1405/07/08
بسم الله الرحمن الرحیم
تبیین فرمایش مرحوم سید یزدی در مساله/ارباح المكاسب /كتاب الخمس
موضوع: كتاب الخمس/ارباح المكاسب /تبیین فرمایش مرحوم سید یزدی در مساله
مباحث اخلاقی چهارشنبه
یکی از خصوصیات انسان اینست که کمال گرایی را دوست دارد. در فکر و خیال است که قله های موفقیت را فتح میکنند. اما در مقام فعل همه افراد به نتیجه و کمال نمیرسند. جهت مطلب اینست که رسیدن به کمال و موفقیت شرائطی دارد و بدون آن شرائط نوک قله موفقیت به دست نمیآید.
یکی از مسائلی که برای وصول به کمال لازم است، جدیت و تلاش و اراده با هم است. لذا اگر کسی فقط اراده کند ولی حرکت و تلاشی نداشته باشد به موفقیت نمیرسد.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود: لَا تَجْتَمِعُ عَزِيمَةٌ وَ وَلِيمَة[1]
العزیمه یعنی اراده کار مهم و ولیمه یعنی سورخوری و خوشگذرانی
کسی که میخواهد موفق شود باید تلاش کند و به بطالت نگذراند.
خداوند متعال تلاش را دوست میدارد. این سنت خداوند عجیب است. ﴿وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى﴾[2]
برکت برای اهل تلاش است. اگر کسی سعی و تلاش کند و مومن باشد، کولاک میشود.
برای رسیدن به نتیجه باید تلاش کرد. سورچرانی فایده ندارد. تنبلی فایده ندارد. مضاف بر اینکه تنبلی جرم است و وادی جولان شیطان است.
کسانی که در وادی معصیت غرق شدند، شیطان ایشان را در معصیت درگیر میکند و کم کم لذت معصیت را هم از ایشان میگیرد.
دسیسه شیطان همین است که با چراغ سبز لذت او را میکشاند و بعد از گرفتاری، لذت را میگیرد.
اهل تنبلی خیال میکنند دچار لذت هستند. در ادامه مسیر دیگر لذت نمیبرد و فقط کلافه است.
عاقبت سستی همین کلافگی است. اما سعی و تلاش و کوشش همین است که انسان را با نشاط نگه میدارد، مخصوصا اگر مومن باشد. در ورودی تلاش و عزیمه، یک سختی هست که اگر این را تحمل کرد در ابتدای مسیر، ادامه راه آسان میشود.
مرحوم آیت الله حاج شیخ جواد تبریزی ره میفرمود : «من اینقدر زحمت و تلاش دارم که تعطیلی برای من معنا ندارد.»
اینگونه افراد کم کم وارد وادی هیجان میشوند.
لذا امیرالمومنین علیه السلام فرمود عزم و اراده مفید است اگر همراه تنبلی و سورچرانی نباشد.
اهل علم و طلاب و فضلای بحث الحمدلله اهل تلاش هستند. گاهی موانعی ایجاد میشود ولی همین موقعیت موضع معامله سعادت و العیاذبالله شقاوت است.
این محافل بحث و علم اهل بیت علیهم السلام موضع نزول ملائک است.
امیدواریم ان شا الله همیشه موانع حضور در بحث رفع بشود و اقتضائات و لوازمش فراهم شود و در نتیجه خوب نوکری کنیم.
کتاب الخمس :
بحث در ارباح المکاسب بود و در مقام بیان کلام مرحوم سید یزدی ره بودیم. بخش اول کلام مرحوم سید یزدی بیان شد و عرض شد که مورد هفتم این بود که هرچه سود فعالیت تجارت و فعالیت اقتصادی به هر نحوی به دست بیاید، بعد از جداسازی مؤونه سال، مورد خمس خواهد بود.
همچنین بیان شد که کسب در باب افتعال به معنای کسب همراه تلاش است، در باب تفعّل به معنا طلب کسب است چه تلاش باشد چه نباشد. اما این بیان در ادبیات عرب است، در فقه تمام این مطالب را در یک معنا بحث میکنند و آن هم معنای اکتساب است یعنی کسب دارای زحمت، ذو مراتب است و اکتساب و تکسب در معنای ادبی، در فقه یک کاسه حساب میشوند.
اما بخش دوم کلام مرحوم سید ره در رابطه با مواردی است که نه اکتساب است و نه تکسّب است و مطلق فایده است.
متن فرمایش سید یزدی ره
بل الأحوط ثبوته في مطلق الفائدة وإن لم تحصل بالاكتساب كالهبة والهديّة والجائزة والمال الموصىٰ به ونحوها، بل لا يخلو من قوّة نعم ...[3]
(بلکه موافق تر با احتیاط در مقام عمل، ثبوت وجوب خمس است در مطلق فائده و سود و هرچند آن فائده با اکتساب به دست نیامده باشد مثل هبه و هدیه و جاوزه و مالی که وصیت شده برای شخص و مثل اینها و بلکه خالی از قوت نیست در مقام علمی همین نظریه)
تبیین فرمایش سید ره
عبارت الاحوط با الاولی متفاوت است. احوط ناظر به مقام عمل است که در مقام عمل اینگونه عمل شود بهتر است. اما الاولی در مقام علمی و فنی است. در ما نحن فیه طبق عبارت «الاحوط» مرحوم سید معتقد است که از حیث علمی و فنی، ربح اکتساب و تکسب متعلق خمس است اما مطلق فائده خمس ندارد اما در مقام عمل احوط پرداخت خمس در مطلق فائده است. هرچند اکتساب در بین نباشد.
بین هبه و هدیه تفاوت است که در محل خودش بیان خواهد شد.
در کتاب وصیت چهار اصطلاح داریم. موصی (وصیت کننده)، موصی له (کسی که به نفع او وصیت شده)، موصی به (مال مورد وصیت)، وصی (مجری وصیت)؛ یکی از مصادیق مطلق فائده بغیر اکتساب، مال موصی به است که متعلق خمس نیست.
«بل» در این کلام دال بر استدراک است که این نظر هم مطابق احتیاط عملی است هم فنی و علمی است و لذا نظریه علمی مرحوم سید هم همین است.