« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدحسن مرتضوی

74/09/14

بسم الله الرحمن الرحیم

اخراج مؤونه

 

موضوع: اخراج مؤونه

نتیجه ما ذکرنا این شد آنچه از اشیاء در سنه ربح مورد استفاده مالک باشد، خمس ندارد.

کما اینکه آنچه از اشیاء که در سنه ربح خرید آنها ضرورت داشته باشد، ایضا خمس ندارد. اولی خمس ندارد لانها موونة و دومی خمس ندارد ایضا لانها موونة و لو احتیاج 5 سال دیگر باشد، در عین حال خرید آن شیء در این سال موونة چون ضرورت به خرید دارد.

بر این اساس از ما ذکرنا روشن شد که احتمال اول یعنی وجوب خمس مطلقا غلط است. چون دلیل ایشان این بود که می گفت ارباح امسال صرف در موونه نشده است، چون امسال زمین موونه نبوده است، آهن و آجر موونه نبوده است، ربح را داده و زمین خریده است و پنج سال دیگر مورد حاجت است و الان مورد حاجت نیست و پول زمین ربح است که صرف در موونه نشده است و لذا خمس دارد، اگر آجر یا زمین برای سه سال دیگر بخرد، خمس دارد.

از ما ذکرنا مشخص شد که این ناتمام است چون خرید زمین یا آهن یا آجر چون ضروری و مورد حاجت بوده است موونه می باشد. موونه به معنای استفاده نیست اما موونه به معنای ضرورت ابتیاع وجود دارد.

نعم قسم دوم که مورد ضرورت نبوده است، خمس دارد، چون مثلا آهن یا آجر یا زمین را سه سال دیگر می تواند تهیه کند و خودش و خریدش الان ضرورت نداشته است و خمس دارد.

پس نظریه اول فی مورد صحیح و فی مورد ناتمام است.

کما اینکه معلوم شد احتمال دوم باطلاقه ناتمام است چون می گفت مطلقا خمس ندارد، یعنی اگر ضرورت به خرید بوده است خمس ندارد و اگر ضرورت به خرید نبوده است خمس ندارد. چون ربح در موونه صرف شده است، اهن خریده شده است زمین یا آجر خریده شده است.

از ما ذکرنا مشخص شد که این استدلال ناتمام است چون اگر خرید آهن ضروری بوده است، خمس ندارد و الا خمس دارد. چون امسال خرید آهن مورد حاجت نبوده است. زمین در فرض دوم، خود این زمین امسال استفاده نمی شود و ضروری نبوده است و پنج سال دیگر به راحتی می تواند بخرد و ضرورتی نبوده است.

نتیجه ما ذکرنا احتمال اول که می گوید مطلقا خمس دارد لانها لم یصرف فی الموونه غلط است، چون در بعضی از موارد صرف در موونه شده است و نظریه دوم که می گوید مطلقا خمس ندارد غلط است چون در فرض دوم صرف در موونه نشده است و خمس دارد.

پس اگر از منافع امسال زمین یا اجری خریده است که خودش ضروری بوده است یا خریدش ضروری بوده است، خمس ندارد اما اگر ضروری نبوده است، خمس دارد.

جهزیه هم همین است اگر ضرورت به خرید بوده برای آینده، خمس ندارد و الا خمس دارد.

این در رابطه با فرع اول.

نسبت به فرع دوم، کل مواردی که پس انداز ضروری بوده است، اگر این را امسال پس انداز نکند، دو سال دیگر نمی تواند داماد شود یا جهزیه تهیه کند یا خانه یا فرش تهیه کند، آیا این 100 هزار که عن ضرورة پس انداز شده است، خمس دارد؟

ظاهرا و الله العالم کما افاده سیدنا الاستاد، این پس انداز خمس دارد.

و الوجه فی ذلک از این 100 هزار تومان که در امسال استفاده نشده است، مجرد ضرورت به حفظ، این 100 هزار تومان جزء موونه قرار نمی دهد.

در آن امثله ضرورت جزء موونه شد و اینجا جزء موونه نمی شود چرا؟ چه فرقی بین ضرورت خرید زمین با ضرورت پس انداز چه فرقی دارد؟

جواب این است که در ما ذکرنا ضرورتی بوده است که بر اساس آن ضرورت، ربح مستهلک شده است، ربح از دست رفته است. 100 هزار تومان آهن خریده شده است، در مورد بحث، اگرچه ضرورت در حفظ این پول بوده است، و لکن عین ربح باقی مانده است، ربح مستهلک نشده است، نظیر سرمایه است که ضرورت در حفظش بوده است، نظیر وجوب حج و انفاق و کفاره و اطعام است.

مجرد اینکه اطعام واجب است و اگر نکرد، خمس ندارد؟ مجرد اینکه حج یا کفاره واجب بوده است اگر عمل نکرد، خمس ندارد؟ قطعا خمس دارد.

در این امثله با اینکه ضرورت در خرج این 100 بوده است اما چون نکرده است، خمس دارد چون موونه، صرف فعلی است، ضرورت در خرج صرف فعلی نیست.

پس فرق است بین ما ذکرنا و بین پس انداز. در ما نحن فیه ربح باقی مانده است اما در ما ذکرنا خرج شده است.

نتیجه ما ذکرنا این است اگر اثمان نگه داشته است خمس واجب است و اگر اثمان را تبدیل به ابزار موونه کرده است، خمس واجب نمی باشد.

فعلیه در فرع دوم کما افاده سیدنا الاستاد اگر اثمان را جهت موونه نگه داشته است، خمس دارد این تتمه ای دارد که در مسئله 22 خواهد آمد.

در مسئله اثمان نظر ما این است که خمس دارد اما عبارتی شیخ و مرحوم همدانی دارند که خمس ندارد لذا آنها را ملاحظه کنید در مسئله 22 حق مشخص می شود.

حاج آقا رضا در مصباح عبارتی دارد که ضرورت در خرید است و ایشان می خواهد فرق بین جایی که خریده است و بین جایی که ثمن را نگه داشته است، نگذارد: «نعم لو لم يتمكن فيما بعد من أن يحج الا بحفظ هذا الربح لمؤنته لا يبعد ان يعد حينئذ من مؤنته في هذه السنة حيث يجب عليه حفظه لتفريغ ذمته عن الواجب كما لو وجب عليه امر بنذر وشبهه ولم يتمكن من الخروج عن عهدته الا بجميع ما يفضل عن مؤنته من الأرباح في سنين متعددة فإنه على الظاهر يعد حينئذ من المؤنة بل من أهمها كما أن من جملة المؤنة بل من أصله تفريغ ذمته عما عليه من الديون وأروش الجنايات والديات وقيم المتلفات».[1]

می داند اگر 100 هزار را نگه ندارد، با ربح سال دیگر به تنهایی نمی تواند مکه برود. به ملاحظه وجوب حفظ این پول، می گوید این موونه امسال است. چون انجام واجب متوقف بر حفظ است و موونه است. مثلا اگر نذر کند گوسفند سال دیگر قربانی کند و الان اگر پول را نگه ندارد، نمی تواند سال دیگر وفاء به نذر کند.

اگر نگه داشتن پول واجب است، موونه است.

ما جواب دادیم نفقه پدر و مادر و رفتن حج و کفاره دادن واجب است، اگر عصیان کرد، می گوئید باید خمس بدهد، چه فرقی بین این و ما نحن فیه است؟

ایضا این فرمایش از مرحوم شیخ استفاده می شود. در بحث فاضل موونه می فرمایند: «و هذا بخلاف غير الحجّ من الواجبات الشرعيّة و العرفيّة التي يجب تحصيل الاستطاعة لها كالكفّارات و الغرامات و شراء الدار و نحوها ممّا يلزم عرفا، فإنّ ما يفضل عن مئونة سنته و إن لم يف بتحصيل ذلك الأمر اللازم إلّا أنّ حفظه ليضمّ إليه ما يفضل عنه في سنة أخرى فيحصّل ذلك الأمر اللازم، معدود عرفا من المئونة».[2]

این تصریح به شراء دارد کرده است و نحوها جهیزیه دختر را بگوئید، می گوید اینها به وجوب حج قیاس نکنید، چون وجوب حج، از واجبات مشروطه است و حفظ موضوع در واجبات مشروطه واجب نیست اما در واجبات مطلقه مثل جهیزیه و خریدن دارد، حفظ موضوع واجب است.

می گوید از این پول خانه به دست نمی آید اما با ضمیمه چند سال می تواند بخواند و بخاطر این واجب است.

تتتمه بحث در مسئله 22 خواهد آمد.

 


[1] مصباح الفقیه، حاج اقا رضا همدانی، ج3، ص131.
[2] انصاری، مرتضی، کتاب الخمس، شیخ انصاری، ص214.
logo