1405/07/11
بسم الله الرحمن الرحیم
آیه 75 سوره هود/غضب و حلم /تفسیر موضوعی
موضوع: تفسیر موضوعی/غضب و حلم /آیه 75 سوره هود
در این جلسه، ادامه بحث تفسیری آیات ۷۴ و ۷۵ سوره مبارکه هود تقدیم میشود. در جلسات گذشته، مراحل زیر انجام شده بود:
۱. قرائت آیات و ترجمه آنها
۲. شرح لغات (پنج لغت مورد بحث در این آیات)
۳. ورود به نکات تفسیری
برای روشن شدن فضای آیات، ابتدا به اصل قصه و جایگاه این آیات پرداخته میشود و سپس نکات تفسیری ارائه خواهد شد.
بخش اول: مرور داستان حضرت ابراهیم علیه السلام
داستان از آیه ۶۹ سوره هود (صفحه ۲۲۹ قرآن کریم) آغاز میشود. فرشتگانی که به امر پروردگار به خانه حضرت ابراهیم علیه السلام آمدند، سه فرشته مقرب الهی بودند:
- جبرئیل علیه السلام
- اسرافیل علیه السلام
- میکائیل علیه السلام
این سه فرشته به صورت انسانهای جوان، نورانی و خوشقامت ظاهر شده بودند.
هنگامی که فرشتگان وارد شدند و سلام کردند، حضرت ابراهیم علیه السلام پاسخ سلام داد و برای پذیرایی، یک گوساله بریانشده آماده کرد. این اقدام نشاندهنده دستودلبازی و کرامت حضرت ابراهیم علیه السلام بود.
وقتی مهمانان دست به غذا نزدند، حضرت ابراهیم علیه السلام نگران شد. دلیل این نگرانی، عرف رایج در آن زمان بود که اگر مهمانی از سفره غذا نمیخورد، نشانه قصد دشمنی داشت.
فرشتگان با دیدن ترس حضرت ابراهیم علیه السلام عرض کردند: «نترس، ما فرشتگان مقرب الهی هستیم و مأموریت ما به سوی قوم لوط است.»
بخش دوم: ارتباط داستان با قوم لوط
حضرت لوط علیه السلام پیامبر قوم خود و معاصر حضرت ابراهیم علیه السلام بود و در واقع از کارگزاران و مبلغ دین ایشان محسوب میشد.
به دلیل گناه شنیع قوم لوط، خداوند دستور نابودی آنها را صادر کرد و این سه فرشته مأمور اجرای این عذاب شدند.
فرشتگان پیش از رفتن به سوی قوم لوط، نزد حضرت ابراهیم علیه السلام آمدند تا بشارت تولد حضرت اسحاق علیه السلام را به ایشان بدهند.
بخش سوم: بشارت تولد حضرت اسحاق علیه السلام
انبیای الهی به جایگاه والای خود بدون امتحان نرسیدهاند. حضرت ابراهیم علیه السلام با پشت سر گذاشتن آزمایشهای سخت به مقام خلیلاللهی رسید. ما انسانها باید بدانیم که رسیدن به مقامات نیازمند تحمل امتحانات است.
از خداوند باید بخواهیم که آزمایشها را سبک و قابل تحمل قرار دهد تا در فشار امتحانات، ایمانمان آسیب نبیند.
حضرت ابراهیم علیه السلام حدود ۱۲۰ سال و حضرت ساره علیها السلام حدود ۹۰ سال سن داشتند و پس از نزدیک به یک قرن، بچهدار نشده بودند. وقتی حضرت ساره علیها السلام خبر بچهدار شدن را شنید، از شدت تعجب خندهای از او سر زد و گفت: «من پیرزن و شوهرم پیرمرد، چگونه بچهدار شویم؟»
فرشتگان در پاسخ فرمودند: «آیا از کار خدا تعجب میکنی؟» این جمله اشاره به این دارد که وقتی خداوند اراده کند، هیچ چیز غیرممکن نیست.
نکات تفسیری
نکته اول: ایمان به قدرت الهی
حضرت ساره علیها السلام با وجود دیدن معجزات الهی در طول زندگی (مانند نجات حضرت ابراهیم علیه السلام از آتش نمرود)، باز هم از قدرت خداوند تعجب کرد. این درس برای ماست که نباید قدرت خداوند را محدود به تجربیات گذشته بدانیم.
نکته دوم: سنت الهی و وظیفه ما
سنت خداوند تغییرناپذیر است، اما تحقق آن مشروط به انجام وظایف ماست. ما مأمور به تکلیف هستیم، نه مأمور به نتیجه.
بخش پنجم: شفاعت حضرت ابراهیم علیه السلام برای قوم لوط
پس از دریافت بشارت، ترس حضرت ابراهیم علیه السلام از بین رفت و به شادی و خوشحالی تبدیل شد. در این حالت، ایشان برای قوم لوط شروع به شفاعت و چانهزدن کرد.
حضرت ابراهیم علیه السلام وقتی خودش به بشارت رسید، دلش خواست دیگران هم بهرهای ببرند. این درس بزرگی است که:
- ما باید واسطه حال خوش دیگران باشیم
- هرگز علت و ریشه اصلی حال خراب دیگران نباشیم
- خوشحال کردن دیگران هزینه زیادی ندارد؛ حتی با یک احترام ساده
احترام گذاشتن باید بر اساس شأن، حد و ظرفیت افراد باشد. همانطور که در غذا خوردن اندازه رعایت میشود، در احترام و تحویل گرفتن افراد نیز باید اندازه نگه داشته شود.
هرچند نتیجه عذاب قوم لوط قطعی بود، اما حضرت ابراهیم علیه السلام وظیفه خود دانست که شفاعت کند. اگر ایشان این کار را نمیکرد، درجهای از درجاتش کاسته میشد.
ما باید تکلیف خود را درست بشناسیم و به آن عمل کنیم، حتی اگر نتیجه قطعی باشد. پاداش الهی به انجام تکلیف تعلق میگیرد، نه به نتیجه.