74/09/11
بسم الله الرحمن الرحیم
اخراج مؤونه
موضوع: اخراج مؤونه
موضوع بحث این بود که خانه ای از ارباح مکاسب خریده شده است، 5 سال بعد آن خانه از موونه خارج شده است، آیا آن خانه خمس دارد یا خیر؟
البته این احد فروض مسئله است، فروض دیگرش یا روشن شده است از ما ذکرنا یا خواهد امده است.
دقت کنید از موونه بوده است یک قید، از حاجت خارج شده است دو قید از ارباح مکاسب خریده شده است سه قید. در فروض دیگر یا یک قید یا دو قید نیست.
در این فرض، ذکرنا به اینکه چهار نظریه است. نظریه دوم و سوم مورد بحث نمی باشد، مورد بحث بنا بر نظریه اولی و نظریه چهارم است که می گوئیم خانه ای که از ارباح للموونه خریده شده است و الان مورد حاجت نمی باشد بنا بر نظریه اولی و رابعه، شش فرع دارد:
فرع اول این است که وجوب خمس در ترقیات سوقیه متوقف بر بیع می باشد یا خیر؟ مثلا فرض کنید خانه را 500 تومان خریده است، این خانه 3 تومان شده است، 2500 ترقیات سوقیه در ظرف 5 سال پیدا کرده است، الان باید خمس بدهد، در صورت فروش خمس دارد یا الان و لو نفروشد خمس باید بدهد؟
طبعا جواب این است که بنا بر نظریه اولی خمس این سه میلیون متوقف بر فروش نمی باشد، بنا بر نظریه چهار، متوقف بر فروش می باشد. اگر خانه را فروخته است، بدهد و اگر 5 سال دیگر نگه می دارد، ندهد.
گردنبندی که از موونه خارج شده است، فرض کنید 10 هزار خریده است و الان 500 هزار است، اگر بفروشد اضافه خمس دارد و اگر نگه دارد، الان خمس ندارد.
بنا بر نظریه اولی تمام 3 میلیون باید خمسش داده می شود چه بفروشد یا خیر و بنا بر نظریه چهار اگر بفروشد، خمس واجب است.
بنابر نظریه 1 واجب است، چون خانه یا گردنبند از فوائد مکتسبه است که سال ربح تمام شده است، غایة الامر از پرداخت خمس معذور بوده است چون موونه بوده است و امروز که از موونه خارج شده است، فائده ای است که مضی سنه شده است و ادله می گوید خمس آن واجب است.
بنا بر نظریه اولی بفروشد یا نفروشد، خمس دارد، خانه را بفروشد یا خیر، باید خمس را بدهد.
ادعای دوم این است که بنا بر نظریه چهار اگر بفروشد خمس داردو الا خمس ندارد، چون اگر نفروش صدق ربح نمی کند و خمس ندارد چون فرع تابع اصل است و اگر بفروشد، صدق ربح می کند و باید خمس بدهد.
توضیح بیشتر این فرع تقدم در مسئله 8 که ترقیات سوقیه خمس دارد یا خیر.
نتیجه این شد که مسئله خمس بنا بر نظریه اولی که سیدنا الاستاد می گویند، متوقف بر بیع نمی باشد و بنا بر نظریه چهارم که ما می گوئیم، تا نفروشد خمس ندارد.
فرع دوم این است که این خانه مذکور را به 3 میلیون در اول محرم فروخته است و سال خمسی اول ذی القعده است و ده ماه به آخر سال مانده است، کسی که این خانه را فروخته است، وجوب خمس آن فوری است یا تا سال خمسی وقت دارد؟
جواب این است که بنا بر احتمال اول، وجوب خمس، فوری است و بنا بر احتمال چهار، وجوب خمس، فوری نمی باشد.
بنا بر احتمال اول فوری است، چون از این فائده یکسال گذشته است و وجوب خمس فوری می باشد. پس نسبت به اصل و ارتفاع قیمت باید خمس فوری داده شود.
بنا بر احتمال چهارم تا قبل از فروش فایده نبوده است و الان که فروخته است فائده شده است و اگر جزء ارباح است ده ماه وقت دارد و اگر فائده جدا است 12 ماه وقت دارد.
ثمره این است که بنا بر قول سیدنا الاستاد اگر خانه بفروشد و بخواهد خانه جدید بخرد، باید خمسش را بدهد اما طبق قول ما لازم نیست خمس را سال خمسی بدهد.
فعلیه نتیجه ما ذکرنا این است که الی الآن بین این دو مسلک، تفاوت وجود دارد. نظریه اول در هر دو فرع مشکل عجیب اجتماعی به وجود می آید و خانه پست تر مثلا باید بخرد و طبق قول ما خیر.
فرع سوم این است که وجوب خمس در مورد بحث علی جمیع مسالک در خمس ارابح مکساب است یا فیه تفصیل؟ یا علی مسالک هست و علی بعضی از مسالک خیر.
جواب این است که بنا بر احتمال اول علی جمیع مسالک است و بنا بر احتمال چهار علی بعض مسالک است. بنا بر احتمال بگوئید خمس به فوائد مکتسبه یا مطلقه تمسک گرفته است، خمس واجب است.
و بنا بر احتمال چهار اگر بگوئید خمس به فوائد مکتسبه تعلق گرفته است واجب نیست و اگر بگوئید خمس به فوائد مطلقه تعلق گرفته است، واجب نیست. چون گفتیم ترقیات سوقیه، فوائد مکتسبه نیست.
فرع چهار این است که وجوب خمس در صورت فروش در جمیع موارد است یا در بعضی از موارد است؟
بنا بر احتمال اول مطلقا واجب است و بنا بر احتمال چهار علی قول در جمیع موارد است و علی قولٍ آخر در بعضی از موارد است.
اما بنا بر احتمال اول در جمیع موارد واجب است چون گفتیم اگر نفروشد هم واجب است.
بنا بر قول چهار تفصیل است چون خانه ای که فروخته است تارة به جنس از ثمن اول فروخته شده است و اخری به نقد از غیر جنس اول فروخته شده است و ثالثة به اشیاء دیگر فروخته شده است.
مثلا 5 سال قبل ماشین را 50 خریده است، تارة الان ماشین 1 میلیون فروخته است که مثل جنس خرید است و ثمن اسکناس است و یا به 5 هزار دینار یا دلار فروخته شده است که مساوی با 1 میلیون است در اینجا جنس خرید و فروش فرق دارد یکی اسکناس و ریال بوده است و دیگری دلار یا دینار، گاهی این ماشین را به خانه یا گاو فروخته که یک میلیون ارزش دارد. مالیت فرق ندارد، در کل 950 استفاده کرده است اما انحاء فرق دارد.
در صورت اولی می گویند بنا بر احتمال چهار، واجب است و در صورت دوم و سوم علی قولٍ واجب است و علی قولٍ واجب نیست. در صورت اولی واجب است چون صدق زیادی و فائده و ربح می کند. اما قول دوم و سوم، در مسئله 8 گذشت که صدق ربح در این دو دو نظریه است، بعضی می گویند صدق ربح می کند و بعضی می گویند خیر.
پس اگر گفته شود در مطلق معاوضات صدق ربح می کند، در این صورت خمس واجب است و اگر گفته شود اگر به غیر جنس ثمن فروخته شود، صدق ربح نمی کند، خمس واجب نیست.
ما در مسئله 8 گفتیم در همه فروض ثلاثه، صدق زیادی در مالیت می کند و خمس واجب است به خلاف مرحوم آقای حکیم در مستمسک که گفتند اگر به غیر جنس ثمن باشد صدق ربح نمی کند و خمس واجب نیست.
فرع پنج این است که این فروش تارة للموونه بوده است، مثلا خانه را فروخته است که داماد شود یا فروخته که ماشین بخرید یا فروخته که کتاب بخرد، یا فروخته است که بچه را دکتر ببرد و اخری این است که جهت فروش، موونه نبوده است، خانه را فروخته است که سرمایه کند و کسب کند یا از پولش استفاده کند.
فرع پنج این است که آیا در جمیع فروش خمس واجب است یا خیر و در بعضی واجب و در بعضی خیر؟
جواب این است که بنا بر احتمال اول، در جمیع موارد واجب است، لما ذکرنا در این فائده مضی سنه شده است و به مجرد فروش، دفع خمس واجب است و ابتدائا باید خمس را بدهد و بعد خانه یا کتاب بخرد یا ازدواج کند. پس فرق ندارد که می خواه خانه بخرد یا کتاب یا سرمایه کند چون مضی فائده شده است.
بنا بر احتمال چهار این است که اگر این پول صرف در موونه می شود خمس ندارد، اگر خانه می شود خمس ندارد وا گر ازدواج می کند یا کتاب می خرد یا ماشین می خرد خمس ندارد و اگر صرف در موونه نشده است و سرمایه مثلا قرار داده است خمس دارد.
فرع شش تبدیل است، خانه ای را به خانه ای یا با ماشین معاوضه کرده است آیا خمس در جمیع مبانی است یا خیر؟ سیاتی ان شاء الله تعالی.