هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
1405/02/15
بسم الله الرحمن الرحیم
ادوات الاستثناء/مفهوم الحصر /المفاهیم

موضوع: المفاهیم/مفهوم الحصر /ادوات الاستثناء
متن کتاب: و مما یدل على الحصر و الاختصاص، «إنّما» (1) و ذلك (2) لتصریح أهل اللغة بذلك (2) و تبادره (3) منها (4) قطعا عند أهل العرف و المحاورة.
مرحوم مصنّف در اینجا، سه مورد از ادوات حصر را مطرح می نمایند: إنّما، بل اضرابیّه و مسندٌ الیه محلّی به الف و لام؛
انّما دلالت بر اختصاص مسندٌ الیه به مسند و عدم ثبوت مسندٌ الیه در غیر مسند دارد مثل: «إنّما الحیوة الدنیا لعبٌ و لهوٌ»[1] که دلالت بر آن دارد که ماهیّت زندگی دنیا از دو حال خارج نیست، یا لعب است و یا لهو و هیچ ماهیّت سوّمی برای زندگی دنیا متصوّر نبوده و زندگی دنیا از سائر ماهیّات، نفی می شود.
مسندٌ الیه محلّی به الف و لام نیز همچون انّما، دلالت بر اختصاص مسندٌ الیه به مسند و عدم ثبوت مسندٌ الیه در غیر مسند دارد مثل: «العالم زیدٌ» که دلالت بر اختصاص وصف عالم به زید و عدم ثبوت وصف عالم برای غیر زید دارد.
در حالی که بل إضرابیّه ابطالیّه وارد بر جمله، دلالت بر اختصاص ابطال به جمله قبل و عدم ابطال جمله بعد از خود دارد و بل اضرابیّه دالّ بر تقریر نفی و نهی سابق و اثبات ضدّ آن برای ما بعد بل، دلالت بر اختصاص مسند یعنی نفی و نهی سابق به معطوفٌ علیه و عدم ثبوت مسند یعنی نفی و نهی سابق برای معطوف دارند.
همانطور که واضح است، حصر مستفاد از بل با حصر مستفاد از انّما و مسندٌ الیه محلّی به الف و لام، یک تفاوت اساسی دارد و آن اینکه حصر مفهوم از بل اضرابیّه دالّ بر تقریر نفی و نهی سابق و اثبات ضدّ آن برای ما بعد بل، بر عکس حصر مستفاد از انّما و مسندٌ الیه محلّی به لام، از قبیل حصر مسندٌ الیه در مسند نبوده و بالعکس، از قبیل حصر مسند در مسندٌ الیه می باشد؛ کما اینکه حصر مفهوم از بل اضرابیّه وارد بر جمله، اساساً از قبیل حصر مسند در مسندٌ الیه یا بالعکس نیست، بلکه از قبیل حصر مفاد بل یعنی ابطال نسبت به ثبوت مسند برای مسندٌ الیه در جمله ما قبل و عدم ابطال ابطال نسبت به ثبوت مسند برای مسندٌ الیه در جمله ما بعد می باشد.
ای دلالة «إنّما» علی الحصر و الإختصاص.
ای الحصر و الإختصاص.
ای من کلمة «إنّما».
متن کتاب: و دعوى أن الإنصاف أنه (1) لا سبیل لنا إلى ذلك (2)، فإن موارد استعمال هذه اللفظة (3) مختلفة و لا یعلم بما هو مرادفٌ لها (3) فی عرفنا (4) حتى یستكشف منه (5) ما هو المتبادر منها (3) غیر مسموعة (6)، فإن السبیل إلى التبادر لا ینحصر بالانسباق إلى أذهاننا (7)، فإن الانسباق إلى أذهان أهل العرف (8) أیضا سبیل (9).
و ربما یعدّ مما دل على الحصر، كلمة «بل» الإضرابیة (10) و التحقیق أن الإضراب على أنحاء:
این ادّعا را مرحوم شیخ انصاری در مطارح الأنظار مطرح نموده اند.
ای دلالة «إنّما» علی الحصر و الإختصاص.
ای لفظة «إنّما».
ای فی عرفنا اهل اللغة الفارسیّة.
ای ممّا هو مرادفٌ للفظة «إنّما».
«غیر مسموعة»، خبر برای «دعوی أنّ الإنصاف الخ» می باشد.
ای اهلِ اللغة الفارسیّة.
ای اهل عرف اللسان العربی.
ای سبیلٌ الی التبادر.
اضراب به معنای نادیده گرفتن ما قبل می باشد و به لحاظ تأثیر گذاری اعرابی در جمله، دو نوع بل اضرابی وجود دارد:
نوع اوّل، بل اضرابی وارد بر جمله که حرف ابتداء بوده و جمله بعد از آن محلّی از اعراب ندارد؛
و نوع دوّم، بل اضرابی وارد بر مفرد که حرف عاطفه بوده و عاملی که بر معطوفٌ علیه آن وارد شده است، بر سر معطوف آن نیز در می آید.
بل اضرابی ابتدائیّه وارد بر جمله دو معنا دارد:
معنای اوّل، ابطال مفاد جمله قبل و اثبات مفاد جمله بعد مثل «أم یقولون به جنّةٌ، بل جاءهم بالحقّ».
و معنای دوّم، انتقال از غرضی به غرض دیگر به این معنا که دلالت بر تثبیت مفاد جمله قبل و اثبات مفاد جمله بعد دارد مثل: «قد أفلح من تزکّی و ذکر اسم ربّه فصلّی، بل تؤثرون الحیاة الدنیا».
امّا در رابطه با معنای بل اضرابی عاطفه وارد بر مفرد سه قول وجود دارد:
قول اوّل، قول مشهور است که در صورتی که جمله قبل از بل، جمله موجبه یا جمله حاوی امر باشد، بل عاطفه ما قبل را مسکوتٌ عنه قرار داده و حکم ما قبل را برای ما بعد ثابت می نماید مثل «إضرب زیداً بل عمراً» یا «قام زیدٌ بل عمروٌ» و در صورتی که جمله قبل از بل، جمله سالبه یا جمله حاوی نهی باشد، بل عاطفه ما قبل را تقریر نموده و ضدّ حکم ما قبل را برای ما بعد خود ثابت می نماید مثل «ما قام زیدٌ بل عمروٌ» یا «لا تضرب زیداً بل عمراً».
قول دوّم، قول مبرّد و عبد الوارث که در صورتی که جمله قبل از بل، جمله موجبه یا جمله حاوی امر باشد، بل عاطفه ما قبل را مسکوتٌ عنه قرار داده و حکم ما قبل را برای ما بعد ثابت می نماید و در صورتی که جمله قبل از بل، جمله سالبه یا جمله حاوی نهی باشد، بل عاطفه ناقله بوده و معنای نفی و نهی را در ما قبل تقریر و تثبیت نموده و آن را به ما بعد، انتقال می دهد.
و قول سوّم، قول منسوب به حاجبی که مطلقاً بل عاطفه دلالت بر تقریر و تثبیت حکم ما قبل و اثبات ضدّ حکم ما قبل برای ما بعد می داند، چه جمله ما قبل، موجبه یا حاوی امر باشد و چه سالبه یا حاوی نهی.
همانطور که واضح است، صرف نظر از موقعیّت لفظی بل و اینکه مفرد بعد از آن قرار گرفته و عاطفه باشد یا جمله بعد از آن قرار گرفته و ابتدائیّه، به لحاظ معنا مجموعاً چهار معنا برای بل ذکر شده است:
معنای اوّل: ابطال ما قبل و اثبات ما بعد مثل «أم یقولون به جنّة، بل جاءهم بالحقّ»؛ مرحوم مصنّف با عبارت «و منها ما كان فی مقام الردع و إبطال ما أثبت أولا» به این معنا اشاره نموده و این معنا را دالّ بر حصر می دانند.
معنای دوّم: مسکوتٌ عنه قرار دادن ما قبل و اثبات حکم ما قبل برای ما بعد مثل «إضرب زیداً بل عمراً»؛ مرحوم مصنّف با عبارت «منها ما كان لأجل أن المُضرَب عنه، إنما أتى به غفلة أو سبقه به لسانه، فیُضرِبَ بها عنه إلى ما قصد بیانه» به این معنا اشاره نموده و این معنا را دالّ بر حصر نمی دانند.
معنای سوّم: انتقال از غرضی به غرض دیگر و اثبات همان حکم ثابت برای ما قبل برای ما بعد مثل: «قد أفلح من تزکّی و ذکر اسم ربّه فصلّی، بل تؤثرون الحیاة الدنیا»؛ مرحوم مصنّف با عبارت «و منها ما كان لأجل التأكید، فیكون ذكر المُضرَب عنه كالتوطئة و التمهید لذكر المُضرَب إلیه» به این معنا اشاره نموده و آن را دالّ بر حصر نمی دانند.
و معنای چهارم: تقریر ما قبل و اثبات ضدّ حکم ما قبل برای ما بعد مثل «ما قام زیدٌ بل عمروٌ»؛ مرحوم مصنّف به این معنا اساساً اشاره ننموده و حکم آن را به لحاظ دلالت یا عدم دلالت بر حصر بیان نمی نمایند، ولی به نظر می رسد این معنا نیز همچون معنای اوّل، دلالت بر حصر داشته باشد، اگرچه معنای اوّل دلالت بر حصر ابطال در ما قبل بل داشت امّا این معنا دلالت بر حصر حکم ما قبل بل در ما قبل و عدم ثبوت حکم ما قبل بل برای ما بعد آن و همچنین حصر ضدّ حکم ما قبل بل در ما بعد آن دارد.
متن کتاب: منها (1) ما كان لأجل أن المُضرَب عنه، إنما أتى به غفلة أو سبقه (2) به (3) لسانه (2) (4)، فیُضرِبَ بها (5) عنه (3) إلى ما قصد بیانه، فلا دلالة له (6) على الحصر (7) أصلا، فكأنه أتى بالمضرب إلیه ابتداء (8) كما لا یخفى.
و منها (9) ما كان لأجل التأكید (10)، فیكون ذكر المُضرَب عنه كالتوطئة و التمهید لذكر المُضرَب إلیه، فلا دلالة له (11) علیه (7) أیضا (12).
ای من أنحاء الإضراب.
ای المتکلّم.
ای المُضرَب عنه.
تفاوت غفلت با سبق لسان در آن است که مثلاً در «حبیبی قمرٌ بل شمسٌ» در فرض غفلت، متکلّم در مرحله اوّل از زیبایی فوق العاده معشوق خود غفلت داشته و لذا زیبایی معشوق خود را در مرتبه پایین تری به قمر تشبیه کرده است و بعد، غفلت او نسبت به میزان زیبایی فوق العاده معشوق خود برطرف شده و با «بل» اضراب، در صدد تشبیه زیبایی معشوق خود به شمس بر آمده است، در حالی که در فرض سبق لسان، متکلّم در مرحله اوّل، از تشبیه زیبایی معشوق خود به شمس، غافل نبوده و ملتفت بوده می خواهد زیبایی معشوق خود را به شمس تشبیه نماید، ولی زبان او نچرخیده و به اشتباه به جای «شمس»، لفظ «قمر» بر زبان او جاری شده و سپس با «بل» اضراب، این اشتباه لفظی را جبران نموده است.
ای بلفظة «بل».
ای للإضراب عمّا ذکره غفلةً أو لسبق اللسان.
ای علی الحصر و اختصاص سنخ الحکم بالمضرب الیه و نفیه عن المُضرَب عنه.
ای و لم یذکر المُضرَب عنه اصلاً.
ای من أنحاء الإضراب.
مثل: «قد أفلح من تزکّی و ذکر اسم ربّه فصلّی، بل تؤثرون الحیاة الدنیا».
للإضراب لأجل التأکید.
زیرا در بل اضرابیّه تأکیدیّه، فرض بر آن است که حکم مُضرَبٌ عنه و مُضرَبٌ الیه، یکسان می باشد و اینطور نیست که حکم مُضرَبٌ الیه از مُضرَبٌ عنه نفی گردد، و الّا تأکید حاصل نمی گردید.
متن کتاب: و منها (1) ما كان فی مقام الردع و إبطال ما أثبت أولا (2)، فیدل (3) علیه (4) و هو واضح.
ای و من أنحاء الإضراب.
مثل «أم یقولون به جنّة، بل جاءهم بالحقّ».
ای الإضراب الابطالی.
ای علی الحصر و اختصاص الابطال بما قبل بل و عدم شموله بالنسبة الی ما بعدها.