« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدحسن مرتضوی

73/01/14

بسم الله الرحمن الرحیم

 خمس غنائم دار الحرب/ مراد از غنیمت در آیه /

موضوع: / مراد از غنیمت در آیه / خمس غنائم دار الحرب

نتیجه ما ذکرنا این شد سه روایت معتبره که عبارت از صحیحه ربعی و صحیحه هشام و صحیحه عبدالمالک باشد دلالت دارد که غنیمت در غنائم دار الحرب استعمال شده است یا بگوئید به خاطر قرائنی که در روایات وجود دارد، مفهوم و معنای غنمتم در آیه، غنائم دار الحرب است.

جمله ای از روایات همین معنا را تایید می کند:

منها: روایة عبدالله بن سنان: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَلَى كُلِّ امْرِئٍ غَنِمَ أَوِ اكْتَسَبَ الْخُمُسُ مِمَّا أَصَابَ لِفَاطِمَةَ ع- وَ لِمَنْ يَلِي أَمْرَهَا مِنْ بَعْدِهَا مِنْ ذُرِّيَّتِهَا الْحُجَجِ عَلَى النَّاسِ فَذَاكَ لَهُمْ خَاصَّةً يَضَعُونَهُ حَيْثُ شَاءُوا وَ حُرِّمَ عَلَيْهِمُ الصَّدَقَةُ حَتَّى الْخَيَّاطُ يَخِيطُ قَمِيصاً بِخَمْسَةِ دَوَانِيقَ فَلَنَا مِنْهُ دَانِقٌ إِلَّا مَنْ أَحْلَلْنَاهُ مِنْ شِيعَتِنَا- لِتَطِيبَ لَهُمْ بِهِ الْوِلَادَةُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ شَيْ‌ءٍ عِنْدَ اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْظَمَ مِنَ الزِّنَا إِنَّهُ لَيَقُومُ صَاحِبُ الْخُمُسِ فَيَقُولُ يَا رَبِّ سَلْ هَؤُلَاءِ بِمَا أُبِيحُوا».[1]

در این روایت غنیمت مقابل کسب قرار داده شده است، طبعا عطف تفسیری نیست. بر این اساس از این مقابله استفاده می کنیم غنیمتی که مقابل کسب قرار گرفته است، غنائم دار الحرب می شود. چون کل فوائد یا فوائد مجانیه است از قبیل هبه و ارث و یا از قبیل فوائد کسبیه است مثل زراعت یا خیاطی و... غنیمت در اینجا چه معنایی می تواند داشته باشد؟ طبعا باید گفت غنیمت دار الحرب را می گوید.

پس مقصود از کلمه او غنم، غنائم دار الحرب بوده است.

پس این روایت دلالت دارد که مفهوم و معنای غنمتم در آیه غنائم جنگیه است.

اما این روایت از نظر دلالت خوب است اما دلیل نیست چون در سند روایت عبدالله بن قاسم حضرمی واقع شده است که توثق نشده است.

پس این روایت بخاطر دلالت خوبش موید صحاح متقدمه است.

و یوید ما ذکرنا را ایضا روایة عبدالله بن سنان: «وَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي الْغَنِيمَةِ يُخْرَجُ مِنْهَا الْخُمُسُ وَ يُقْسَمُ مَا بَقِيَ بَيْنَ مَنْ قَاتَلَ عَلَيْهِ وَ وَلِيَ ذَلِكَ وَ أَمَّا الْفَيْ‌ءُ وَ الْأَنْفَالُ فَهُوَ خَالِصٌ لِرَسُولِ اللَّهِ ص».[2]

این روایت به قرینه ای که مکررا توضیح داده شده است واضح است مراد از غنیمت، غنائم حربیه است، این روایت مرسله است و موید است چون عیاشی که طبقه 9 است از ابن سنان نقل می کند بدون واسطه که امکان دارد و واسطه چون مجهول است نمی توان آن را دلیل قرار داد و روایت موید است.

همین روایت در سه باب ذکر شده است و در هر سه مورد این روایت ضعف سندی دارد یک مورد این روایت است که فرقش این است که در این حدیث دو جمله نیامده است و این حدیث از طریق عیاشی نیامده است: «وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي الْغَنِيمَةِ قَالَ يُخْرَجُ مِنْهُ الْخُمُسُ وَ يُقْسَمُ مَا بَقِيَ بَيْنَ مَنْ قَاتَلَ عَلَيْهِ وَ وَلِيَ ذَلِكَ».[3]

این روایت به این طریق هم موید ما ذکرنا می باشد و از دو جهت طریق ضعف سندی دارد:

1. طریق شیخ طوسی به محمد بن سنان.

2. خود محمد بن سالم، محمد بن سالم که مردد تقریبا بین 15 نفر است که از این افراد محمد بن سالم بن شریح مورد اختلاف است محمد بن عبدالحمید مسلما ثقه می باشد و به عنوان محمد بن سالم 56 روایت وارد شده است که این مردد بین 15 است، محمد بن سالم عبدالحمید یا شریح و...

پس اعتماد به این سند فی غایة الاشکال است، چون اگر مراد محمد بن سالم عبدالحمید باشد ثقه است اما این ثابت نمی شود.

بر این اساس این روایت به ملاحظه محمد بن سالم ضعف دارد و موید ما ذکرنا است و دلیل نمی باشد.

فعلیه روایت ابن سنان چه آن روایت باشد و این روایت باشد، اعتماد به آن نمی شود و موید صحاح متقدمه است.

و موید ما ذکرنا روایت عمار بن مروان است: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فِي الْخِصَالِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ فِيمَا يُخْرَجُ مِنَ الْمَعَادِنِ وَ الْبَحْرِ وَ الْغَنِيمَةِ وَ الْحَلَالِ الْمُخْتَلِطِ بِالْحَرَامِ إِذَا لَمْ يُعْرَفْ صَاحِبُهُ وَ الْكُنُوزِ الْخُمُس‌».[4]

در این روایت غنیمت مقابل حلال مختلط به حرام و کنز و معادن و بحر قرار داده شده است، غنیمتی که در مقابل فوائد است، منحصر به غنائم جنگیه است.

پس دلالت این روایت بر اینکه مراد از غنیمت، غنائم جنگی است تمام است.

این روایت موید قرار داده شد، چون در خصوص عمار بن مروان در خصوص این روایت جای تردید دارد، عمار بن مروان خودش ثقه است در روایات دیگر اما در این روایت جای تامل است، چون عمار بن مروان مشترک بین عمار بن مروان ثقه که عبارت عمار بن مروان یثربی است و عمار بن مروان کلبی که ثقه نمی باشد.

پس اگر بخواهیم بگوئیم این روایت صحیحه است دو راه دارد:

1. اثبات کنیم عمار بن مروان کلبی متحد با عمار بن مروان یثربی می باشد. اگر این ثابت شود مشکله حل است و سند معتبر است. اما اثبات این معنا فی غایة الاشکال است و این دو فرد ظاهرا متحد نیستند.

2. اثبات شود که عمار بن مروان کلبی ایضا ثقه می باشد که در نتیجه بگوئیم عمار بن مروان کلبی باشد یا یثربی باشد روایت معتبر است. این را هم نمی توانیم اثبات کنیم.

ظاهرا قرینه ای است که مراد کلبی باشد چون در سند ابن محبوب است چون راوی از کلبی، ابن محبوب است که به واسطه ابوایوب از عمار بن مروان نقل می کند در جاهای دیگر با واسطه نقل کرده است و در اینجا بی واسطه نقل می کند.

پس این روایت از لحاظ سند معتبر نمی باشد. بخاطر اشتراک عمار بن مروان بین ثقه و ضعیف.

پس استناد به این روایت فی غایة الاشکال است و این روایت موید صحاح ثلاثه متقدمه است.

و یوید ما ذکرنا را روایة ابن أبی عمیر: «وَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَذَانِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْخُمُسُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الْكُنُوزِ وَ الْمَعَادِنِ وَ الْغَوْصِ وَ الْغَنِيمَةِ وَ نَسِيَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ الْخَامِسَ».[5]

دلالت این روایت علی المدعی کما ذکرنا به خاطر مقابله بین غنیمت و سایر موارد خمس است. طبعا غنیمتی که مقابل کنز و معادن و غوص است، واضح است که غنائم حربی است و به این قرینه می فهمیم مراد از غنیمت در آیه، غنائم جنگی است.

این روایت بخاطر ارسالش موید است مگر اینکه بگوئیم ابن ابی عمیر از اصحاب اجماع است و فرق بگذاریم بین مرسلات ابن ابی عمیر در جای یکه از غیر واحد نقل می کند یا خیر که هر دو فی غایة الاشکال است.

و یوید ذلک روایت حماد بن عیسی: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع قَالَ: الْخُمُسُ مِنْ خَمْسَةِ أَشْيَاءَ مِنَ الْغَنَائِمِ وَ الْغَوْصِ وَ مِنَ الْكُنُوزِ وَ مِنَ الْمَعَادِنِ وَ الْمَلَّاحَةِ الْحَدِيثَ».[6]

دلالت این روایت علی المدعی به قرینه مقابله است.

و انما جعلناها المویدة بخاطر اینکه روایت مرسله است.

نتیجه ما ذکرنا این است که این روایت هم موید ما ذکرنا است.

الی هنا سه روایت معتبره بود و چند روایت غیر معتبره بود که مجموع این روایات دلالت دارد بر اینکه غنیمت در روایات استعمال در غنائم حربیه شود یا بفرمائید دلالت دارد بر اینکه کلمه غنیمت در روایات تفسیر به غنائم حربیه شده است.

بر این اساس اکثر مفسرین امامیه و قاطبه مفسرین و فقهاء عامه می گویند مراد از غنیمت در آیه غنائم جنگی می باشد.

هذا غایة ما قیل أو یمکن ما یقال که مراد از غنیمت غنائم جنگی می باشد.

این وجه چهارم هم اثبات مدعا را نمی تواند بکند. و الوجه فی ذلک اینکه این روایات تفسیر آیه باشد، قطعا نمی تواند باشد، چون روایاتی که تفسیر بود که ضعیف بود و این سه روایت معتبره که سخنی از آیه در آنها به وجود نیامده است. پس طائفه اول که حجت شرعی نیست تفسیر آیه است و طائفه دوم که حجت شرعی است تفسیر آیه نیست.

غایة ما یمکن أن یقال این است که امام کلمه غنیمت را استعمال در غنائم حربیه کرده است، زائد بر این روایات دلالت ندارد. کل این روایات را ببنید کدام می تواند تفسیر آیه باشد؟ آنچه که روایات دلالت دارد این است که امام غنیمت را در غنائم حربیه استعمال کرده است خصوص کلمه ربعی که مغنم را می گوید رسول خدا می گرفت و تقسیم می کرد.

اما خوانده اید که زمانی می توانید حرف را بزنید که بدانید امام لفظ را استعمال حقیقی کرده است اما می دانید که استعمال بر دو نوع است حقیقی و مجازی و در اینجا امکان دارد استعمال مجازی باشد.

کل این روایات جوابش این است که ما قبول داریم در کلام امام غنیمت در غنائم حربیه استعمال شده است اما دلالت ندارد که این استعمال حقیقی باشد.

الی هنا به این نتیجه رسیدیم که احتمال اول در غنیمت این بود که مراد غنائم حربیه باشد.

این معنا چهار دلیل داشت. الی هنا به این نتیجه رسیدیم که هیچ یک از این ادله اثبات معنای مذکور نمی کند.

احتمال دوم در غنیمت این است که گفته شود مقصود و معنای غنیمت، مطلق فائده است چه فائده جنگی یا کسبیه یا مجانی و... باشد.

دلیل بر این احتمال دوم سیاتی ان شاء الله تعالی.

 


[1] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج9، صص503 و 504، باب8، ح8.
[2] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج9، ص517، باب1، ح14.
[3] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج9، صص5489، باب2، ح10.
[4] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج9، ص494، باب3، ح6.
[5] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج9، ص494، باب3، ح7.
[6] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج9، ص489، باب2، ح4.
logo