74/08/13
بسم الله الرحمن الرحیم
اخراج مؤونه
موضوع: اخراج مؤونه
فرع 12 از فروع موونه، این است که مراد از کلمه الخمس بعد المؤونه کما فی الروایات، مخارج خارجیه می باشد یا اینکه مراد، مقدار مخارج سالیانه است، چه خرج شده باشد یا اینکه خرج نشده باشد؟
یا به تعبیر دقیق تر بگوئید مراد از موونه مخارج بالفعل است یا اعم از مخارج بالفعل و مخارج تقدیریه است؟
دو نظریه در این برداشت وجود دارد:
نظریه اولی این است که می گویند مراد از این کلمه، اعم است، مقدار مخارج است. این نظریه حکی عن الشهید فی المسالک[1] و البیان[2] و الروضة[3] و عن محقق سبزواری فی الکفایة[4] و عن صاحب المدارک. [5]
دلیل بر این نظریه این است که می گویند بر مقدار موونه صدق موونه می کند، خرج خارجی، دخالت در صدق ندارد. مثلا فرض کنید مخارج سالیانه زید، 100 هزار تومان است، این مقدار تارة خرج می شود، فرض کنید قالی و یخچال و پوشاک و اغذیه خریده است، این 100 هزار تومان تلف شده است و از دست رفته است، این قطعا مونه است، چون فعلیت پیدا کرده است و خرج شده است، مصرف شده است.
کذلک مساوی با این خرج که 100 تومان باشد، این هم موونه است، می گوید این را برای خرج سالم گذاشته ام.
در هر دو 100 هزار تومان موونه است، دومی به اعتبار اینکه بعدا خرج می شود، موونه است چون الان می گوید موونه است.
پس چون صدق موونه بر مخارج فعلیه و تقدیریه، می کند، موونه، موونه فعلی و تقدیریه یا شانیه یا بالقوه را شامل می شود.
نظریه دوم این است که مقصود از این روایات، موونه فعلیه است، یعنی مصرف خارجیه است، یعنی پولهای خرج شده است. 10 هزار تومان دارد، اگر خرج شد، موونه است و اگر نشد، موونه نیست، اگر از دست شما برود موونه است و الا موونه نمی باشد.
این نظریه از فرمایشات کشف الغطاء[6] و صاحب جواهر[7] و شیخ انصاری[8] و سیدنا الاستاد در مسئله ما نحن فیه استفاده می شود.
و همین نظریه درست است، یعنی مقصود از کلمه موونه در این روایات، مخارج خارجیه است، مخارج بالفعل است.
برای این نظریه سه دلیل وجود دارد:
دلیل اول این است هر عنوانی که موضوع برای حکمی قرار می گیرد، ظاهر کلام این است که آن عنوان خارجی موضوع برای حکم است نه عنوان تقدیری، عالم اگر موضوع حکم است، عالم بالفعل موضوع است نه کسی که سیکون عالما، ملک در خارج موضوع حکم است نه ملک آینده یا گذشته.
کلمه در موونه برای روایات، مثل سایر عناوین است، ظهور در موونة بالفعل دارد که قسم اول می شود نه قسم دوم.
و ثانیا روایات موونه، انصراف به مخارج خارجیه دارد کما فی الجواهر[9] و المستمسک[10]
و ثالثا افرض که شک شود، نمی دانیم آنچه که خمس از آن ساقط شده است، مخارج بالفعل است یا مطلق المخارج است، قدر متیقن، مخارج بالفعل از وجوب خمس ساقط شده است، زائد بر مخارج فعلیه، مورد شک است. مثلا 60 درصد خرج شده است، نان و فرض و لحاف خریده است و 40 درصد خرج نشده است، ما شک داریم داخل در الخمس بعد الموونه است یا خیر که این مخصص منفصل است و اجمال دارد که مخارج فعلیه است یا اعم است که ضابط کلی در موارد شک، رجوع به عام است.
پس به عموم آیه و صحیحه سماعه باید رجوع کرد.
پس طبق این سه دلیل نظریه سیدنا الاستاد که مخارج فعلی خمس ندارد.
نتیجه ما ذکرنا این است که نظریه دوم درست است.
از ما ذکرنا روشن شد که صدق موونه بر غیر مصرف نمی کند، بر پولی که خرج نشده است، صدق موونه نمی کند و جواب دلیل نظریه اولی مشخص می شود.
بر این اساس پنج فرع مترتب می شود:
فرع اول که در تحریر امده است که بابت مخارج به فرد 100 تومان از ارباح داده است و کنار گذاشته است و این فرد خودش را در مضیقه گذاشته است و جنس ادون یا کمتر خریده است و 40 تومان آخر سال اضافه آمده است، خمس ان واجب است یا خیر؟
بنا بر نظریه اول خمس ساقط است و بنا بر نظریه دوم خمس ثابت است.
فرع دم این است که زید 100 تومان برای خرج خود کنار گذشته است و عمرو کل مخارج زید را داده است، تمام 100 تومان برای زید مانده است و مخارج زید از تبرعات پرداخت شده است، این خمس دارد یا خیر؟
بنا برن ظریه اولی خمس ندارد و بنا بر نظریه دوم خمس دارد که سیدنا الاستاد گفته است.
فرع سوم این است که زید 500 تومان در ماه شوال استفاده کرده است، با این استفاده مستطیع شده است، اگر امسال مکه می رفت خرج می شد و خمس نمی داد، این زید عصیانا یا نسیانا نرفته است، اول محرم که مستطیع است، باید خمسش را بدهد یا خیر؟
بنا بر نظریه اولی خمس ندارد و بنا بر نظریه دوم خمس ندارد.
فرع چهارم این است که زید قتل خطائی انجام داده است، یک میلیون محکوم به پرداخت شده است، فرض کنید در ماه محرم سال خمسی او بوده است، در ماه شوال محکوم شده است، زید عصیانا یا نسیانا نداده است، اول محرم باید خمسش این مقدار را که موجود است بدهد یا خیر؟ اگر دین را ادا می کرد از موونه بوده است اما نداده است، الا می توان از موونه کسر کند یا خیر؟
طبق نظریه اولی این یک میلیون خمس ندارد و طبق نظریه سیدنا الاستاد خمس دارد.
فرع پنج این است زید در ماه مبارک مریض بوده است و افطار کرده است و کفاره بدهکار شده است یا کفاره قتل خطائی بدهکار بوده است و در شوال باید می داده و نداده است، در اول سال 100 هزار را اگر قبلا می داد، خمس نداشت اما الان نداده است و پول موجود است، خمس آن را باید بدهد یا جزء موونه است؟
سیدنا الاستاد می فرمایند باید خمسش را بدهد چون خرج خارجی نشده است و کسر کردن نیاز به دلیل دارد که نداریم.
در این فرع اگر کسی نظریه اولی را بگوید، خمس ندارد و اگر کسی نظریه دوم را بگوید خمس دارد.
و ده ها فرع دیگر که توضیح آن در مسئله 20 و 21 و 22 خواهد آمد. اداء الدین از موونه است اما کسر الدین در بعضی از اقسام جزء موونه است و در بعضی خیر.
پس در همه این پنج فرع روی یک کلمه است که مراد از موونه، بالفعل است یا اعم از تقدیریه است که در صورت اول می گویند خمس دارد و طبق دوم می گویند خمس ندارد.
انما الکلام که بین این 5 فرع فرق است یا خیر؟
فرق این است که در فرع 1 و 2، خرج واجب نبوده است که خرج کند اما در فرع 3 و 4 و 5 صرف پول واجب بوده است، مثلا رفتن به حج یا اداء دین یا کفاره واجب بوده است.
آیا این فرق فارق است یا خیر؟
توهم شده است که این فرق، فارق است و در فرع 1 و 2 بگوئیم خمس واجب است و در فرع 3 و 4 و 5 خمس واجب نیست.
چرا این فرق را بگذاریم، دلیل این است که در 3 و 4 و 5 خرج واجب بوده است و جزء موونه می شود و خمس ندارد.
از ما ذکرنا روشن شد که این توهم بی اساس است، چون میزان در خرج، خرج بالفعل است می خواهد واجب باشد یا خیر.
پس در کل فروع خمسه می گوئیم الخمس واجب می باشد.
در مسئله 12 این فرع بحث شده است که مجموع درآمدها سال واحد دارد یا هر ربحی، یک سال مخصوص دارد؟ توضیح این فرع سیاتی ان شاء الله تعالی.