس داده می شود و علی تقدیر 4 تومان از این به خمس داده می شود. چون اگر موونه تجهیز خمس نداشته باشد، 4 تومان خمس مید هد وا گر خمس داشته باشد همه باید خمس داده شود.

پس بنا بر یک احتمال چهار تومان و بنا بر یک احتمال 20 تومان خمس داده می شود.

فرع چهار این است کما هو المتعارف عند طائفة خرید کفن است، زید برای خود و عائله خود کفنی را خریده است، به خریدن کفن، 50 سال مردن تاخیر افتاده است، این کفنی که زید 50 سال قبل خریده است، خمس دارد یا خیر؟ اگر دارد خمس قیمت خرید واجب است یا خمس قیمت استفاده؟

در این مسئله دو احتمال است:

احتمال اول این است که این کفن خمس دارد و خمس آن قیمت فعلی کفن می باشد.

دلیل بر این احتمال این است که کفن در سالی که خریده شده است، در موونه صرف نشده است در آن سال نمرده است که کفن خمس نداشته باشد.

بر این اساس کفن از موونه سال خرید نبوده است، اگر نبوده است، خود کفن از ارباح بوده است، پول ربح تبدیل به عین شده است بر این اساس خمس این کفن واجب است.

و الی ذلک اشار سیدنا الاستاد در استفتائات، سوال و جواب را ببنید: «شخصى از ربح در اثناء سال كه هنوز خمس به او تعلق نگرفته است و سالش نرسيده است كفنى براى خود و عائله‌اش خريد مى‌نمايد سر سالش كه رسيد بايد خمس و قيمت آن كفنى را كه خريده بدهد يا نه و بر فرض داشتن خمس به قيمتى كه خريده است بدهد يا قيمت فعلى هرگاه قيمت زياد شده باشد؟ج‌- بايد خمس آن را به قيمت فعلى بدهد».[1]

پس احتمال اول این است که گفته شود کفنی که خریده شده است، هم خمس دارد و هم قیمت فعلی آن باید داده شود. کفن خریده است و در وقت دفن با کفن مغصوب دفن می شود و نوعا از این مسئله غفلت می شود.

احتمال دوم این است که گفته شود آن کفن خمس ندارد که نظریه ما این است.

دلیل بر این احتمال دو مطلب است:

مطلب اول این است که خرید کفن حداقل در طائفه ای متعارف است، اگر خرید کفن متعارف شد، آنچه که متعارف است، من الموونه است، بناءا علی هذا نفس خرید کفن موونه بوده است نه پوشاندن کفن. در سال قبول پوشاندن موونه نبوده است چون نمرده است اما خریدن آن موونه بوده است. پس این کفن خمس ندارد و لو 50 سال بعد بمیرد.

مطلب دوم این است که من جانب در اسلام خرید کفن از مستحبات، در تجهیزات میت ملاحظه کنید، یکی از مستحبات آماده سازی کفن خود است، تقدم الکلام در توضیح موونه که آیا مطابق شان باشد یا خیر، بعضی تفصیل بین امور دنیویه و دینیه داده اند و می گویند در امور دینیه اگر بیشتر در شان باشد، خمس ندارد. ما در این حرف داشتیم اما در اصلش که امور مستحبی خمس ندارد، قبول داشتیم.

حال در مورد کفن بگوئید من جانب خرید کفن از مستحبات است و من جانب آخر انجام مستحبات از موونه است. پس کفن خمس ندارد چون موونه است. در اینجا احتیاج به اینکه بعدا نمی تواند بخرد، نداریم، چون خود خرید مستحب است چه بعد تمکن داشته باشد.

بین این و مسئله زمین فرق است، علی جمیع مبانی این نباید خمس داشته باشد، در زمین اگر بعدا تمکن داشته باشد موونه نیست اما این اگر بعدا تمکن هم داشته باشد موونه می شود.

پس طبق نظر ما این کفن خمس ندارد و نظریه سیدنا الاستاد ناتمام است.

نتیجه ما ذکرنا این است که ظاهرا و الله العالم کفنی که خریده است خمس ندارد و ما افاده سیدنا الاستاد ناتمام است. اگر این را نگوئیم باید گفت اگر در همان سال کفن هم فوت کند، خمس دارد چون کفن مربوط به بعد الفوت است.

و للکلام تتمة سیاتی ان شاء الله تعالی.

 


[1] استفتائات، امام خمینی، ج1، ص377.
logo