1404/11/08
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی مساله سرقت صبیان/احکام الصبیان /فقه الاسره
موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /بررسی مساله سرقت صبیان
درس اخلاق چهارشنبه :
در مناجات شعبانیه عرض میکنیم :
وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِي وَ لَمْ يَدْنُ [يدنني] مِنْكَ عَمَلِي فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِي
خدا نکند انسان در قساوتی قرار بگیرد که آمادگی پذیرش این معارف را نداشته باشیم. در این فقره اشاره به مرگ است. این تذکر مهمی است. گاهی در خوش خیالی غوطه ور هستیم و فراموش میکنیم هر ساعت و هر نفس ما یه گام به سوی مرگ است. ما در حال نزدیک شدن به مرگ هستیم. اینکه من چقدر فرصت دارم، مساله مهمی است. ما هیچ خبر نداریم. اگر بنده در این خوش خیالی و بی خیالی باشد، مرتع شیطانی شده است. می فرماید : خدایا اگر مرگ من نزدیک می شود در حالی که خود من باور ندارم... . بسیاری از کسانی که فوت کردند خودشان خبر نداشتند و باور نداشتند که میمیرند.
اگر مرگ من در حال نزدیک شدن است، و اگر من عملی برای نزدیک شدن ندارم، اقرار به گناه وسیله و واسطه من به سوی خداست.
بهترین وسیله و راه نجات من اقرار به گناهان است. خدا می داند اقرار به گناه چه اعجاز هایی دارد حتی در مقام روابط انسانی.
اگر فرزند انسان خطایی انجام دهد و بعد عذرخواهی کند در دل انسان تاثیر دارد چرا که این اعتذار به معنای تسلیم است.
انسان چنین متاثر است، چه رسد به کریم علی الاطلاق
وای به حال انسان اگر دست انسان از این مساله هم کوتاه باشد.
وای به حال من که از این مساله غافل باشم و از مار و عقرب های اعمالم غافل باشم.
این غفلت واقعا نگران کننده است. خدا کمک کند هر روز برنامه ریزی کنیم و به گناهان نزد خالق اعتراف کنیم. اعتراف نزد مخلوق صحیح نیست اما در نزد خداوند متعال و خالق که آگاه و عالم است، ضرورت دارد و نیاز حال انسان است. این اعتراف مهمتر و بالاتر از استغفار است.
ما به استغفار توصیه کردیم، لکن به قدری که به اعتراف نیاز داریم، به خود استغفار نیاز نداریم. نفس اعتراف به گناه از بهترین جنس استغفارهاست.
این اعتراف خلوت و دل آماده می طلبد. اگر دل محل تاخت و تاز امیال است و شلوغ باشد، توفیق پیدا نمی کند.اول باید دل خلوت شود و از شلوغی نجات پیدا کند و بعد از آن در محضر الهی به گناهان اعتراف می کند. در این صورت این اعتراف موضوعیت دارد.
اما الفقه :
در مبحث بررسی فقهی سرقت صبیان بیان شد که بین فقها اختلاف است که در ذیل کلام امام خمینی ره بیان شد. بعضی معتقدند سرقت در صبیان، محکوم به حد سرقت نیست ولو تکرار شود و تنها تادیب دارد.
در طرف مقابل گروه دیگری اصرار دارند این مقام استثنا دارد به جهت نصوص معتبره در این مقام و لذا در صبیان اگر مرتکب سرقت شدند با سلسله مراتب، بعد از عفو و چشم پوشی و تادیب مختصر، تادیب های جدی تر شروع می شود مثل ادماء سر انگشتان و یا قطع بند های انگشت و در مرحله آخر قطع انگشتان
ما در مقام بررسی این دو نظریه هستیم.
از باب تمهید مساله سراغ شرائط قطع ید میرویم به انگیزه اینکه در صورت اثبات فتوای دوم، شرائط آن چیست؟ در واقع اگر حد سرقت برای صبیان ثابت شود، باید شرائط ثبوت حد را هم بدانیم.
لذا در این مقام ده شرط از شروط اجرای حد را بیان میکنیم ولی به ادله آن نخواهیم پرداخت.
اهم شرائط مذکور عبارتند است :
1- عاقل باشد. برای اجرای حد در بالغین، شخص بالغ باید عاقل باشد. یعنی از مجنون قطع ید نمی شود و در مجنون در صورت سرقت در حین جنون، حد جاری نمی شود. نکته مهم این است که صبی غیر ممیز هم مناطا در حکم همین مورد است چرا که قدرت فهم و تمییز ندارد و سرقت در این صبی غیر ممیز صدق عرفی ندارد.
2 – اختیار : پس اگر شخص مکره بوده باشد به او حد جاری نمی شود. البته این عدم اجرای حد به معنای رها کردن بالاطلاق نیست.
3 – اضطرار : اکراه نوعا عامل بیرونی دارد و اضطرار عامل درونی دارد. در اکراه شخصی از خارج مجبور می کند اما در اضطرار شخص خودش مجبور است سرقت کند مثل اینکه در ایام قحطی بوده و از شدت خوف موت مضطر به سرقت بوده است.
4 – مال در حرز بوده باشد و شخص سارق شخصا حرز را بشکند و هتک کند وخودش هم شخصا شئ مسروقه را از حرز خارج کند. اگر در حرز نباشد، اختلاس یا استلاب است. حرز هم به چیزی میگویند که مخصوص نگه داری هر شئ است. جواهر و اسکناس در گاوصندوق قرار میگیرد، گوسفند در آغل مخصوص و غیره ... بنابراین اگر یک نفر هتک حرز کند و سپس بعد از آن شخص دیگری مال مسروقه را از حرز خارج کند در اینجا به هیچ یک از دو نفر حد سرقت جاری نمی شود بلکه برای اولی ضمانت حرز است و برای دومی ضمانت مال مسروقه است و این دو را رها نمیکنند و اصل جرم ایشان ثابت است. الا اینکه هر دونفر مشارکتا هتک حرز کنند و هم مشارکتا اخراج مال از حرز کنند که در این صورت برای هر دو نفر حد جاری می شود.
5 – سارق والد برای شخص مسروق منه نباشد. از پدر در مصاف فرزند حد جاری نمی شود. قانون در مجموع مبحث دیات و قصاص همین است که بر والد در قبال فرزند حد جاری نمی شود؛ ولی بالعکس آن جایز است یعنی اگر ولد از والد سرقت کند قطع ید خواهد شد.
تذکر : والده هم ار سرقت از ولد کند قطع ید می شود.
6 – باید سرقت به صورت پنهانی بوده باشد یعنی پس از هتک حرز اخراج از حرز باید مخفیانه بوده باشد فلذا در صورت آشکار (مثل فرض استلاب) حد جاری نمی شود.
7 – مال مسروقه باید اقلا ربع دینار خالص طلا بوده باشد.
این از شرائط مهم حد سرقت است. اگر هر ربع دینار ، سه الی چهار گرم طلا باشد، به قیمت فعلی در تاریخ موجود حدود شصت میلیون می شود.
8 – شرط هشتم این است که مال مسروقه از اموال وقفی مخصوصا وقف عام و هکذا مثل بیت المال نبوده باشد.
تذکر : در وقف خاص بین فقها اختلاف است که برخی از فقها مشمول حد سرقت می دانند. پس اگر از اموال موقوفات عام یا بیت المال سرقت شود، حد قطع ید جاری نمی شود.
لا یخفی در این موارد مذکور به لحاظ صنعت فقهی و این دقت علمی هرچند حد سرقت جاری نمی شود لکن از این جهت تنزل به تعزیر می کند لکن در همین جا اگر خصوصیات سرقت به جایی برسد که عنوان مفسد فی الارض بر آن صدق کند قهرا در آنجا بدتر از قطع ید، محکوم به اعدام می شود.