1404/10/10
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی مساله ضرب صبیان/احکام الصبیان /فقه الاسره
موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /بررسی مساله ضرب صبیان
بیانات به مناسبت ولادت امام جواد علیه السلام
السلام علیک یا اباجعفر یا محمد بن علی ایها التقی الجواد یاابن رسول الله یا حجه الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله
ان شا الله در این روز میلاد امام جواد علیه السلام و روز مسرت قلب امام رضا علیه السلام و امید شیعه، امید شیعیان برای ظهور منجی هر چه زودتر محقق شود و ما نیز توفیق نوکری و تشرف به محضر حضرت را داشته باشیم. امیداریم از این جلسه دست خالی خارج نشویم مخصوصا مغفرت گناهان و توفیق معرفت و انس به ذوات مقدس علیهم السلام به ما عنایت شود. ان شا الله مهمات دین و دنیا برای ما تفضل شود.
روایتی از حضرت جواد علیه السلام ذکر می شود که ان شا الله صله این روایت کسب معرفت باشد.
اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ.[1]
حضرت در ابتدا با اعلم بیان فرمودند. کمترین حساب ، هشدار است.
هرجا باشی در مرئی و منظر الهی هستی. نه تنها شخص انسان بلکه بند بند وجود انسان در منظر الهی است. هیچ توجیهی هم لازم نیست. هر کاری انجام دادیم در منظر الهی بوده و توجیه پذیر نیست.
حال که از چشم خدا مخفی نیستیم حواسمان را کنترل کنیم و حالمان را رعایت کنیم که در محضر خدا چگونه عمل میکنیم.
ما چه مقدار حواسمان هست که خدا همیشه حواسش به ما هست.
یک لحظه از چشم خدا مخفی نیست. با این حال چگونه معصیت و خطا میکنیم؟
اگر کودک حاضر باشد حیا می کنیم. نسبت به خدا چگونه ایم؟
تا بار گناه سبک نشود پرواز ممکن نیست. لذا باید استغفار کرد.
در فراز دیگری از دعای استغفار فرمود :
اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ يَدْعُو إِلَى الْكُفْرِ[2]
بعضی گناهان انسان را به کفر و شرک یا شرک خفی می کشاند.
وَ يُطِيلُ الْفِكْرَ
تفکرات بیهوده را زیاد می کند
وَ يُورِثُ الْفَقْرَ وَ يَجْلِبُ الْعُسْرَ
باعث فقر و سختی زندگی و معیشت می شود.
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِي يَا خَيْرَ الْغَافِرِين
مهمترین پیام کلمات اهل بیت همین است که باید بار را سبک کرد. البته نه اینکه یک شبه راه صد ساله طی شود. امام زمان عجل الله فرجه توقع دارد که وارد مسیر شویم و برگردیم به سوی خدا و اهل بیت علیهم السلام ولو به قدر یک قدم باشد.
مرحوم آیت الله بهجت می فرمود در زندگی اگر می توانی یک گناه را اختیارا و با قصد کنار بزن. سرّ این جمله این است که اگر مومن با توجه و لله گناهی را کنار گذاشت وارد دامن الهی شده و وارد مسیر شده و ما بقی را کمک میکنند.
ان شا الله عنایتی شود و این سخنان در جان و قلب انسان بنشیند.
اما الفقه :
در مساله ضرب و تعزیر صبیان الحمدلله به مساله سوم رسیدیم.
مساله سوم :
اگر بر اثر ضرب و تعزیر برای کودک حادثه ای رخ داد در اینجا از جهت دیه و ضمانت و قصاص حکمش چه می باشد.
پاسخ این است که در این مساله چند صورت قابل تصور است.
صورت اول :
اگر این ضرب و تعزیر به صورت افراطی بوده باشد و یا از شرائط متعارف خارج بوده باشد مثلا یا کیفیت ضربات شدید بوده و یا محل ضربات غیر متعارف بوده باشد مثل اینکه به سر و صورت زده باشد در این صورت بدون شک اطلاقات و عمومات روایات باب دیه شامل اینجا هم شده است و دیه ثابت می شود و در این خصوص فرض دیه، فرقی ندارد که مؤدب چه کسی بوده باشد (پدر باشد یا حاکم شرع که البته نماینده او مجری حکم است، یا معلم باشد)
و هکذا در فرض جراحت و شرائط قصاص هم با لحاظ ضوابط آن قصاص ثابت می شود البته به جز در خصوص پدر که حتی در صورت فوت فرزند قصاص نمی شود چرا که در رابطه ابوت و بنوت بر اساس صریح روایات قصاص از مقام پدر استثنا شده است و در این خصوص فرقی ندارد که آن جراحت یا جنایت سهوی بوده باشد یا حتی عمدی باشد اما همانطور که بیان شد دیه به قوت خود ثابت است.
ادله روایی بر عدم قصاص پدر
روایت صحیحه حمران بن اعین از امام باقر یا امام صادق علیهما السلام
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: لَا .يُقَادُ وَالِد بِوَلَدِهِ وَ يُقْتَلُ الْوَلَدُ إِذَا قَتَلَ وَالِدَهُ عَمْداً.[3]
(هیچ پدری در ازاء ولد و فرزندش قصاص نمی شود و کشته می شود فرزند اگر پدرش را عمدا به قتل برساند)
این روایت مطلق است از حیث عمد و سهو در ناحیه جنایت پدر بر فرزندش و لذا در هر صورت قصاص بر پدر نیست.
اما در ذیل روایت که قتل پدر توسط فرزند باشد در صورت عمدی بودن قصاص است.
و همچنین روایت ابن ابی عبید از امام صادق علیه السلام
رَوَى الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ ظَرِيفِ بْنِ نَاصِحٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَيُّوبَ قَالَ حَدَّثَنِي الْحُسَيْنُ الرَّوَّاسِيُّ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ الطَّبِيبِ قَالَ: عَرَضْتُ هَذِهِ الرِّوَايَةَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ نَعَمْ هِيَ حَقٌّ وَ قَدْ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَأْمُرُ عُمَّالَهُ بِذَلِك ... وَ قَضَى ع أَنَّهُ لَا قَوَدَ لِرَجُلٍ أَصَابَهُ وَالِدُهُ فِي أَمْرٍ يَعْتِبُ فِيهِ عَلَيْهِ فَأَصَابَهُ عَيْبٌ مِنْ قَطْعٍ وَ غَيْرِهِ وَ يَكُونُ لَهُ الدِّيَة وَ لَا يُقَاد[4]
(حکم فرمود امیرالمومنین علیه السلام که قصاص نیست برای مردی که جنایت شده بر او در دعوایی بین او و پدرش در امری که سختی اتفاق افتاد بر علیه فرزند و عیب بر این فرزند وارد شده است که این عیب قطع عضو یا غیر آن بوده و برای این فرزند دیه ثابت است.)
بر اساس این دو روایت قصاص در خصوص مقام ابوت منتفی است ولی نسبت به نماینده حاکم شرع یا معلم قصاص در فرض افراط البته با شرائط خودش جاری می باشد.
تا اینجا مساله روشن است و محل بحث و نزاع نمی باشد.