« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدمحمد میراحمدی

1404/10/16

بسم الله الرحمن الرحیم

ضرب صبیان درمقام تربیت/احکام الصبیان /فقه الاسره

 

موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /ضرب صبیان درمقام تربیت

 

اشاره به مطالب گذشته :

سخن در مساله سوم یعنی حکم دیه و قصاص در صورت جراحت و آسیب جدی به کودک در مقام تربیت بود.

به عبارتی بحث این بود که چنانچه در مقام تربیت ضرب صبی محقق شود و در نتیجه این ضرب آسیب جدی ایجاد شود آیا قصاص و دیه ثابت است و همچنین دیه و قصاص بر چه کسی ثابت می شود.

بیان شد که اقسامی دارد.

گاهی این آسیب همراه با افراط نبوده است. گاهی همراه با افراط بوده است.

همچنین گاهی مودِّب پدر بوده و گاهی غیر پدر بوده است.

همچنین حادثه جرحی بوده یا از فرض های دیه است.

بیان شد اگر این ضرب و تادیب بر اثر افراط بوده است قصاص و دیه ثابت است الا در جایی که مودب پدر باشد که در این مورد پدر قصاص نمی شود اما دیه بر عهده او ثابت است.

وجه عدم قصاص پدر نیز بیان شد و روایات آن بحث شد.

فرض آسیب جدی بدون افراط :

لکن آنچه که مهم است در اینجا روشن شود اینست که اگر ضرب و تعزیر بدون افراط انجام شود و هیچ لا ابالی گری هم نباشد ولی به هر دلیل صدفهً و غیر اختیاری برای کودک جراحت یا آسیبی رخ دهد در این صورت تکلیف چه می باشد. آیا در اینجا دیه و ضمانت ثابت می شود یا خیر؟

نظرات در مساله :

در این مساله بین فقهای عظام اختلاف است که برخی قائل به ثبوت دیه و ضمانت هستند و برخی دیگر منکر آن هستند.

اما به نظر ما، اگر ضرب و تعزیر افراطی نباشد و با لحاظ شرائط مناسب صورت بگیرد لکن به هر دلیل از قضا حادثه ای رخ بدهد در هیچ یک از فرض های چهارگانه (مودب پدر باشد در دو فرض یا حاکم شرع یا معلم باشد) دیه و ضمانت بر مودب در این مقام بار نمی شود بلکه نهایتا در برخی از فروض دیه ثابت است و دیه آن جراحت از بیت المال استیفا می شود.

دلیل نظریه مختار :

وجه این نظر دو دلیل است. اولا طبق قواعد و مبانی موجود در مقام؛ ثانیا بر اساس برخی از روایات باب این نتیجه به دست می آید.

در این مقام از حیث فقاهتی نکات مهمی مطرح است. در مواردی قواعد و ادله تنافی دارند که در چنین مواردی روایات به نظر ما مقدم است الا اینکه روایات دچار ضعف باشند. بنابراین گاهی روایات، قواعد را طرد میکند و گاهی قواعد، ادله را کنار میگذارد.

اما در این مقام قواعد و ادله موید یکدیگر هستند.

دلیل اول : مبانی در مقام

بر اساس قواعد و مبانی در تمام فرض های چهارگانه چون معطوف به امر شارع است قهرا مودب در این فروض مذکور دارای ولایت شرعی است یعنی والد و حاکم و معلم (البته هر یک در محدوده خودش نه بیشتر؛ مثلا پدر در مقام ولایت حاکم شرعی بر تعزیر صبی، نمیتواند در صورت نبودن حاکم به جای حاکم حد اجرا کند) دارای ولایت در حوزه مربوط به خودشان هستند. در مورد معلم باید توجه داشت که این معلم در حیطه تخصص خودش حق ضرب دارد. از این معلم توقع آموزش داریم. گاهی دانش آموز با دفعه اول مطلب را فرا میگیرد و در ادامه و تکرار درس شیطنت می کند؛ در این مقام معلم برای آموزش حق ضرب دارد ولی برای شیطنت حق ضرب او را ندارد و باید به والدین ارجاع دهد. بنابراین معلم صرفا در مقام آموزش ولایت دارد و در مورد دانش آموز درس خوان و اهل فهم، ولو شیطنت کند نمی تواند تعزیر کند.

علی ای حال به انضمام برخی قواعد و مبانی ثابت میشود که اگر مودب عندالتادیب لایبالی گری نکرده و افراط نداشته و طبق شرائط تادیب را اعمال کرده، هیچ ضمانی ندارد.

بنابراین هدف این افراد در این مساله اجرای امر الهی است و به قصد لله تادیب کرده اند، فلذا قهرا به همین دلیل محسن خواهند بود.

قرآن کریم نیز می فرماید :

﴿ما عَلَى الْمُحْسِنينَ مِنْ سَبيل‌﴾[1]

شخص نیکوکار در فعل حسن و نیکوکاری مورد ملامت قرار نمیگیرد.

به عبارت اوضح در این مقام سه قاعده به یکدیگر منضم میشود :

قاعده اول : مودب به قصد لله و برای تربیت صبی و مخلصا ضرب را انجام داده است و در این ضرب از حدود معین شرعی تخطی نکرده است.

قاعده دوم : هرکس ضرب صبی را برای رضای خدا انجام دهد و خدا را در این تادیب در نظر بگیرد و بر اساس حدود شرعی عمل کند، عنوان «محسن» بر چنین شخصی صادق است.

قاعده سوم : طبق آیه شریفه مذکور کسی که محسن باشد، در انجام عمل نیکو ولو دچار نقص و ضعف شود، ملامت نمی شود. بنابراین مودب با حفظ دو قاعده اول مورد ملامت قرار نمیگیرد و ضامن نخواهد بود.

بنابراین این آیه شریفه در اینجا حاکم و جاری است پس قهرا اگر عندالتادیب به شرط عدم افراط و رعایت شرائط به طور ناخواسته آسیبی رخ دهد مودب ضامن نخواهد بود و دیه ی هم به عهده او نمی باشد.

مضاف بر اینکه در همین جا اگر شک کنیم آیا دیه ای بر ذمه این مودب که محسن بوده و با لحاظ شرائط تادیب کرده است مترتب می شود یا خیر اصل عدم آن است و این اصل عدمی هم موید این مدعا می باشد.


logo