73/01/22
بسم الله الرحمن الرحیم
خمس غنائم دار الحرب/ مراد از غنیمت در آیه /
موضوع: / مراد از غنیمت در آیه / خمس غنائم دار الحرب
نتیجه ما ذکرناه این شد که در نامه های حضرت رسول مسئله خمس فوائد مطرح شده است که اغلب این نامه ها دلالت بر مدّعا دارد.
پس اینکه اشکال کرده اند که خمس در فوائد که در تاریخ اسلام نبوده چگونه واجب است، اشتباه می باشد.
نامه های رسول خدا از این قرار سات، در فتوح البلدان[1] در شرح و ترجمه کلمه یمن می گوید: «إلی ان قال ص: و ان یأخذ من المغانم خمس الله و ما کتب علی المؤمنین من الصدقة من العقال عشر ما سقی البعل و سقت السماء و نصف العشر ممّ سقی الضرب».
همچنین در سیره ابن هشام[2] و تاریخ طبری[3] نیز این نامه ها موجود است.
و تاریخ ابن کثیر[4] می گوید: «و امره ان یأخذ من المغانم خمس الله ما کتب علی المومنین من الصدقة من العقار فیما سقی المثل».
مثل غلط است و ثبل صحیح است.
همنجینن در طبقات ابی سعد در چند جا این آمده است.[5]
بنابراین جواب از این شبهه این است که عدم الوجدان دلیل بر عدم الوجود نمی شود.
بعض اجلّه چنین توهم کرده اند که خمس ضرر به دستگاه طوغوت نداشته با یان صوف نمی توان گفت که طاغوت از دادن خمس و یا از جمع آوری خمس جلوگیری کرده است لکن این توهم غلط است، چونط اغوت، بنی فاطمه را از اموال شخصی شان جلوگیری می کند پس چه بُعد دارد که از اخماس جلوگیری می کرد.
همچنین اگر به بدایة المجتهد[6] و مغنی[7] مراجعه شود معلوم می شود که خود اهل سنت در مسئله مورد بحث اختلاف دارند.
غرض این است که اهل سنت در کتابهای شان مسئله خمس را جدا مطرح کرده اند.
بناء علی هذا داعی بر اخفاء خمس از ناحیه طاغوت بوده است و طاغوت زمان تعمّد داشته اند که این مسئله اسلامی مخفی نگه دارند.
فعلیه فرمایش بعض الأجلة اشتباه است. هذا جواب اول از این شبهه.
و ثانیا در کتب اهل سنت نوشته است که ذکر احادیث و بیان احکمام اهل بیت عصمت سانسو بوده است.
جواب از این شبهه دوم قبلا گذشت به اینکه قیاس خمس به زکوات از دو بُعد قیاس مع الفارق است.
به عبارت دیگر از این اشکال حلا و نقضا جواب داده می شود:
جواب حلی این است که مسئله خمس از دو جهت با زکات فرق دارد:
1. زکوات از درآمدهای عمومی دولت اسلامی می باشد و لذا می بینیم که مصارف زکوات پل ساختن مدرسه ساخت و خرج جیوش و لشگر شدن و خرج فقراء و امثال آن است.
و به عبارت اوضح زکوات در مصالح عامه خرج می شود و لکن خمس چنین نیست بلکه به اهل البیت ع داده می شود که تقریبا خمس از اموال خصوصی محسوب می شود.
2. مسئله زکوات وجوب اخذ دارد که خداوند فرموده است «و خذ من اموالهم صدقة» و در مورد خمس وجوب اخذ ندارد که خداوند فرموده است «و اعلموا انما غنمتم من شیء فلله خمسه...» این دو آیه جدا با هم فرق دارند.
بر اساس این دو فرق می دانیم که در باب زکات اقتضاء می کند جماعتی زکات را جمع کنند و این بخلاف خمس است که مقدام نبوت و مقام امامت اقتضا نمی کرد به دنبال خمس بروند و رسمایه ای برای خودشان تهیه کنند.
جواب دوم از این شبهه این است که کما یساتی در باب وجوب خمس در معادن یا در باب وجوب خمس در رکاز (گنج) که مسملمین بالاتفاق می گویند در معادن و رکاز خمس است.
مراجعه کنید به فقه علی المذاهب الاربعة[8] و عمدة القاری فی شرح صحیح بخاری[9] .
هذا تمام الکالم علی مسلکنا که آیه مبارکه 41 دلالت بر وجوب خمس در فوائد دارد.
اشکال سوم این است که بعد از پیامبر اکرم وحی منقطع شده است و با انقطاع وحی خمس واجب نخواهد بود.
جواب از این اشکال این است که این توهم غلط است برای اینکه تشریع خمس به وسیله آیه مبارکه 41 و همچنین 10 نامه از رسول خدا انجام شده است و این چه ربطی به انقطاع یا عدم انقطاع وحی دارد؟
ثانیا بر فرض که تشریع خمس در زمان رسول خدا نشده باشد و در زمان صادقین تشریع شده باشد، با آن چه فرق دارد؟
اینکه تشریع در زمان صادقین شده باشد به این جهت است که کما اینکه نزول احکام تدریجی بوده، کذلک بیان و ابلاغ احکام ایضا تدریجی بوده است مثلا جهاد در سال دوم واجب شده، حج در سال هشتم تشریع شده و ممکن است بعضی احکام در وقت ظهور امام زمان عج بیان شود.
فعلیه بین انقطاع وحی و عدم تشریخ خمس ملازمه نیست و وجوب خمس و تشریع آن در زمان صادقین ع هیچگونه اشکالی ندارد.
ملاحظه کنید فوائد الاصول مرحوم کاظمینی[10] .