« فهرست دروس

درس خارج فقه استاد سیدحسن مرتضوی

1401/03/10

بسم الله الرحمن الرحیم

تزاحم بین سجده منسیه یا صالت احتیاط با نماز عصر/ اجزاء منسیه /كتاب الصلاة

 

موضوع: كتاب الصلاة/ اجزاء منسیه /تزاحم بین سجده منسیه یا صالت احتیاط با نماز عصر

مسأله 7: «لو كان عليه قضاء أحدهما في صلاة الظهر و ضاق وقت العصر‌فان لم يدرك منها لو أتى به حتى ركعة قدّم العصر و قضى الجزء بعدها، و إن أدرك منها ركعة فلا يبعد وجوب تقديم العصر أيضا، و لو كان عليه صلاة الاحتياط للظهر و ضاق وقت العصر فإن أدرك منها ركعة قدّم صلاة الاحتياط، و إلا قدّم العصر و يحتاط بإتيان صلاة الاحتياط بعدها و إعادة الظهر»[1]

در این مسئله، دو مطلب اشاره می شود:

مطلب اول: فروض اربعه و احکام آنها

مطلب دوم: وجه احتیاط در این مسئله

اما مطلب اول: فروض اربعه و احکام آنها

فروض اربعه از این قرار است که تارة مصلی از نماز ظهر سجده منسیه دارد یا تشهد منسی دارد یا نماز احتیاط دارد، در نماز ظهر شک بین 3 و 4 کرده است و بناء را بر چهار گذاشته است و باید نماز احتیاط دو رکعت نشسته یا یک رکعت ایستاده بخواند، بر این مصلی یا سجده واحده منسیه است یا تشهد منسیه است و یا نماز احتیاط منسی است.

با این فراموش، می خواهد نماز عصر را بخواند، کارشناس می گوید 5 دقیقه به غروب نمانده است و نماز عصر او هم کمتر از 5 دقیقه امکان ندارد، اگر سجده منسیه یا تشهد منسی انجام بدهد یا صلات احتیاط را بخواند، نماز عصر از بین می رود، این مصلی چه کند؟ نماز احتیاط را بخواند یا نماز عصر را بخواند؟ سجده منسیه یا تشهد منسی را انجام بدهد یا نماز عصر را بخواند؟

این یک فرض از فروض اربعه است که در واقع دو فرض است، تارة سجده منسیه است و تشهد منسی و اخری نماز احتیاط منسی دارد.

این دو فرض که بفرمایید تارة تشهد منسی است و وقت برای عصر نمی ماند و اخری نماز احتیاط است که وقت برای عصر نمی ماند.

فرض سوم این است که سجده منسیه است اما در این مثالی که زدیم، شش دقیقه به غروب مانده است، پنج دقیقه نماز احتیاط طول می کشد و یک رکعت از نماز عصر را می تواند در یک دقیقه بخواند.

تمکن از نماز عصر بتمامها ندارد اما تمکن از نماز عصر برکعتها دارد، این نماز احتیاط بخواند و یک رکعت نماز عصر را درک کند یا اگر سجده منسیه دارد و این سجده 4 دقیقه طول می کشد و اگر انجام دهد، دو دقیقه به غروب می ماند و یک رکعت نماز عصر را در کمی کند.

این هم دو فرض دارد با تمکن از ادراک رکعت، تارة منسی، سجده منسیه است و اخری نماز احتیاط است.

فالفروض اربعة می شود. سجده منسیه وقت نیست، احتیاط وقت نیست، سجده منسیه رکعت باقی می ماند، احتیاط رکعت باقی می ماند.

حکم این چهار فرض چیست؟

در فرض اول و دوم تقریبا اتفاقی است که سجده منسیه را ترک کند و بعد از نماز عصر بخواند و تقریبا اتفاقی است که نماز احتیاط را نخواند و نماز عصر را انجام بدهد و بعد از آن سجده منسیه را انجام بدهد و تشهد منسیه را انجام بدهد و نماز احتیاط را انجام بدهد.

تقریبا این دو فرض هیچ اختلافی نیست و همه این را قبول دارند.

لعل سرّ این اختلاف این باشد که دوران امر بین این است که جزء قضاء شود یا کل نماز عصر قضاء شود یا یک رکعت نماز احتیاط قضاء شود یا نماز عصر بتمامها قضاء شود که هر عاقلی می گوید نماز عصر مقدم است.

پس باید گفت که تقدیم عصر در این دو فرض هم اتفاقی است و هم عقلی است.

فعلیه اتیان به نماز عصر در این دو فرض، اولا اتفاقی است و ثانیا اهمیت اصل نماز عصر به سجده منسیه نماز ظهر، از اوضح واضحات است. لذا بفرمایید نماز عصر لاهمیتها و للاتفاق مقدم می شود.

انما الکلام در فرض 3 و 4 است. در این دو فرض دو نظریه است:

نظریه اولی: نماز احتیاط را بخواند و بعد یک رکعت نماز عصر را در وقت درک کند و سه رکعت را خارج وقت بخواند.

این نظریه را در این فرض، اغلب فقهاء می فرمایند، شاید قریب به اتفاق باشد که اولا اتیان به سجده منسیه، تشهد منسی، نماز احتیاط شود و بعد نماز عصر بخواند و یک رکعت آن در وقت واقع می شود و سه رکعت خارج وقت انجام می شود.

نظریه دوم: در این فرض هم اولا نماز عصر را بخواند و نماز احتیاط بعد از نماز عصر خوانده شود، سجده منسیه یا تشهد منسی بعد از نماز عصر باشد و کل نماز عصر در وقت واقع شود. قهرا سجده منسیه و تشهد منسی تاخیر می افتد.

این نظریه ای است که اقلا چهار نفر از معلقین عروه این نظریه را فرموده اند و گفته اند در این فرض تقدم الاصل علی المنسی است. مرحوم آقا ضیاء عراقی[2] و مرحوم حائری[3] و سیدنا الاستاد[4] ایشان در تحریر لا یبعد دارد اما در حاشیه اقوا دارد و مرحوم آقای گلپایگانی[5] هم همین را می گوید.

فعلیه نظریه دوم تقدیم العصر علی المنسی است.

دلیل بر نظریه اولی: دلیل بر این نظریه، قاعده من ادرک است، این یکی از قواعد مهمه فقه است.

بعضی از روایات دال بر این قاعده را از باب تبرک ذکر می کنیم:

منها: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: فَإِنْ صَلَّى رَكْعَةً مِنَ الْغَدَاةِ ثُمَّ طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَلْيُتِمَّ وَ قَدْ جَازَتْ صَلَاتُهُ»[6]

منها: «وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مَنْ أَدْرَكَ مِنَ الْغَدَاةِ رَكْعَةً قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ فَقَدْ أَدْرَكَ الْغَدَاةَ تَامَّةً»[7]

منها: «وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَحْمَدَ «5» بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: فَإِنْ صَلَّى مِنَ الْغَدَاةِ رَكْعَةً ثُمَّ طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَلْيُتِمَّ الصَّلَاةَ وَ قَدْ جَازَتْ صَلَاتُهُ وَ إِنْ طَلَعَتِ الشَّمْسُ قَبْلَ أَنْ يُصَلِّيَ رَكْعَةً فَلْيَقْطَعِ الصَّلَاةَ وَ لَا يُصَلِّ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ وَ يَذْهَبَ شُعَاعُهَا»[8]

منها: «مُحَمَّدُ بْنُ مَكِّيٍّ الشَّهِيدُ فِي الذِّكْرَى قَالَ رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: مَنْ أَدْرَكَ رَكْعَةً مِنَ الصَّلَاةِ فَقَدْ أَدْرَكَ الصَّلَاةَ»[9]

منها: «َقالَ وَ عَنْهُ ع مَنْ أَدْرَكَ رَكْعَةً مِنَ الْعَصْرِ قَبْلَ أَنْ يَغْرُبَ الشَّمْسُ فَقَدْ أَدْرَكَ الْعَصْرَ»[10]

این حدیث مرسله است اما نتیجه ای که می خواهیم بگیریم خیلی واضح است.

این احادیث حکومت بر ادله اولیه دارد که می گویند کل نماز باید در وقت باشد، این روایات می گوید یک رکعت هم در وقت باشد، کافی است و شارع خارج وقت را وقت قرار داده است.

در مفاد من ادرک اختلاف است که توسعه در زمان است و کلش اداء است و یا اینکه بعضی اداء و بعضی قضاء است و یا کلش را قضاء می دهد.

تنزیل، تنزیل خارج وقت به وقت تعبدا است.

اگر فقهاء به این روایات عمل کرده اند، شما دو وقت برای نماز عصر دارید:

1. 4 رکعت به غروب که نماز عصر در وقت توسعه انجام می دهد.

2. 1 رکعت به غروب که یک رکعت نماز عصر در وقت انجام می شود.

پس نظریه اولی در کل این دو فرض، می فرمایند مزاحمتی نیست و نماز عصر وقتش باقی می ماند و نماز احتیاط را بخواند و نماز عصر را به حکم من ادرک انجام بدهد که مسامحة بعضی می گویند وقت اضطراری است و با بیان ما وقت تنزیلی است.

این قاعده جزء قواعد مسلمه است.

بر این اساس نظریه اولی می گوید نماز عصر تاخیر بیفتد و نماز احتیاط را بخواند و بعد عصر را انجام بدهد، تشهد منسی را انجام بدهد و بعد نماز عصر را بخواند.

تقدیم المنسی علی العصر، به حکم قاعده من ادرک، توسعه در وقت است و مزاحمتی نیست، نماز عصر وقتش تمام است و نماز منسی را بخواند که مبادرت واجب است و نماز احتیاط هم بخواند که مبادرت واجب است.

نتیجه ما ذکرنا در این دو فرض، منسی مقدم بر نماز عصر می شود.

این دلیل بر نظریه اول که اجمالش قاعده من ادرک باشد که همه نماز احتیاط و عصر در وقت است، یکی در وقت تکوینی است و یکی در وقت تنزیلی است.

اما دلیل نظریه دوم: این گروه می گویند در اینجا باید نماز عصر بخواند و تشهد منسی یا نماز احتیاط یا سجده مسنیه باید قضاء شود.

اولا: این نظریه در ترتیب بین ظهر و عصر این مسلم است اما ترتیب بین یک سجده و عصر، جای تامل است. تقدم کل نماز ظهر بر عصر وجود دارد اما تقدم یک جزء از ظهر بر نماز عصر، جای تامل دارد و می شود انکار کرد، در نتیجه ترتیب بین تشهد منسی یا سجده منسیه و نماز عصر معتبر نیست.

ثانیا: تقدیم منسی وجوب فوری دارد که تقدیم المنسی است و یک واجب دیگری دارد که صلات عصر در وقت باشد، مزاحمت بین وجوب اصل نماز عصر و بین وجوب فوری تشهد ظهر است. واضح است که نماز عصر مقدم می شود.

پس نظریه دوم اقلا دو راه دارد: 1. عدم وجوب ترتیب؛ 2. اهمیت وجوب عصر از فوریت. پس منسی باید بعد از نماز عصر واقع شود.

هناک طرقٌ اخر برای این نظریه، که ان شاء الله تعالی این فروض جلسه بعد بیان می شود.

 


[1] تحریر الوسیله، امام خمینی، ج1، ص213.
[2] «في وجوب تقديمهما حينئذٍ نظر جدّاً لعين ما ذكرنا من الوجه في نظائره»؛ العروة الوثقی (المحشی)، سید یزدی، ج3، ص294.
[3] «بل يقدّم العصر عليهما على الأحوط»؛ العروة الوثقی (المحشی)، سید یزدی، ج3، ص293، حاشیه 3.
[4] «وجوب تقديم العصر لا يخلو من قوّة»؛ العروة الوثقی (المحشی)، سید یزدی، ج3، ص293، حاشیه 3.
[5] «بل يقدّم العصر عليهما»؛ العروة الوثقی (المحشی)، سید یزدی، ج3، ص293، حاشیه 3.
[6] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج4، ص217، ابواب المواقیت، باب30، ح1.
[7] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج4، ص217، ابواب المواقیت، باب30، ح2.
[8] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج4، ص217، ابواب المواقیت، باب30، ح3.
[9] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج4، ص218، ابواب المواقیت، باب30، ح4.
[10] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج4، ص218، ابواب المواقیت، باب30، ح5.
logo