« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدحسن مرتضوی

74/07/10

بسم الله الرحمن الرحیم

ترقیات سوقیه

 

موضوع: ترقیات سوقیه

 

احکام 36 فرع در ضمن 4 صورت بیان می شود:

صورت اولی که در آن 9 فرع قرار دارد، عبارت از این است که ماشینی در بین سال به 100 هزار تومان معین خریده شده است و این ماشین، قیمت فعلی آن 5 میلیون تومان شده است، این ماشین تارة للانتفاع خریده شده است و اخری للتجاره خریده شده است و ثالثة للمؤونه خریده شده است و علی جمیع التقادیر، تارة آن ماشین فروش شده است به 5 میلیون و اخری تبدیل به مغازه شده است که 5 میلیون ارزش دارد و ثالثة نگه می دارد. این می شود 9 فرع: 1. للانتفاع خریده است و فروش شده است.

2. للانتفاع خریده است و نگه می دارد.

3. للانتفاع خریده است و تبدیل می کند.

4. للتجاره خریده است و فروش شده.

5. للتجاره خریده است و نگه می دارد.

6. للتجاره خریده است و تبدیل می کند

7. للحاجه خریده است و فروش شده.

8. للحاجه خریده است و می فروشد.

9. للحاجه خریده است و تبدیل به خانه کرده است.

در شش فرع بلا شبهة بر مالک، خمس 5 میلیون واجب است، فرع 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 قیمت فعلی باید خمس داده شود، چون در صورت اولی که 100 تومان ماشین خریده شده است که 20 از آن سهم سادات بوده است، تا ماشین خریده نشده است، 100 تومان از فوائد بوده است، قبل از خرید، غنیمت 100 تومان بوده است، بما اینکه بین سال مالک ولایت بر بیع دارد، 100 تومان مشترک را داده و ماشین خریده است، قهرا مالک استیلاء بر مال دارد، با خرید، ماشین فایده می شود. مالک مخیر است خمس عین را بدهد یا خمس قیمت را بدهد.

بناءا علی هذا اگر شش ماه یا دو سال یا 5 سال گذشته است، این ماشین از فوائد است، منتها بعد از سال تصرفات این فرد حرام است، تا یک سال می توانسته تصرف کند اما بعد از آن حرام است چون تصرف در مشترک است.

پس چند چیز مشخص شد: 1. تصرفات مالک تا سال اشکال نداشته.

2. تصرفا مالک بعد از سال بدون اجازه مشکل داشته است.

3. الان که مالک توبه کرده است، بر او واجب است خمس عین یا قیمت را بدهد.

در نتیجه 1 میلیون از 5 میلیون را باید بابت خمس بدهد، فرق ندارد فروخته است یا خیر، نگه دارد یا خیر یا تبدیل کند یا خیر. اگر فروخته است 1 میلیون بدهد و اگر نفروخته یا تبدیل کرده است خمس عین یا قیمت را بدهد.

در نتیجه قیمت فعلی را باید خمس بدهد.

کذلک فرع 4 و 5 و 6 ماشین از فوائد است، این ماشین که از فوائد است بر مالک خمس آن واجب است، می تواند از قیمت یا از عین خمس را بدهد، هر وقت فروخت، خمس آن را باید بدهد چه الان بفروشد و چه ده سال دیگر خمس همان موقع باید بدهد.

پس در شش صورت باید قیمت فعلی داده شود چون عین من الارباح است و باید هر زمانی که می خواهد بدهد، خمس عین یا قیمت را بدهد.

فرع 7 قطعا خمس ندارد، زیرا حسب الفرض ماشین در بین سال خریده شده است، سال بر آن نگذشته است، یا سال خمسی نشده است یا سال فروش نشده است اگر سال خمسی ندارد، با این پول قبل از حلول سال ماشین خریده شده است که جزء موونه است و خمس ندارد، فرق ندارد ماشین باشد یا خانه بخرد یا کتاب بخرد و...

پس آن روزی که ماشین خریده شده است این فرد مجاز بوده است پول را جزء موونه قرار بدهد چون خمس به آن تعلق نگرفته است و قطعا بر مالک خمس واجب نیست.

در فرع 8 و 9 مسئله ذات قولین است:

قولٌ به اینکه الخمس واجبٌ می باشد، برای اینکه ماشین به فروش یا تبدیل از موونه خارج شده است، و بما اینکه عدم خمس در موونه ما دامی بوده است، الان خمس دارد، چون وقتی از موونه خارج می شود خمس دارد.

قولٌ به اینکه خمس واجب نیست، چون عینی که مورد موونه باشد، خمس ندارد و لو بعد از موونه بودن خارج شود.

لذا بگوئید 6 فرع قطعا خمس دارد و 1 فرع قطعا خمس ندارد و دو فرع مورد اختلاف است.

هذا تمام الکلام راجع به فروع تسعه در صورت اولی.

صورت ثانیه این است که پس از گذشت سال، ماشینی به مبلغ 100 تومان خریده شده است، بیع بر ثمن معین و جزئی واقع شده است، آن ماشین یک ماه بعد یا 5 ماه بعد یا یکسال بعد یا 5 سال بعد 5 میلیون شده است، سوال این است که بر مالک خمس 100 تومان واجب است یا خمس 5 میلیون واجب است؟ طبعا در اینجا سه حرف است، دو حرف استطرادی و یک حرف اساسی است:

1. خرید مالک ماشین را حرام بوده است یا خیر؟ جواب این است که آن خرید حرام بوده است. زیرا تصرف در مال مشترک است، تصرف در مال مشترک یا باید با اجازه مالک یا ولی مالک باشد و 20 درصد از این فرد نبوده است و ملک امام زمان یا سادات بوده است و در آن حق تصرف نداشته یا باید از سادات اجازه بگیرد یا از مجتهد جامع الشرایط اجازه گرفته باشد، این فرد مالک 20 نبوده است و مجاز از طرف ولی او نبوده است و تصرف حرام است.

2. این بیع واقع شده نیاز به اجازه حاکم دارد یا خیر؟ سیدنا الاستاد و صاحب عروه[1] بلکه مشهور می گویند احتیاج به اجازه حاکم دارد و اگر حاکم اجازه کرد، ماشین ملک خریدار و ثمن ملک فروشنده شده است و اگر اجازه نکرد، یک پنجم معامله صحیح نیست و حاکم می تواند پول یا عین را بگیرد.

جماعت دیگری می گویند در بعضی از فروض نیاز به اجازه است و در بعضی از فروض خیر، اگر شیعه خریده است اجازه نیاز نیست و اگر غیر شیعه خریده است، اجازه نیاز دارد. ما این را گفتیم.

این دو حرف استطرادی بود و باید در جای خودش بحث شود که نحو خمس عین معین است یا کلی فی الذمه است یا اشتراک است.

3. حرف اساسی این است که بر مالک خمس 100 تومان واجب است یا خمس 5 میلیون واجب است؟

در این صورت، 9 فرع باید بحث شود که خرید:

1. للانتفاع فروش شده است.

2. للانتفاع فروش نشده است.

3. للانتفاع تبدیل شده است.

4. للتجاره فروش شده است.

5. للتجاره فروش نشده است.

6. للتجاره تبدیل شده است.

7. للحاجه فروش شده است.

8. للحاجه فروش نشده است.

9. للحاجه تبدیل شده است.

ظاهرا و الله العالم در این صورت در تمام 9 فرع، خمس بر مالک واجب است و در تمام 9 فرع خمس قیمت فعلی واجب است. یعنی یک میلیون از 5 میلیون را باید بدهد. چون در صورت اولی که ماشین للانتفاع خریده شده است، این ماشین مشترک بین مالک و سادات است، 80 تومان از مالک و 20 از سادات بوده است و وقتی ترقی پیدا می کند سهم مالک و سهم سادات هر دو ترقی پیدا می کند.

آنچه زیادی حاصل شده است، زیادی در مال هر دو شریک حاصل شده است، پس روزی که 5 میلیون شده است، 4900 اضافه شده است که تقسیم بر 5 می شود و سهم سادات 1 میلیون و 4 میلیون سهم مالک شده است. پس ترقی در مال مشترک شده است و قیمت فعلی به طبع سهام بین دو طرف تقسیم می شود.

در سایر صور شش گانه اول، ماشین مال مشترک است و ترقی هم برای هر دو طرف است و قیمت فعلی باید خمس داده شود.

پس در تمام صور مال مشترک بوده است و ترقی مال هر دو شریک است. چون ماشین عوض 100 تومان است که مال مشترک بوده است. عوض مال مشترک، مال مشترک است.

بناءا علی هذا دو فرض باید توجه شود: 1. چرا ماشین مال مشترک است. 2. چرا ترقی مال مشترک، مشترک است.

در فرع 7 هم خمس واجب است چون روزی که ماشین خریده شده است موونه است اما با مالی که خمس به آن تعلق گرفته است، باید خمس را بدهد و بعد برود چیزی بخرد. موونه در بین سال استثناء شده است اما با تمام شدن سال، نمی تواند از آن بدون دادن خمس استفاده کند و چیزی بخرد. پس در اینجا خانه که می خواهد بخرد اول باید خمسش را بدهد، این فرد بدون خمس دادن، خانه خریده است و با پول مشترک خریده است و عوض آن که خانه باشد هم مشترک است و هر چقدر بالا برود، سهم هر کس بیشتر می شود و باید قیمت فعلی، یک پنجم را به عنوان خمس بدهد چون مال مشترک است.

نتیجه ما ذکرنا این است که اگر ثمن جزئی باشد، باید خمس مال فعلی را بدهد.

پس اگر به ثمن جزئی و شخصی خریده شده است مثلا بگوید به این 100 هزار تومان دست من این ماشین بخرد، باید خمس به قیمت فعلی داده شود و مال مشترک بوده است.

پس حکم 18 فرع تا به حال تمام شد و 18 فرع دیگر می ماند که للکلام تتمة سیاتی ان شاء الله تعالی.

 


[1] «و لا يجوز له التصرّف في العين قبل أداء الخمس و إن ضمنه في ذمّته، و لو أتلفه بعد استقراره ضمنه، و لو اتّجر به قبل إخراج‌ ‌الخمس كانت المعاملة فضوليّة بالنسبة إلى مقدار الخمس فإن أمضاه الحاكم الشرعيّ أخذ العوض»؛ العروة الوثقی (المحشی)، سید یزدی، ج4، صص296 و 297.
logo