« فهرست دروس
درس کتاب المکاسب استاد سید مهدی میرمعزی

1405/03/10

بسم الله الرحمن الرحیم

ثبوت التصرّف أو حدوث العیب فی المعیب الذی لا یجوز اخذ الارش فیه لاجل الربا/ما یظهر من بعض الاصحاب سقوط الردّ و الأرش بها /مسقطات خیار العیب

 

موضوع: مسقطات خیار العیب/ما یظهر من بعض الاصحاب سقوط الردّ و الأرش بها /ثبوت التصرّف أو حدوث العیب فی المعیب الذی لا یجوز اخذ الارش فیه لاجل الربا

 

متن کتاب: و ممّا ذكرنا (1) ظهر ما فی تصحیح هذا (2) بأنّ قیمة العیب الحادث غرامةٌ لما فات فی یده (3) مضموناً علیه (3) نظیر المقبوض بالسوم (4) إذا حدث فیه العیب، فلا ینضمّ (5) إلى المثمن حتى یصیر (6) أزید من الثمن (7).

إذ فیه (8) وضوح الفرق (9)؛ فإنّ المقبوض بالسوم إنّما یتلف فی ملك مالكه (10)،

    1. و ممّا ذکرنا من انه يلزم الربا اما في اصل المعاوضة او في الفسخ اذا ردّ المشترى المثمن مع قيمة العيب.

    2. ای تصحیح اخذ ارش العیب الحادث عند الردّ فی البیع الربوی و دفع اشکال لزوم الربا فی المعاوضة او الفسخ فی فرض اخذ الأرش فی البیع الربوی.

    3. ای المشتری.

    4. مراد از «سوم» در اینجا، قول و قرار های قبل از معامله می باشد یعنی اینکه مشتری بعد از آنکه بر سر قیمت و مقدار و اوصاف مبیع و سائر شرائط با بایع اجمالاً توافق نمودند، قبل از اینکه صیغه عقد جاری شود، مبیع را از بایع تحویل بگیرد و در همین اثناء و قبل از اجراء صیغه عقد، عیبی در آن حادث شود که در اینجا، مشتری در صورت حدوث عیب، می تواند صیغه عقد را اجرا ننموده و انصراف دهد، ولی باید قیمت عیب حادث را به عنوان غرامت به بایع بپردازد و واضح است که غرامت در اینجا، در کنار مثمن، در مقابل ثمن قرار نگرفته است تا ربای در معاوضه لازم آید، کما اینکه اساساً معاوضه ای انجام نشده تا در صورت بازگرداندن مثمن به همراه غرامت عیب به بایع، ربای در فسخ لازم بیاید.

    5. ای قیمة العیب الحادث.

    6. ای المثمن.

    7. ای و یلزم الربا فی المعاوضة أو الفسخ.

    8. ای فی هذا التصحیح.

    9. ای الفرق بین المقبوض بالسوم و المقبوض بالعقد.

    10. و هو البائع.

 

متن کتاب: فیضمنه (1) القابض (2)، و العیب الحادث فی المبیع لا یتصوّر ضمان المشتری (3) له (4) إلّا بعد تقدیر رجوع العین فی ملك البائع و تلف وصف‌ الصحّة منه (5) فی ید المشتری، فإذا فرض أنّ صفة الصحّة لا تقابل بجزءٍ من المال فی عقد المعاوضة، فیكون تلفها (6) فی ید المشتری كنسیان العبد الكتابة، لا یستحقّ البائع عند الفسخ قیمتها (7) (8).

و الحاصل أنّ البائع لا یستحقّ من المشتری (9) إلّا ما وقع مقابلًا بالثمن و هو نفس المثمن، من دون اعتبار صحّته (10) جزءً، فكأنه (11) باع عبداً كاتباً، فقبضه (12) المشتری، ثمّ فسخ (13) أو تفاسخا (14) بعد نسیان العبد الكتابة (15).

نعم هذا (16) يصح في غير الربويين، لأن وصف الصحة فيه (17) يقابل بجزء من الثمن، فيرد المشتری قيمة العيب الحادث عنده (18) ليأخذ الثمن المقابل لنفس المبيع مع الصحة.

    1. ای المقبوض بالسوم.

    2. و هو المشتری.

    3. و هو القابض.

    4. ای اللعیب الحادث.

    5. ای من المبیع.

    6. ای تلف وصف الصحّة.

    7. ای قیمة الصحّة أو الکتابة أو کلّ وصفٍ لا یقابل بمال.

    8. حاصل فرمایش مرحوم مصنّف در مقام بیان فرق میان مقبوض بالسوم و مقبوض بالعقد الربوی آن است که ضمان تلف در مقبوض بالسوم، ضمان قهری حاصل از قاعده ید می باشد، در حالی که ضمان تلف در مقبوض بالعقد الربوی، ضمان معاوضی است؛

توضیح مطلب آن است که در مقبوض بالسوم، وصف صحّت نیز همچون اصل عین، هنوز ملک مالک قبلی آن یعنی بایع بوده و لذا همانطور که اگر اصل عین در دست مشتری تلف شود، قاعده ید مقتضی ضمان می باشد، اگر وصف صحّت عین نیز در دست مشتری تلف گردد، قاعده ید مقتضی ضمان مشتری نسبت به وصف صحّت خواهد بود؛ در حالی که در مقبوض بالعقد الربوی، در صورت تلف، قاعده ید مقتضی ضمان نیست، زیرا موضوع قاعده ید، تلف ملک غیر در دست مکلّف است، در حالی که در اینجا، تلف وصف صحّت به واسطه عیب حادث، بعد از بیع و تملیک عین و وصف صحّت آن به مشتری حاصل شده است و از قبیل تلف ملک غیر در دست مشتری نیست تا قاعده ید، مقتضی ضمان آن باشد، در نتیجه تنها عاملی که برای ضمان وصف صحّت باقی می ماند، ضمان معاوضی است در حالی که در معاوضه حاصل در بیع ربوی، متعاقدین در اصل عقد، صرفاً ضامن پرداخت ثمن در مقابل اصل مثمن شده اند و وصف صحّت را مجّاناً تملیک کرده و ضامن هیچ چیزی در قبال وصف صحّت نشده اند، در نتیجه در فرض فسخ نیز معاوضه آنها صرفاً مقتضی ضمان بایع نسبت به اصل ثمن و ضمان مشتری نسبت به اصل مثمن می باشد، نه ضمان مشتری نسبت به وصف صحّت، لذا در صورت تلف وصف صحّت، غرامت این وصف بر مشتری لازم نخواهد بود؛ زیرا در صورت فسخ مشتری، بر مشتری صرفاً لازم است آنچه در مقابل ثمن او قرار گرفته است، یعنی نفس مثمن را به بایع پس دهد، نه وصف صحّت را که هیچ چیزی از ثمن در مقابل آن قرار نگرفته است.

بله، در بیع غیر ربوی، از آنجا که وصف صحّت نیز همچون اصل عین، عوض داشته و بخشی از ثمن در مقابل اصل عین قرار گرفته و بخشی از ثمن در مقابل وصف صحّت قرار می گیرد، لذا ضمان معاوضی مقتضی آن است که همانطور که در برابر آن بخشی از ثمن که در مقابل اصل عین می باشد، مشتری ضامن برگرداندن اصل عین باشد، در برابر آن بخشی از ثمن که در مقابل وصف صحّت عین قرار گرفته است نیز مشتری ضامن برگرداندن وصف صحّت باشد و این ضمان مقتضی آن خواهد بود که در فرض تلف وصف صحّت به واسطه عیب حادث در دست مشتری، مشتری آن بخشی از ثمن را که در مقابل وصف صحّت قرار گرفته است، به عنوان غرامت در دست بایع باقی گذارده و آن را طلب ننماید.

    9. ای لا یستحقّ من المشتری عند ارادة المشتری للردّ.

    10. ای من دون اشتراط صحّة المبیع جزءً للمثمن المقابل بالثمن.

    11. ای البائع.

    12. ای العبدَ الکاتب.

    13. ای المشتری.

    14. ای المشتری و البائع.

    15. فکما أنّ البائع بعد الفسخ أو التفاسخ بعد نسیان الکتابة فی ید المشتری، لا یستحقّ شیئاً فی مقابل الکتابة، کذلک لا یستحقّ بعد الفسخ أو التفاسخ بعد زوال الصحّة فی ید المشتری، شیئاً فی مقابل وصف الصحّة.

    16. ای استحقاق البائع علی ذمّة المشتری شیئاً فی مقابل وصف الصحّة اذا فسخ المشتری بعد زوال الصحّة بالعیب الحادث فی ید المشتری.

    17. ای فی غیر الربویین.

    18. ای عند المشتری.

logo