1404/11/11
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی سرقت صبیان/احکام الصبیان /فقه الاسره
موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /بررسی سرقت صبیان
بیانات به مناسبت سالروز تولد حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان
عرض تبریک به محضر امام زمان علیه السلام و فضلا و سربازان حضرت، سالروز میلاد حضرت علی بن الحسین علیهما السلام، حضرت علی اکبر علیه السلام فرزند ارشد اباعبدالله الحسین علیه السلام. شخصیت صاحب کمالات و مناقب و شأن ویژه ای فراتر از شأن شهدای عاشورا؛ هرچند سایر شهدا دارای شان خاصی هستند ولکن حضرت علی اکبر بالاتر از ایشان شأنی دارند.
این روز را به نام روز جوان نامگذاری کردند. شاید بهانه ای برای توجه به قشر جوان باشد. اما کاش به جای جوان، تسمیه به جوانمردی می شد. اگر بنابر تکریم جایگاه اهل بیت علیهم السلام باشد، اگر این روز به نام جوانمردی نامگذاری میشد مناسب تر بود.
جوانی از خصوصیات جسم است. جوانمردی قائم به روح و جزء ملکات روحانی است. در جوان حداقل 18 تا 40 سال است. قبل از 18 نوجوان و پس از 18 را هم جوان نمی گویند.
لکن جوانمردی سن مشخص ندارد. گاهی یک نوجوان 13 ساله که در دفاع مقدس خود را در سختی و در زیر تانک می اندازد به قله جوانمردی رسیده است. در دفاع مقدس چقدر از این جوانمرد ها داشتیم. از طرفی ممکن است کسی به سن 63 و 80 رسیده باشد اما جوانمرد باشد.
در جوانمردی شئونات مختلفی ملحوظ است. یکی همین ایثار است. کسی به ایثار نمی رسد الا اینکه از خودخواهی عبور کرده باشد. خودخواهی از همان ابتدا و سن اولیه یقه انسان را گرفته است. اگر این کنترل نشود، خودخواهی هم بیشتر می شود.
مولا فرمود :
إذا شاب العاقل شبّ عقله و إذا شابّ الجاهل شبّ جهله.[1]
انسان اگر خود را عاقل تربیت کرد، در پیری عقل جوان تر میشود. کسی مثل رهبری معظم در سن حدود 90 سال چه فکر و درک و عقلی دارند که مستقیم یک جنگ دوازده روزه را مدیریت می کند که دنیا به تحیر و تعجب می افتد.
اما اگر کسی با هوا و هوس و دنیاپرستی جلو رفت، جهلش هم بیشتر می شود.
علی ای حال جوانی، با جوانمردی متفاوت است.
اگر به کسی جسارت کنم، به خودم جسارت کردم و جهل خودم را تقویت کرده ام.
ان شا الله به حق حضرت علی اکبر علیه السلام تا این رذائل ما را رسوا نکرده، بتوانیم خودمان را تربیت کنیم.
اما الفقه :
بیان شد قبل از بیان ادله طرفین و بررسی مساله سرقت صبیان، جهت تمهید بحث، به بیان شرائط اجرای حد سرقت پرداختیم.
وجه این بحث هم این بود که اگر در بحث ما نظریه اجرای حد سرقت بر صبی را پذیرفتیم، آن شرائط در این مساله هم باید بررسی شود.
شرط هشتم مربوط به وقف بود که اگر سرقت از وقف باشد مخصوصا وقف عام، اجرای حد صورت نمیگیرد.
البته بیان شد در بعضی شرائط هرچند قطع ید صورت نمیگیرد، اما در صورت صدق عنوان افساد فی الارض، قتل نفس محقق خواهد شد.
شرط نهم :
مال مسروقه قبل از اثبات جرم و اثبات سرقت به مال مالک برگردانده نشود. پس اگر سارق با ترفندی و حیله ای قبل از احراز سرقتش مال مسروقه را به منزل مالک برگرداند در اینجا حد جاری نمی شود. بنابراین اگر سارق بعد از اینکه جرمش ثابت شد و دادگاه رای بر علیه او داد، مال مسروقه را برگرداند ، فایده ندارد.
شرط دهم :
مال مسروق قبل از اثبات جرم و شناسایی سارق، به ملکیت رسمی سارق در نیاید. بنابراین اگر سارق با زرنگی قبل از اثبات جرمش به مالک بگوید من میدانم مال تو کجالت و آن را از تو بفلان مقدار بیشتر از ارزش آن از تو میخرم و زحمت اخذ آن با خودم باشد، در این صورت هم دیگر قطع ید منتفی است.
آنچه بین شد اهم شرائط اجرای حد سرقت است و چون موضوع اصلی بحث ما نیست و صرفا از باب تمهید بحث خودمان می باشد. چرا که قصد ما اینست که بدانیم در ما نحن فیه که از سرقت صبیان می خواهیم بحث کنیم ان شا الله، که بین فقها اختلاف جدی وجود دارد بر فرض آنکه در برخی از مراتب آن بخواهد قطع ید ثابت شود قهرا لازم است که این شرائط مذکوره احراز شود.
این شرائط مجموعا برای اجرای حد سرقت لازم است. در واقع این موارد باید همه با هم جمع باشد. لذا اگر یک شرط نباشد یا در یکی از این شرائط تردید ایجاد شود، حد جاری نیست چرا که حد در فرض شبهه و تردید جاری نمی شود.[2]
ورود به اصل بحث :
اگر یک کودک نابالغ مخصوصا اگر مراهق بوده باشد مرتکب سرقتی شود (مثلا از طریق مجازی و هک کردن و هتک حرز و اخراج) که همه شرائط اجرای حد قطع ید را دارا است، آیا اینجا قطع ید صورت میگیرد یا خیر؟
مثال : صبی که از دوران صبایت اهل بازی و کار با موبایل بوده و در سنین مراهقت نابغه ای شده و با هک از بانک یا حساب های شخصی سرقت میکند.
همانطور که گفتیم اینجا اختلاف است. برخی از فقها فرموده اند به هیچ وجه از صبی قطع ید نمی شود ولو به کرات و مرات مرتکب شود. اما در نقطه مقابل برخی فرموده اند اینجا استثنا وجود دارد به شرط آن که سلسله مراتب آن رعایت شود و تمام شرائط سرقت هم اجتماع بکند در این صورت قطع ید جاری می شود.
بررسی ادله طرفین :
الف : ادله فقهایی که قائل به عدم اجرای حد برای صبی هستند.
عنده دلیل ایشان دو دلیل است :
1 – حدیث مشهور رفع
وَ رُوِيَ فِي الْحَدِيثِ أَنَّهُ ص قَالَ: رُفِعَ الْقَلَمُ عَنِ الصَّبِيِ حَتَّى يَبْلُغَ ...[3]
این فرمایش دلالت دارد صبیان تا قبل از بلوغ تکلیفی ندارند. حال که صبی سرقت کرده است در واقع برای او حرام نیست و مرتکب فعل حرام نشده است و طبعا حدی هم بر او جاری نمی شود.
2 – اصاله البرائه
میگویند اگر شک کنیم که آیا بر صبی حد جاری می شود یا خیر، اصل عدم اجرای حد است فلذا مقتضای اصاله البرائه هم اینست که بر صبیان حد جاری نمی شود مخصوصا با ضمیمه قاعده الحدود تدرء بالشبهات
نقد دو دلیل در جلسه آینده بیان خواهد شد.